فرهنگ و اندیشه

به بهانه روز جهانی محصلان/ چگونه یک محصل خوب باشیم؟

بیست ‎و هفتم عقرب ‎روز جهانی محصلان است. نام‎ گذاری روزی بنام محصلان در تقویم کشورها بیانگر ارج‎ گذاشتن به جایگاه والای اجتماعی و علمی محصلان در جامعه می‎باشد. محصلان نماد فکر، خرد و فرهنگ غنی و سمبول پیشرفت علم و صنعت یک کشور است. سیر صعودی گراف ترقی هرجامعه منوط به میزان تحصیل کرده‎ هایش است که به هر اندازه آمار کادرهای علمی آن بالا باشد به همان میزان آن جامعه به سوی پیشرفت و ترقی گام برمی‎دارد. امروزه ملت و کشوری در میدان‎های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و صنعتی حرف اول را می‎زند که با سلاح علم مجهز باشد.

بیست ‎و هفتم عقرب ‎روز جهانی محصلان است. نام‎ گذاری روزی بنام محصلان در تقویم کشورها بیانگر ارج‎ گذاشتن به جایگاه والای اجتماعی و علمی محصلان در جامعه می‎باشد. محصلان نماد فکر، خرد و فرهنگ غنی و سمبول پیشرفت علم و صنعت یک کشور است. سیر صعودی گراف ترقی هرجامعه منوط به میزان تحصیل کرده‎ هایش است که به هر اندازه آمار کادرهای علمی آن بالا باشد به همان میزان آن جامعه به سوی پیشرفت و ترقی گام برمی‎دارد. امروزه ملت و کشوری در میدان‎های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و صنعتی حرف اول را می‎زند که با سلاح علم مجهز باشد.
هدف محصلان در درجه اول گسترش آموزش و پرورش به روش‎های مدرن و مسلکی آن می‎باشد. وظیفه محصل آموختن نقطه نظری خاص نیست، بلکه به کاراندازی آن نیروهای تشخیص و انتقاد در زمینه‎ های گوناگون اجتماعی است که در موضوعات مختلف داوری کنند. در گام اول درس خواندن زمانی برای یک محصل موثر است، جایگاه حقیقی دانش را مطالعه کند و به ثمررساندن هدف‎های مورد علاقه‎اش درک و فهم خود را بکار ببرد؛ هدفی که از نقطه اول تا آخرش سودمند باشد.
محصلان ارزش آموزش و پرورش را در برانگیختن روابط اجتماعی می‎دانند، یاد گیرندگان علم باید به آثار اجتماعی اعمال خود توجه داشته و ارزش علم را از جنبه ‎های عملی و نظری در نظام کنونی کشور خود در نظر بگیرد. محصل یک نسلی باشد که در تغییر روابط اجتماعی و فکری در زمان حال آینده سبب شود.
پیشگامان سیستم درسی جدید، نظام‎ها و روش‎های تربیتی یا متداول را مورد انتقاد قرار می‎دهند. مخصوصا از این لحاظ که دیگر تربیت فکری محض کافی نیست، بلکه محصلان باید افرادی اندیشمند، کارآمد، مسوولیت ‎پذیر، خوش‎ذوق با احساس و در تمام عرصه‎ ها حق‎شناس باشد، محصل همیشه کوشش می‎کند که به حق گردن نهد.
یکی از معضلات عمده در دانشگاه ‎ها کهنه بودن نصاب درسی است، محتوای برنامه‎ های درسی دانشگاه ‎ها باید بانیازها و خواست‎های محصلان ارتباط داشته باشد، ساختار درسی انعطاف‎پذیر باشد، بطوری که همه لوازم مورد استفاده در آن‎ها باید با شرایط و رشد کامل محصلان همآهنگی داشته باشند.
استاد بهتر است شاگرد محوری را در محیط عملی کند و برنامه درسی را ناشی از زندگی اجتماعی در پیش بگیرد، روی تفکر انتقادی و خلاق تاکید داشته باشد. وظیفه استاد هم این است که تجارب و آزمایش‎ها را برگزیند، تنظیم و وهدایت کند، آنچنان‎که شرکت شاگردان در فعالیت های گوناگون، شناخت و معرفت آنها را به حداکثر می‎رسانند.
وقتی خود شاگردان درگیر تجربه و آزمایش شوند طبعتا بیشتر احساس مسوولیت خواهند کرد و هم تربیت اجتماعی و روانشناختی باید توأم به ساحه علم انجام گیرند در هرگونه تربیت اخلاقی، شغلی، اجتماعی، فکری باید رشد و تکامل فرد را پایه قرار بدهد. باتوجه به این نگرش‎ها و روش تدریس تابعی از تفاوت‎های فردی (در یادگیری، رشد و تکامل) خواهد بود و نمی‎توان روش واحد و ثابتی را برای همیشه بکار برد.
وظیفه یک استاد در روش تدریس، علاوه برداشتن شرط مذکور باید همه محصلان را فعال نگهدارند، نیازها، رغبت‎ها و توانای‎هایی همه محصلان را در نظر بگیرند، آنان را برتفکر انتقادی برانگیزاند، احساس مسوولیت را در ایشان رشد بدهند.
خواست محصلان در دانشگاه ‎ها، آموزش درسی فعال و مبتنی برفعالیت‎های ناشی از زندگی می باشند، بعدی از یادگیری اجتماعی باید روی روش “حل مساله” تاکید شود؛ دانشجو باید معلومات را وسیله تلقی کند؛ نه هدف. یادگیری در دانشگاه ‎ها باید جریانی فعال داشته باشد. به جای این‎که محصلان، اطلاعاتی را منفعلانه دریافت کنند، بلکه رغبت محصل را در جستجوی علم، محور قرار بدهد. نقش معلم این است که مشاور و راهنمایی دانشجویان باشد نه فرمانده یا رهبری مستقیم یادگیری و توصیه کننده، این تصور که آموزش و پرورش برای آماده شدن برای زندگی است باید همکاری میان محصلان را تشویق کند نه رقابت را دانشجو به انبار کردن معلومات نیاز ندارد؛ بلکه به اندیشیدن و حل مساله نیازمنداند.