اقتصاد

اشتغال؛ مهم‌ترین دغدغه پایان دوره تحصیل

به راستی که این سرور و شادی‌ها بخاطر فراغت جوانان از دانشگاه‌ها چه قدر زیبنده و مناسب است؟ با مطالعه وضعیت کنونی جوانان تحصیل کرده، درمی‌یابیم که اظهار خوشی به خاطر فراغت دانشجویان خیلی جالب و جذاب به نظر نمی‌رسد. البته مزیت فراگیری علم و پشت سر کردن یک دوره تحصیلی جدا از این مساله است اما زمانیکه اندوخته‌های علمی جوانان فارغ‌التحصیل به کار انداخته نشود و از نیرو و

محمدنسیم علی‌زاده

این روزها، شبکه‌های اجتماعی حال و هوای فراغت دانشجویان از دانشگاه‌های کشور را به خود گرفته است. دوستان و آشنایان دانشجویان فارغ‌التحصیل برای آنان پیام تبریکی می‌نویسند و اظهار خوشحالی می‌کنند؛ اما اکثر دانشجویان فارغ‌التحصیل از این که یک مقطع تحصیلی را پشت سر کرده‌اند، زیاد خوشحال و راضی به نظر نمی‌رسند. دلیل این نارضایتی آنان در آینده و روزگاری بعد از فراغت شان نهفته که خوشی و رضایت‌مندی را از آنان گرفته است. نارضایتی فارغ‌التحصیلان نه تنها در وضعیت بدی که بعد از فراغت، سراغ شان می‌آیند، نهفته است، بلکه تعدادی هم حسرت چندسالی را می‌خورند که در دانشگاه‌ها و نهادهای تحصیلی پشت سرده کرده‌اند که نتوانسته‌اند به خوبی از آن استفاده کنند و یا هم اینکه دانشگاه‌ها جواب‌گوی واقعی نیازمندی‌های آنان نبوده است. هردو علت زمینه‌ساز نارضایتی فارغین شده است.

به راستی که این سرور و شادی‌ها بخاطر فراغت جوانان از دانشگاه‌ها چه قدر زیبنده و مناسب است؟ با مطالعه وضعیت کنونی جوانان تحصیل کرده، درمی‌یابیم که اظهار خوشی به خاطر فراغت دانشجویان خیلی جالب و جذاب به نظر نمی‌رسد. البته مزیت فراگیری علم و پشت سر کردن یک دوره تحصیلی جدا از این مساله است اما زمانیکه اندوخته‌های علمی جوانان فارغ‌التحصیل به کار انداخته نشود و از نیرو و استعدادهای آنان استفاده نشود، فراغت این همه جوان از دانشگاه با مصرف‌های هنگفت که در دوران تحصیل کرده‌اند، خیلی افتخارآفرین و گِره گشا نیست.

فراغت دانشجویان از یک سو نویدی است برای سپری کردن دوران پرخاطرۀ تحصیلی و رسیدن به مرحلۀ از علم و دانایی و از سوی دیگر هم دغدغۀ  برای سردرگمی و بی سرنوشتی جوانان پس از سال ها تحصیل و دود چراغ خوردن می باشد.

جوانان در طول تاریخ در کشور، نقش و جایگاه خاصی داشته و در تمام عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی رول عمده و اساسی را بازی کرده‌اند و در هر عرصه پیشگام بوده‌اند. دوران تحصیلی و دانشجوی، یکی از دوره‌های است که دانشجویان در کنار دغدغه‌های دیگر، به خواندن و مطالعه مضامین و موضوعات مرتبط به رشته تحصیلی شان مصروف اند اما تنها دغدغه یی که همیشه آنان را آزار می‌دهند، این است که چگونه بعد از فراغت و سپری نمودن دوره تحصیلی، کار و شغلی برای خود پیدا نماید و صاحب لقمه نانی گردد؟ این نه تنها نگرانی  دانشجویان است، بلکه خانواده آنان نیز در چنین فکر است.

کاریابی یگانه دغدغۀ می‌باشد که ذهن و هوش هر جوان فارغ‌التحصیل را به خود مشغول داشته و حتا گاهی باعث فرار آنان از کشور نیز شده که تعدادی از جوانان فارغ‌التحصیل بعد از سپری نمودن امتحان نهایی دانشگاه، کشور را ترک گفته و راه مهاجرت را در پیش گرفته‌اند.

همان اندازه که نقش جوانان در سیاست، فرهنگ، اقتصاد و اجتماع مهم و اساسی است، انتظارات و توقعات جوانان نیز به همان‌اندازه از حکومت بالا است که مهم‌ترین بخش انتظارات جوانان از حکومت، کاریابی و ایجاد شغل برای آن هاست. در جامعه دموکراتیک و نظام قانونمند، حکومت مکلف است تا زمینه اشتغال‌زایی را برای شهروندان و به خصوص نسل جوان فراهم سازد که متاسفانه در افغانستان، حکومت یا قادر به چنین کاری نیست و یا توجه چندانی به این مشکل ندارد. از این جهت اعتماد مردم و نسل جوان نسبت به حکومت روز به روز کمتر می شود.

برای هر جوانی که از دانشگاه فارغ می‌شود، تنها داشتن سند و مدرک تحصیلی کافی نیست، بلکه استفاده از امتیازات مادی و معنوی آن و خدمت به خلق مهم تر از آن می‌باشد و این بر حکومت است که به چنین نیاز جدی جوانان پاسخ مثبت ارایه بدارد که در غیر آن فراغت هزاران جوان از دانشگاه ها در هر سال، خود به بحران دیگری مبدل خواهد شد.