اقتصاد

خشونت علیه زنان؛ عوامل و پیامدها

با گذشت یک و نیم دهه از شروع مبارزات حقوق بشری و دفاع از حقوق زنان، خشونت علیه زن در سراسر کشور بیداد می کند. خانه و خانواده، کوچه و بازار، دانشگاه و مدرسه، اداره و محل کار و هر جای دیگر از جامعه را که درست بنگریم نشانه‌های گوناگون از خشونت را مشاهده می‌کنیم. زنان برای خواستن کوچک‌ترین حق انسانی شان مورد ضرب و شتم و موارد گوناگون دیگر مانند: تجاوز جنسی، اختطاف، قاچاق، بازداشت، زندان، حتی سنگسار و اهانت قرار می‌گیرند.

محمد نادر نبی زاده

با گذشت یک و نیم دهه از شروع مبارزات حقوق بشری و دفاع از حقوق زنان، خشونت علیه زن در سراسر کشور بیداد می کند. خانه و خانواده، کوچه و بازار، دانشگاه و مدرسه، اداره و محل کار و هر جای دیگر از جامعه را که درست بنگریم نشانه‌های گوناگون از خشونت را مشاهده می‌کنیم. زنان برای خواستن کوچک‌ترین حق انسانی شان مورد ضرب و شتم و موارد گوناگون دیگر مانند: تجاوز جنسی، اختطاف، قاچاق، بازداشت، زندان، حتی سنگسار و اهانت قرار می‌گیرند.

سوال اساسی این است که علل و عوامل اصلی خشونت علیه زنان و نقض حقوق آنان چیست؟ چرا با وجود این که نهادهای مختلف و گوناگون با پشتیبانی قدرت‌های جهانی در راستای تأمین حقوق زنان و منع خشونت علیه زن کار می‌کنند؛ اما تا هنوز نتوانسته‌اند، جلو خشونت علیه زنان بگیرند؟

به نظر من یکی از عوامل اساسی  در گسترش خشونت علیه زنان در افغانستان گراف بلند بی‌سوادی در بین مردم است. تحقیقات کمیسیون حقوق بشر و سایر نهادها نشان می‌دهد که بخشی اعظمی از قضایای خشونت علیه زنان در خانواده‌های بی‌سواد و یا هم کم‌سواد رخ می‌دهد. زیرا این خانواده‌ها از لحاظ آگاهی حقوقی در ردیف پایین‌تری قرار دارند. روی همین ملحوظ خشونت در خانواده‌های روستایی به مراتب جدی‌تر و بیش‌تر و از خانواده‌های شهری و تحصیل یافته است و حتی نوع خشونت در این دو گروه متفاوت است.

یکی دیگر از عوامل خشونت علیه زنان در افغانستان فقر و عدم استقلال مالی زنان است؛ زنان در افغانستان به دلیل اینکه خود عایدی ندارد و یا هم اگر عایدی دارد باید آن را بر اساس عرف و اصول خانوادگی به حساب شوهر و یا پدرش بریزد، دچار وابستگی مالی به مردان می‌گردد. همین وابستگی مالی زنان به مردان سبب شده است تا زنان مورد خشونت قرار بگیرد. زیرا؛ زنی که توانایی مالی ندارد حتی در صورت مواجه شدن به خشونت، توان پرداخت پول کرایه موتر را ندارد تا به ارگان‌های مربوطه مراجعه نموده و خواهان احقاق حق خود گردد که بارها این موضوع در قضایا مشاهده شده است.

مسأله دیگر که از عوامل مهم خشونت علیه زنان به حساب می‌رود عدم آگاهی از حقوق اسلامی زنان است:

مرد از خانمش می‌خواهد که تمام امور منزل را انجام دهد در حالی که شرعا چنین حق را بالای زن ندارد. مرد خانم‌اش را در انزوای اجباری قرار می‌دهد، حتی اجازه نمی‌دهد که با خویشان و اقاربش دید و باز دید نماید بدون اینکه بداند این موضوع شرعی نیست. زن از طرف شوهر وادار می‌گردد که باید به تعلیم و تحصیل خود ادامه ندهد در حالی که آموختن علم و دانش برای مرد و زن فرض است.

یکی دیگر از عوامل خشونت علیه زنان در افغانستان حاکمیت فرهنگ معافیت و عدم دسترسی به عدالت محسوب می‌گردد؛ زیرا زنانی که مورد خشونت قرار می‌گیرد در صورت مراجعه به ارگان‌های عدلی و قضایی، برچسپ کلمه بی‌عزتی را می‌خورند. و یا هم اگر زنی این برچسپ را قبول کند و به مراجع عدلی و قضایی مراجعه نماید. در این ارگان هم طور شاید و باید مورد حمایت قرار نمی‌گیرد. زن به دلیل اینکه اولاد دارد باید از دعوی علیه شوهرش انصراف کند و دوباره درهمان فضای زندان با شوهرش زندگی کند. زن به دلیل ادعا علیه برادرش که او را لت و کوب کرده، زندگی برادر را با خطر مواجه می‌سازد و برادر برای همیش با او قطع رابطه می کند. باید مهر سکوت بر لب بزند. زن به دلیل اینکه بعد از دعوی علیه شوهرش شاید طلاق داده شود و از خانم طلاق شده در فامیل پدرش حمایت صورت نمی‌گیرد، باید خشونت را تحمل کند و از دعوی خویش منصرف شود. عدم دسترسی زنان به عدالت از جمله عوامل مهم و قابل دقت در قضای خشونت است.

عدم حضور واقعی و مناسب زنان در موقعیت‌های مهم دولتی و اداری و بالاخره عدم حضور در سیاست‌گزاری‌ها و تصمیم‌گیری‌های بزرگ ملی نیز زمینه خشونت علیه زنان را فراهم می‌سازد. به گونه مثال به رد قانون منع خشونت علیه زنان از پارلمان کشور به دلیل محرومیت زنان در سیاست‌گزاری‌ها اشاره کرد. زیرا برای مشارکت اجتماعی و سیاسی حضور در اجتماع شرط حتمی است، در حالیکه حضور اجتماعی زنان در جامعه ما خیلی کم رنگ است.

با در نظرداشت عوامل خشونت علیه زنان که در فوق بیان گردید، ناگفته نباید گذاشت که خشونت علیه زنان در افغانستان پیامدهای سوء در قبال دارد که به طور کوتاه به اثرات شوم و زیان بار خشونت که باعث از هم پاشیدن شیرازه فامیل می گردد، به موارد زیر اشاره کرد:

فرار از منزل، خودکشی، بی‌سرپرستی اطفال خانواده و سوق آنان به انحرافات اخلاقی، گرایش زنان به اعتیاد، ازدیاد مصرف دولت، افزایش فساد اخلاقی در جامعه، ترویج خشونت و سایر پیامد شوم و زیان بار دیگر که باید دولت به منظور مبارزه علیه این پدیده شوم راهکارهای مفید و موثر را پیش بینی نمایند مبارزه با خشونت علیه زنان را در راس اولویت های کاری خویش قرار دهند.