سیاست و امنیت

انتخابات؛ نماد جمهوریت و لزوم صلح در چهارچوب جمهوری اسلامی

عبدالرحمن‌ فهیمی

همزمان با آغاز و پیشرفت گفت‌و‌گوهای سیاسی میان آقای «زلمی خلیل‌زاد» فرستاده ویژه ایالات متحده‌ امریکا و نمایندگان «گروه طالبان» در قطر، آمادگی‌ها جهت برگزاری چهارمین انتخابات ریاست‌جمهوری نیز گرفته می‌شد. پس، این پرسش جدی مطرح بود و تاهنوز هم مطرح است که «آیا انتخابات مهم بوده و اولویت ملی است یا صلح؟

گروه طالبان موضع شان مشخص و واضح است. آن‌ها درصدد برهم زدن امنیت و اخلال روند انتخابات و حتی در پی ایجاد فاصله میان جریان‌ها و چهره‌های مطرح سیاسی و حکومت‌اند. حملات پی هم آن گروه در ولایت‌های کندز، بغلان و حملات مرگ‌بار انتحاری در شهر کابل، تایید کننده‌ این سخن است. حتی، این پرسش، «جریان‌های سیاسی» درون نظام جمهوری اسلامی را نیز به دو دسته تقسیم کرده‌است؛ دسته‌ای که صلح را در اولویت کاری خویش قرار داده و اعلام کرده‌اند که برای موفقیت فرایند صلح حاضراند از انتخابات بگذرند، اما دسته‌ دیگر انتخابات را به عنوان یک «اولویت مهم ملی» تلقی کرده و بر لزوم گفت‌وگوی سیاسی میان حکومت و طالبان از موضع قوی‌تر و زیر چتر نظام جمهوری اسلامی افغانستان تاکید می‌نمایند.

به نظر نگارنده‌ این سطور، در شرایط حاضر، انتخابات اولویت مهم ملی است. درست است که صلح نیز یکی از آرزوهای دیرینه‌ مردم است و اساساً هر جامعه‌ نیازمند فضای صلح‌آمیز است. فلسفه‌ وجودی دولت و طراحی نظام‌های سیاسی، تامین صلح و آرامش و ارائه خدمات برای مردم است، اما باید مکانیزم را در نظر گرفت، تا صلح پایدار تامین گردد. گفت‌وگوهای که موجب صلح کوتاه مدت و چند روزه شود؛ گذاشتن کلوخ در آب و رد شدن و خاموشی موقت بحران است.

نگارنده در مقالات قبلی به ویژه در مقاله‌ «افغانستان، جمهوریت و امارت؛ بسترها و زمینه‌ها» بر این نکته اشاره کرده است که «بین جمهوریت و تامین صلح و ثبات پایدار و دایمی در کشور» رابطه‌ تنگاتنگ وجود دارد. تامین صلح و ثبات پایدار در افغانستان، مستلزم مشارکت عادلانه و درخورشأن همه‌ اقوام و گروه‌های اجتماعی در ساختار «حکومت و دولت» و ارائه «خدمات عادلانه» است و این دو مهم، تنها در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی ممکن و میسور است.

انتخابات نماد مهم دموکراسی و مردم سالاری است. براساس نگاه «معطوف به زمان» و قرائت‌های جدید دینی اگر نگریسته شود؛ انتخابات و خواستن رای و نظر مردم در مورد حاکم، در متون دینی نیز وجود دارد. در نظام جمهوری اسلامی، همه‌ شهروندان به گونه‌ برابر و یک‌سان نگریسته می‌شوند، حکومت‌ها هر پنج‌سال یا چهارسال تغییر می‌کند و از این‌رهگذر مشروعیت نظام سیاسی نیز بلند می‌رود، چرخش نخبگان وجود دارد و مردم هر آن، می‌توانند حقوق شهروندی خویش را از حکومت و نمایندگان که خود برگزیده‌اند، مطالبه نمایند.

متن مسوده‌ موافقتنامه‌ ایالات متحده آمریکا و گروه طالبان که به گونه‌ نیز به بیرون درز کرده است، نشان می‌دهد که اولویت به صلح داده شده است. از گروه طالبان به عنوان امارت اسلامی نام برده شده و از نظام‌سازی توسط طالبان سخن زده شده‌است.

به نظر می‌رسد که هیچ کسی و هیچ جریان سیاسی مخالف صلح با طالبان نیست. اما در مورد گفت‌وگو، باید برخی ملاحظات و به عبارت دیگر خطوط اساسی وجود داشته باشد. مردم افغانستان اگر خط فکری ـ سیاسی، امارت را به بهای صلح و آرامش می‌پذیرفتند، در همان اوایل ظهور این گروه پذیرفته و نیاز به این همه جنگ و قربانی نبود. چرا در ولایت‌های مختلف و مناطق کشور، جبهات مردمی نظامی مقاومت در برابر حاکمیت استبدادی این گروه شکل گرفت. چرا بعد از کنفرانس بن، در طول ۱۹ سال، این همه مبارزه، قربانی و شهید تقدیم شد.

بنابراین، جمهوریت خط فکری ـ سیاسی مردم افغانستان است. انتخابات نماد جمهوریت و مردم‌سالاری و اولویت مهم ملی و کشوری است. پس، نباید با انتخابات در عرض هم قرارداده شود. انتخابات باید برگزار شود و تیم جدید برخاسته از آرای مردم؛ قدرت را در دست بگیرند و در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی؛ از موضع قوی‌تر و جدی‌تر گفت‌وگو صورت گیرد.

درباره نویسنده

مدیر وب سایت

نظر بدهید

برای درج نظر اینجا کلیک کنید