سیاست و امنیت

طالبان نباید با «امارت» بیاید

محمد یزدانی

تنور بحث‌های صلح اینروزها بسیار گرم و داغ است و همه، از افراد عادی جامعه گرفته تا نخبگان سیاسی، با دلهره و اضطراب چشم به راه نتایج این بحث‌ها و تغییرات و تحولات احتمالی ناشی از آن‌اند. مذاکرات ایالات متحده با گروه طالبان بر سر یافتن راه‌حل‌های برای پایان‌دادن به جنگ و خشونت‌های جاری در افغانستان به شدت جریان دارد و به نظر می‌رسد که دونالد ترامپ از ادامه‌‌ جنگی که آن را «مضحک» می‌خواند خسته شده و به جای هزینه‌کردن بر سر آن، سودای خروج در سر دارد. شدت و فشردگی این مذاکرات از مصمم‌بودن ایالات متحده برای رسیدن به توافق با گروه طالبان حکایت می‌کند.

این بحث‌ها و مذاکرات اما نگرانی‌هایی را در میان شهروندان افغانستان، بخصوص نسل نو و تحصیل‌کرده‌ کشور که سودای دموکراسی در سر دارند و تمنای آبادی و آزادی در دل، برانگیخته است. با توجه به وضعیت موجود و وابسته‌بودن کشور به حضور و کمک‌های جامعه‌ جهانی، بخصوص ایالات متحده، خروج بی‌قید و شرط از افغانستان و حضور دوباره‌ طالبان در قدرت ممکن است به کل دستاوردهای سال‌های اخیر آسیب بزند و فرایند دموکراتیزاسیون در کشور را به حالت تعلیق قرار دهد. نگرانی نسل نو افغانستان نیز دقیقاً همین مسأله است: از کف‌رفتن دستاوردها و استقرار «امارت اسلامی» بر ویرانه‌های آن.

انتظار مردم افغانستان، بخصوص نسل جدید، از ایالات متحده امریکا این است که در مذاکره با گروه طالبان، حفظ دستاوردهای سال‌های پسین و نظام سیاسی موجود کشور را در صدر اولویت‌هایش قرار داده و به موافقه‌ای تن ندهد که به جای نظام سیاسی موجود، «امارت اسلامی طالبان» را مستقر کند. خواست مردم، دوام نظام سیاسی موجود است و حفظ دستاوردهایی که در طی سال‌های اخیر شکل گرفته است. هرگونه توافقی که به استقرار یک نظام سیاسی‌ مبتنی بر تفسیر بسیار قشری‌گرایانه و متحجرانه از آموزه‌های دینی ره ببرد، حاصلش صلح واقعی و پایدار نه که دوام منازعه و تنش در افغانستان خواهد بود. صلح با طالبان یک امر نیک و پسندیده است و پیوستن این گروه به فعالیت‌های سیاسی مسالمت‌آمیز و تعقیب‌کردن ایده‌ها و آرزوها از راه‌های قانونی، قابل قبول. اگر برآیند مذاکرات ایالات متحده با گروه طالبان، پیوستن طالبان به زندگی سیاسی مسالمت‌آمیز باشد و قبول نظام سیاسی موجود، کسی با آن مخالفت نخواهد کرد و طبیعی است که تأثیرات مثبت در پی خواهد داشت. اما هرگونه توافقی که حاصلش باژگونی نظام سیاسی کنونی و از کف‌رفتن دستاوردهای سال‌های پسین باشد، ممکن است رضایت خاطر طالبان را فراهم کند، اما صلح واقعی را تأمین نمی‌کند و جنگ و خشونت در مقیاس کلان‌تر دوام خواهد یافت. طالبان اگر با ذهنیت جدید به قدرت بپیوندند و از خواب قدیمی «امارت اسلامی» برخیزند، آغوش مردم برای‌شان باز است و می‌توانند همچون دیگر گروه‌های سیاسی برای رسیدن به قدرت از راه‌های قانونی اقدام کنند. در غیر این صورت، ماندن در خواب «امارت اسلامی» و اصرار بر بیدار نشدن، با واقعیت‌های نو افغانستان همخوانی ندارد و تضادهای بیشتری را خلق خواهد کرد. «امارت اسلامی طالبان» ردایی است که بر اندام واقعیت‌های جدید افغانستان بسیار تنگ است.