فرهنگ و اندیشه

سلام بر معلم که جوهرۀ انسانیت را به من آموخت

آن زمان که پای درس‌هایت می‌نشستم و تو الفبای عشق را به من می‌آموختی، دلم از گوهر کلمات خالی بود و من با انبوهی از حرف‌ها به خانه بر می‌گشتم و شبانگاه، با یاد تو به خواب می‌رفتم و زمزمه‌های درس‌های تو لای لای گوش‌های من بود. اینک که سال‌ها از آن لحظات شیرین می‌گذرد، ولی هنوز یاد و نامت در دلم زنده است و ترا می‌ستایم که همچنان به تعلیم و تربیت من و همۀ انسان‌های دیگر، عشق می‌ورزیدی. آن زمان برایم از دانایی می‌گفتی

هادی صالح

سلام برتو ای معلم و ای بهترین نمونۀ مخلوق در زمین!!

سلام بر تو که بهترین روزهای عمرت را مایۀ انسان شدن من کردی و خود پیر شدی و خیمده گشتی تا جوهرۀ انسانیت را در کالبد خموش من به درخشش آری!!

و اینک چند نکته‌ای را که از فدا کاری‌های بی‌دریغ تو آموخته‌ام به بهانۀ تجلیل از مقام والایت تقدیم می‌کنم:

معلم عزیز!

آن زمان که پای درس‌هایت می‌نشستم و تو الفبای عشق را به من می‌آموختی، دلم از گوهر کلمات خالی بود و من با انبوهی از حرف‌ها به خانه بر می‌گشتم و شبانگاه، با یاد تو به خواب می‌رفتم و زمزمه‌های درس‌های تو لای لای گوش‌های من بود. اینک که سال‌ها از آن لحظات شیرین می‌گذرد، ولی هنوز یاد و نامت در دلم زنده است و ترا می‌ستایم که همچنان به تعلیم و تربیت من و همۀ انسان‌های دیگر، عشق می‌ورزیدی. آن زمان برایم از دانایی می‌گفتی، درس‌ها می‌دادی، محبت را می‌آموختی و زندگی را هجا می‌کردی، و من در سایۀ وجودت پیش می‌رفتم و امروز را من به احترام نامت قیام می‌کنم، قلمم را که تو آن را به من هدیه کرده‌ای با الفبای نام تو به تفسیر می‌نشینم و در زلال کلمات تو رها می‌شوم و حدیث زندگی را با تو مرور می‌کنم تا نام گران مایۀ تو را که زمزمۀ حدیث عشق زندگی‌ام است امروز و برای همیشه بر زبانم جاری کرده باشم که هستی و تا هستم نام تو (معلم) را و دست‌گیری‌های صادقانه و بی‌ریایی تو را نیز از یاد نخواهم برد و نمی‌برم.

تو بودی که دستانم را گرفتی تا در پرتگاه‌ها و لغزشگاه‌های زندگی نیفتم؛ تو بودی که شمع وجود من گشتی و برای روشن شدن ذهن من و همه کسانی دیگری که به حرف‌های تو و درس‌های تو گوش دادند، از وجود خود مایه گذاشتی و برای روشنی آفریدن در زندگی‌مان از هرچه در توان داشتی دریغ نکردی و تو بودی که سوختی تا من و ما، در پرتو نور علم و دانش راه زندگی کردن را بیاموزیم، راه گم نشویم و آموزه‌های تو نیروی نجات‌بخش ما گردد.

و  اینک؛ سلام بر تو ای اسوۀ ایثارگری و روز‍‌ات مبارک ای راهگشای بی‌متاع برای هر انسان!

درود می‌فرستم بر تو و همۀ هم مسلکان‌ات در این کاروان منور با درخشندگی علم و دانایی…!

تو را می‌ستایم که جز کمال بخشیدن بر وجود انسان، هدفی دیگری نداری و تنها از خوب شدن من خوشحالی و هیچ چیزی برایت خوشحال کننده‌تر از این نیست که من درس‌هایم را که از تو آموخته‌ام، خوب خوانده باشم و یاد بگیرم. در این روز معمول است که هر که و در صنف و مکتبی برای معلمان خود تحایفی دارند و آن را هدیه می‌کنند به استاد خود شان، اما از من همین است تحفه‌ام که با عمق احساس و اخلاص در قلبم چند کلمۀ نثار قدم‌های تو می‌نمایم و هدیه‌ای من به زیباترین روز برای بهترین موجود (تو معلم) این کوتاه نوشتۀ مملو از عشق و اخلاص است نه هیچ چیزی دیگری…! این روز بهانه‌ای است تا از مقام ارجمند همۀ معلمان عزیز که برای تربیت نسل انسانیت در این سرزمین تلاش می‌کنند، تقدیر و تشکر کنند که من هم از تمام معلمان عزیز خودم در دوران مکتب و دانشگاه، اظهار سپاس و امتنان  دارم و این روز شان را با تقدیم پارچه شعری از شاعر، برای همۀ شان تبریک می‌گویم:

شمعی است گذازنده سراپای معلم

عشقی است پراکنده به رگ‌های معلم

در راه هنر سوزد و اندر ره دانش

قلب و تن و جان و همه اجزای معلم

در ظلمت گمراهی و در تیرگی جهل

نوری است فروزان، دل بینای معلم

فارابی و سقراط و افلاطون و ارسطو

کردند به بد کسوت زیبای معلم

کی بود نشانی ز ترقی و تمدن

هر گاه نبود، فکر توانای معلم

معلم عزیزم، روزات مبارک و هر روزات را مملو از خوشی و شاد مانی می‌خواهم.