فرهنگ و اندیشه

«روز جهانی سواد» و گام‌های بلندی که در عرصه سوادآموزی برداشتیم

چهارده سال پیش وقتی روزنه‌ای گشوده شد و مردم فرصت نفس‌کشیدن پیدا کردند، به مهم‌ترین مساله‌ که آینده‌ای کشور و نسل‌های بعدی را تضمین می‌کند، اولویت دادند و آن، فرستادن فرزندان شان به مکاتب بود. امروز (۱۷ سنبله – ۸ سپتامبر) روز جهانی سوادآموزی است؛ روزی که در سایر کشورها چالش‌های سوادآموزی بررسی می‌شوند و برای آینده بسترسازی بهتر صورت می‌گیرد. دولت‌ها با برنامه‌ریزی دقیق اقشار مختلف جامعه را تحت برنامه سوادآموزی قرار می‌دهند تا ریشه‌های بی‌سوادی را بخشکانند.

یاسر فهیم

چهارده سال پیش وقتی روزنه‌ای گشوده شد و مردم فرصت نفس‌کشیدن پیدا کردند، به مهم‌ترین مساله‌ که آینده‌ای کشور و نسل‌های بعدی را تضمین می‌کند، اولویت دادند و آن، فرستادن فرزندان شان به مکاتب بود.

امروز (۱۷ سنبله – ۸ سپتامبر) روز جهانی سوادآموزی است؛ روزی که در سایر کشورها چالش‌های سوادآموزی بررسی می‌شوند و برای آینده بسترسازی بهتر صورت می‌گیرد. دولت‌ها با برنامه‌ریزی دقیق اقشار مختلف جامعه را تحت برنامه سوادآموزی قرار می‌دهند تا ریشه‌های بی‌سوادی را بخشکانند.

در افغانستان، اما چهارده سال گذشته، سال‌های درخشنده برای علم‌آموزی بود. در طی این سال‌ها، هزاران مکتب گشایش یافت و میلیون‌ها کودک این سرزمین برای فراگیری درس و تعلیم راهی مکاتب شدند.

به باور کارشناسان، خستگی مردم از خشونت و ویران‌گری و برجسته‌شدن نقش سواد در پایان دادن به جنگ و جهالت،‌ سبب شدن تا خانواده‌ها فرزندان خود را به مکاتب بفرستند.

با این حال، در موارد متعدد، مردم، خود، برای تعلیم و تربیت فرزندان‌شان‌ بسترسازی کردند. آنان با پول و امکانات شخصی، مکتب ساختند و معلم استخدام نمودند. بزرگان خانواده، مشقت‌های سنگین اقتصادی را تحمل کردند؛ اما دست از تعلیم فرزندان خود برنداشتند.

پس از چهارده سال سخت‌کوشی، هم‌اکنون بیش از یازده میلیون تن در مکاتب‌ دولتی و خصوصی کشور سرگرم فراگیری علم و دانش‌ هستند.

در این مدت، میزان بی‌سوادی در کشور کاهش قابل ملاحظه یافته است. اگر نگاهی به چهارده سال پیش انداخته شود، قطعاً با آنچه که امروز شاهد آن هستیم، قابل مقایسه نیست. ده‌ها هزار نفر لیسانس گرفته‌اند، ماستر شد‌ه‌اند یا هم به درجه دکتورا رسیده‌اند.

مبارزه با مشکلات

البته، چهارده سال رشد معارف و سوادآموزی در کشور، مشکلات و مشقت‌های زیادی نیز به همراه داشته است. در طی این سال‌ها، مکتب‌ها آتش زده شده‌اند، معلمان ترور شده‌اند، محدودیت‌های اجتماعی سد راه بوده‌اند، شاگردان مکاتب تهدید گردیده‌اند.

مثلاً تنها در ولایت هرات، طی هشت روز گذشته دست‌کم هفت‌صد شاگرد دختر به دلایلی که تا هنوز مشخص نگردیده، مسموم شده‌اند و هم‌چنین، حمله بر کاروان موترهای خارجی در نزدیکی «میدان هوایی حامد کرزی» در کابل هم‌زمان با بیرون‌ شدن شاگردان از مکتب در همان منطقه بود و این تهدید بزرگ جانی را آنان به وجود آورده بود؛ اما از فردای همان‌روز خانواده‌ها دوباره فرزندان خود را به مکتب فرستادند و به تهدیدهای امنیتی بها ندادند.

در کنار این، شمار زیادی از شاگردان زیر خیمه‌ها درس می‌خوانند. آنان نه معلم مسلکی دارند و نه مواد درسی لازم. هم‌چنین در روستاهای کشور، به دلیل کمبود مکاتب، شاگردان برای رسیدن به مکتب‌ کیلومترها راه را پیاده طی می‌کنند. حتی کودکانی که تنها نان‌آور خانواده‌های خود بودند، نیم روز را به مکتب رفتند و نیم دیگر روز را در زیر آفتاب سوزان،‌ یا برف و باران،‌ دست‌فروشی کرده‌اند، کارهای شاقه انجام دادند و یا هم کفش رنگ کرده‌اند تا هم درس بخوانند و هم تأمین معیشت خانواده‌‌های خود را نمایند.

فصل عبور از تاریکی جهالت

چهارده سال پیش وقتی روزنه‌ای گشوده شد و مردم فرصت نفس‌کشیدن پیدا کردند، به مهم‌ترین مساله‌ که آینده‌ای کشور و نسل‌های بعدی را تضمین می‌کند، اولویت دادند و آن، فرستادن فرزندان شان به مکاتب بود. البته، دولت افغانستان به همکاری جامعه جهانی نیز گام‌های استواری در این زمینه برداشت تا جایی که یکی از مهم‌ترین دست‌آورد دولت سیزده سال آقای کرزی نیز همین عرصه است.

اکنون پس از نزدیک به یک‌ونیم دهه مبارزه برای ترویج علم و دانش، می‌توان آینده را روشن دید؛‌ البته، قطعاً مسیر پیش‌ رو نیاز به مدیریت سالم دارد. این مسیر نباید دست‌خوش انحراف و ایستایی گردد.