فرهنگ و اندیشه

زبان در روزنامه‌نگاری

انسان، يكي از موجوداتي است كه به واسطه زبان (كلمات) با جهان بيرون ارتباط مي‌گيرد. هر قدر اين زبان، از انسجام و قدرت بیش‌تر به منظور تفهیم برخوردار باشد، بیش‌تر لطف و گیرایی پیدا می‌کند. در طول تاریخ، یکی از ارکان هویت انسان «زبان» بوده است و هنوز هم در مورد آن مناقشه دارند که زبان چگونه معرف هویت توده‌ای از انسان‌ها است. زبان در طول تاریخ با توجه به رشد تکنالوژی سیر طبیعی

امید ادیب

انسان، يكي از موجوداتي است كه به واسطه زبان (كلمات) با جهان بيرون ارتباط مي‌گيرد. هر قدر اين زبان، از انسجام و قدرت بیش‌تر به منظور تفهیم برخوردار باشد، بیش‌تر لطف و گیرایی پیدا می‌کند. در طول تاریخ، یکی از ارکان هویت انسان «زبان» بوده است و هنوز هم در مورد آن مناقشه دارند که زبان چگونه معرف هویت توده‌ای از انسان‌ها است. زبان در طول تاریخ با توجه به رشد تکنالوژی سیر طبیعی خود را پیموده است و اینک روزنامه‌نگاری به گفته صاحب‌نظران یکی از آن ابزارهایی است که رسالت غنامندی زبان را بر عهده دارد. زبان روزنامه‌نگاری امروزه به عنوان یکی از ملاک‌های سنجش قدرت و صلابت و معیاری بودن دیگر نوشته تبدیل شده است. این امر مهم است که ضرورت نوشتن پیرامون زبان روزنامه‌نگاری را ایجاب می‌کند.

روزنامه‌ یا نشریات چاپی برای کدام طبقه از مردم نوشته می‌شود؟ به سخن دیگر در هنگام تهیه یک نشریه چاپی،‌ ملاک سبک نوشتار، افراد معمولی (کم‌سواد) اند یا کسانی که تحصیل کرده‌اند؟ روزنامه‌نگاری برای این دو سوال جوابی دارد که تقریباً حد «وسط» را مراعات کرده است. زبان روزنامه‌نگاری می‌کوشد که هم «فصیح و هم بلیغ باشد.» این سخن بدین معنا است که عوام آن را بفهمند و خواص آن را پسند کنند. به عبارت دیگر، زبان به گونه‌ای نوشته شود که نه بوی ابتذال بدهد و نه سطح نوشتار به درجه‌ای باشد که تنها خواص آن را بفهمند. اینجاست که نکته ظریف روشن می‌شود و آن این‌که چگونه مرز بین «ابتذال» و «‌مشکل‌نویسی» واضح است؟ در نشریه‌ها دیده می‌شود که زبان تقریباً یک‌دست نیست و مثلاً فلان پوهاند یا استاد محترم به گونه‌ای می‌نویسد که به اصطلاح «علمی» و «ثقیل» باشد. یعنی در آن اصطلاحات علمی زیاد استفاده می‌شود و هم از عربی‌نویسی و کلیشه‌های رایج اجتناب نشده است. این افراد به گمان آنکه همه افراد جامعه باسواد اند، در حین نوشتن دست شان نمی‌لرزند و بلکه بیش‌تر به طرف عربی‌نویسی و تصنعی کردن نوشتار می‌روند. نکته اساسی اما این است که در نشریه‌های چاپی که برای عموم مردم نوشته می‌شود، ملاک زبان «ساده‌نویسی» و خالی از کلیشه‌های رایج است.

دو اصل اساسی در روزنامه‌نگاری، ساده‌نویسی و اجتناب از کلیشه‌های رایج است. ساده‌نویسی در روزنامه‌ها بدین معنا است که در عین آن‌که سبک نوشتار ساده است ولی از قدرت و صلابت «خوبی» برخوردار است. سبک نوشتار در این نشریه‌ها، در اوج سادگی و خوش‌نویسی از قدرت بُرندگی و صلابت ادبی برخوردار است. این سخن به این معنی نیست که زبان نوشتار، در حد مکالمات حقیر کوچه و بازار سقوط کند و از زبان معیار (همه‌شمول) پرهیز شود. مساله دیگر، کلیشه‌های رایج و درازنویسی است. کلیشه‌های رایج (به عمل آمد، حضور به هم رساند، به عمل درآمد، می‌داشته باشد، مورد مداقه قرار گرفت و غیره) در زبان روزنامه‌نگاری جایی ندارد. به جای این گونه اصطلاحات، کوشیده می‌شود که: انجام شد، حضور یافتند، بررسی شد و غیره استفاده شود. این گونه کلیشه‌ها علاوه بر آنکه صحفه‌های یک نشریه را پُر می‌کند، به روانی هنگام خواندن و وقت بیش‌تر خواننده نیز لطمه می‌زند. علت پیدایش کلیشه‌های رایج، به نظر می‌رسد فضل‌فروشی یا هم در درجه آخر تولید اصطلاحات بهتر و سرانجام ماندگار کردن زبان باشد. اما این امر، در زبان روزنامه‌نگاری محل بحث نیست. به جای استفاده از این عبارات کوشش شود که از افعال ساده و کوتاه استفاده شود که به زبان امروزی نزدیک است. امروزه مردم سخنی را می‌پسندند که به جای مدح و تملق، استدلال و دلایل قناعت‌بخش موضوع را گسترش دهد.

بحث دیگر که در دل «ساده‌نویسی» مطرح می‌شود، مساله عربی‌نویسی است. در این میان هم حد «میانه» مراعات می‌شود. توضیح این که عربی‌نویسی اگر به حد افراط برسد، بوی تملق و روده‌درازی از آن بر‌می‌خیزد و اگر به منظور پالایش و سره‌نویسی زبان به دنبال حذف زبان عربی کوشش شود، زبان از کارآیی خود می‌افتد. زمانی که نازی‌ها می‌خواستند زبان آلمانی را از لاتین جدا کنند، به بی‌راهه رفتند و سرانجام کامیاب نشدند. رابطه زبان آلمانی با لاتین، مشابه رابطه عربی و فارسی دری است. این دو زبان که در طول تاریخ از غنا و ظرایف یکدیگر استفاده کردند، بحث حذف و گسست آن ممکن نیست. هر شخص یا گروهی که به دنبال حذف آن است، به طور غیرمستقیم از اندیشه‌های بینادگرایانه زبانی ناشی می‌شود که ریشه در دو قرن گذشته دارد. مثلاً استفاده از کلمات هرچند اصیل در زبان فارسی دری، به جای کلمات خوش‌خوان و ساده عربی کار را مشکل می‌کند. مثلاً عبارت چند سیلابه «روزهای بازداشتگاه‌« از نظر اقتصادِ زبان، باصرفه‌تر نیست. اگر به جای این عبارت، «ایام محبس» استفاده شود، تقریباً معادل عبارت مزبور است اما به اضافه خوش‌خوانی و ساده بودن آن، در تلفظ هم کم‌تر وقت نیاز است!

زبان در روزنامه‌نگاری به طرف ساده‌نویسی در اوج صلابت گرایش دارد. در نشریه‌های چاپی، هدف انتقال مفاهیم در مدت کم و با زبان ساده است. این اقتصادی بودن وقت و زبان دو عاملی اند که مساله «سره‌نویسی» و بنیادگرایی زبانی را محدود می‌کند و نوشته را در حد میانه آن قرار می‌دهد.