فرهنگ و اندیشه

روایت روزگار غریب کتاب‌خوانی در کشور

جامعه ما در هزینه جامعه مقلا و مصرفی است و مردمان این سرزمین بیش‌تر از خوان دیگران غذا خورده‌اند و کم‌تر زحمت تحقیق و تفحض و پویش و پژوهش را بر خود هموار کرده‌اند. به همین جهت همیشه دنباله‌رو وبی‌خاصیت بوده‌اند، روشنفکران ما که ادای روشنفکرانه در می‌آورند هم به مفهوم واقعی کلمه روشنفکر نبودند، چون یکی از مصادیق روشنفکری روشن‌اندیشی و روشن‌بینی و روشن‌گری است، روشنفکر درست مصداق همان آیه مبارکه قرآن کریم که علم را به مفهوم نور و روشنی گرفته، می‌باشد؛ اما متاسفانه فرهنگ مطالعه و کتاب‌خوانی در جامعه افغانستان به ندرت دیده می‌شود.

محمد رائد

در جامعه افغانستان تا کنون فرهنگ کتاب‌خوانی و مطالعه بسط و گسترش نیافته و در مقاطع مختلف این فرهنگ با افت و خیزهایی همراه بوده است.

زمانی بسیار از فضلا و فرزانگان از همین آب و خاک سر بلند نموده و قد برافراشته‌اند، چهره‌های درخشانی مثل ابوریحان البیرونی، حکیم سنایی، ابونصر فارابی و… که از اقطاب علم و حکمت و هنر به شمار می‌رفتند، ولی در گذار زمان این زروه‌های مخروط انسانیت به نیستان و فراموشی سپرده شدند، و از یادها رخت بستند.

جامعه ما در هزینه جامعه مقلا و مصرفی است و مردمان این سرزمین بیش‌تر از خوان دیگران غذا خورده‌اند و کم‌تر زحمت تحقیق و تفحض و پویش و پژوهش را بر خود هموار کرده‌اند. به همین جهت همیشه دنباله‌رو وبی‌خاصیت بوده‌اند، روشنفکران ما که ادای روشنفکرانه در می‌آورند هم به مفهوم واقعی کلمه روشنفکر نبودند، چون یکی از مصادیق روشنفکری روشن‌اندیشی و روشن‌بینی و روشن‌گری است، روشنفکر درست مصداق همان آیه مبارکه قرآن کریم که علم را به مفهوم نور و روشنی گرفته، می‌باشد؛ اما متاسفانه فرهنگ مطالعه و کتاب‌خوانی در جامعه افغانستان به ندرت دیده می‌شود.

جامعه که کتاب و کتاب‌خوانی را در نهاد داشته باشد، یعنی مطالعه و تحقیق در آن جامعه نهادینه شده باشد، هیچگاهی به بیراهه و انحراف نمی‌رود و هرگز مسیر را گم نمی‌کند و به هیچ صورت اسیر کسی و کسانی نمی‌گردد.

دکتر علی شریعتی در کتاب‌ نامه‌ها در یکی از نامه‌ها به پسرش احسان می‌نویسد:«…و تو ای پسرم اگر می‌خواهی که در دام هیچ دیکتاتوری اسیر نشوی بخوان و بخوان و باز هم بخوان!!»

اولین آیت از آیات که برای پیامبر بزرگوار اسلام نازل گردید، این بود که «بخوان!!»

بار معنایی خواندن به انحای مختلف قابل تفسیر و توجه است. خواندن هم به مفهوم قرائت کردن و هم به مفهوم دعوت کردن است، هم خواندن دیدن است و هم شنیدن، هم نگاه کردن و هم نگاه را اصلاح کردن است.

پس برجامعه ما است که خواندن و مطالعه را ترویج نماید و بسط دهند و مانند شهروندان که روزنامه را از صبحانه بیش‌تر می‌خوانند، فرهنگ روزنامه‌خوانی را از صبحانه‌خوری مقدم بداریم؛ چراکه جامعه ناآگاه و نافهم در باتلاق ناخواسته و نفهمیده فروخواهند رفتو هر قدر دست و پا بزنند فراتر خواهند شد، و همین باتلاق‌های که اکنون برای جامعه ما ساخته‌اند و دام‌هایی که گستراینده‌اند و هر روز هم‌وطنان ما را قربانی نمایند، از اثر عدم آگاهیو بی‌خبری مردم بهره می‌برند و به هر اسم و رسمی برای ما فاجعه می‌آفریند از نبود آگاهی و کتاب و مطالعه و نشأت می‌گیرد و تا وقت که جامعه ما به کتاب و مطالعه و تحقیق و روشنگری روی نیاورد، فاجعه و فجایع ادامه خواهد داشت.

در چنین یک وضعیتی برهمه متفکران و اندیشمندان است که فرهنگ کتاب‌خوانی و مطالعه را در جامعه ترویج نمایند، مشکل کنونی جامعه افغانستان بیش‌ترینه از همین نکته سرچشمه می‌گیرد، چون جامعه پویا و متحرک و متکامل جامعه‌ای است که در آنجا کتاب و کتاب‌خوانی نهادینه شده باشد، برای به دست آوردن اهداف بزرگ و متعالی نیازمند کتاب هستیم، چراکه کتاب لُب و جوهر اندیشه‌ها و تجربیات پیشینیان و فرهیختگان است و در زیر سایه کتاب و اندیشه می‌توانیم بسیاری از ظلمات و تاریکی‌ها را روشن نموده و راه را از چاه تشخیص دهیم، و بسوی بیراهه نرویم، یکی از متفکران بزرگ به نام ژان پل سارتر در کتاب ادبیات چیست می‌نویسد: «جوامع که از کتاب، آثار علمی و پژوهشی بدوراند، فاقد حرکت و حیات‌اند.»

یعنی حرکت و حیات و زندگی از کتاب و متفکر و نویسنده بر می‌خیزد و آن جامعه که با چنین انرژی و داع نموده در واقع مرده است و از حیات و حرکت باز مانده است که متاسفانه جامعه افغانستان در یک چنین حالت، نشو و نما می‌نمایند وبه سوی یک گسست در حرکت است، گسست تاریخی و فرهنگی شکاف‌های را در جامعه پدید آورده است.