فرهنگ و اندیشه

پروتستانیزم مسیحیت از دیدگاه متفکر مسلمان دکتور شریعتی

یکی از ادیان تأثیرگذار و زنده جهان، مسیحیت است که بنا به گزارش برخی از آمارها، بیش‌ترین تعداد جمعیت جهان، پیرو آن‌اند. آغازگاه مسیحیت، اندکی قبل از دوران مشترک یهودیت و مسیحیت (زمان تقریبی تولد بنیان‌گذار آن، حضرت عیسی(ع))، در آسیای غربی است. گسترش مسیحیت به عنوان دین جهانی، پس از مرگ بنیان‌گذار آن، و هم‌زمان با گراییدن پولس مقدس به مسیحیت، پس از ترک یهودیت (در سال‌های ۵۰- ۶۵ میلادی) آغاز گردید. در سال ۳۲۵ میلادی، کنستانتین، اولین پادشاه مسیحی روم، مسیحیت را به حیث دین رسمی امپراتوری‌اش اعلام کرد که تا هفت قرن بعد (۱۰۵۴ میلادی) یگانه دین رسمی اروپا بود و بعد از آن تا زمان رنسانس، پاپ‌ها و کلیساهای مسیحیت، از قدرت سایه‌افکن و تأثیرگذار بر حکومت‌های سرزمین‌های اروپایی برخوردار بودند.

عطارحمن رهنورد/ بخش نخست

مقدمه

یکی از ادیان تأثیرگذار و زنده جهان، مسیحیت است که بنا به گزارش برخی از آمارها، بیش‌ترین تعداد جمعیت جهان، پیرو آن‌اند. آغازگاه مسیحیت، اندکی قبل از دوران مشترک یهودیت و مسیحیت (زمان تقریبی تولد بنیان‌گذار آن، حضرت عیسی(ع))، در آسیای غربی است. گسترش مسیحیت به عنوان دین جهانی، پس از مرگ بنیان‌گذار آن، و هم‌زمان با گراییدن پولس مقدس به مسیحیت، پس از ترک یهودیت (در سال‌های ۵۰- ۶۵ میلادی) آغاز گردید. در سال ۳۲۵ میلادی، کنستانتین، اولین پادشاه مسیحی روم، مسیحیت را به حیث دین رسمی امپراتوری‌اش اعلام کرد که تا هفت قرن بعد (۱۰۵۴ میلادی) یگانه دین رسمی اروپا بود و بعد از آن تا زمان رنسانس، پاپ‌ها و کلیساهای مسیحیت، از قدرت سایه‌افکن و تأثیرگذار بر حکومت‌های سرزمین‌های اروپایی برخوردار بودند.

تاریخ مسحیت گواهِ حداقل دو انشقاق درونی بزرگ و عمده بوده است: یکی در اواخر قرن پنجم میلادی، پس از تجزیه شدن امپراتوری روم به قسمت‌های شرقی و غربی که در نتیجه آن دو شاخه کاتولیک (در غرب) و آرتدوکس (در شرق) در مسیحیت شکل گرفت. در اوایل، این انشقاق، بیش‌تر مبنای جغرافیایی داشت؛ اما رفته‌رفته در پاره‌ای از اعتقادات شان نیز اختلافاتی به میان آمد؛ و دیگری در اوایل قرن شانزدهم میلادی که باعث جداشدن مذهب پروتستان از کاتولیک مسیحیت شد که به علل و پیامدهای آن پرداخته می‌شود.

عوامل و پیامدهای این انشقاق

پروتستانیزم به عنوان یکی از شاخه‌های بیرون آمده از مسیحیت در عصر رنسانس٬ مبنای تحولات بزرگی در عصر جدید شد. هرچند٬ پروتستانیزم اولیه٬ اساساً بار کلامی و اعتقادی داشت که در برابر اعتقادات و سنت‌های کلامی کلیسای کاتولیک٬ معترض شد؛ ولی در حوزه‌های اجتماع٬‌ سیاست٬ علم٬ هنر و فلسفه٬ تأثیرات فوق‌العاده برجای گذاشت. توضیح این‌که: مارتین لوترـ که به پدر جنبش اصلاح مذهبی اروپا مشهور است ـ خودش کشیش و متکلم بود٬ انتقادات او بر شاخه کاتولیک مسیحیت نیز٬ از منظر کلامی و اعتقادی بود و مبنای انفصال پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها٬‌ در ابتدا٬‌ کلام و بحث‌های کلامی بود.

پروتستان‌ها به مرجعیت واحدِ دینی (کتاب مقدس)٬ حقانیت تفاسیر و تعابیر فردی از کتاب مقدس و امکان ارتباط فردی هر مسیحی با خدا (فردگرایی دینی)٬ اعتقاد داشتند و به مرجعیت پاپ و کلیسای کاتولیک٬ انحصار حقانیت تفسیر کتاب مقدس به کلیسا و پاپ‌ها و عدم امکان ارتباط فرد با خدا از نظر آنان٬ می‌تازیدند. از سوی دیگر٬‌ تبدیل وجه آخرت‌گرای مسیحیت به وجه دنیا‎گرایی آن و نفی و نقد صوفی‌گری و ریاضت شدید کاتولیسیزم مسیحیت و جا‎گزینی آنان با کار و اعتراض٬ از ویژگی‌های پروتستانیزم در برابر کاتولیسیزم٬ در بعد کلامی و دینی آ٬ است.

این اصلاح٬ اما منحصر در مباحث کلامی و اعتقادی میان پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها نماند٬ فراتر از آن رفت و حوزه‌های وسیع‌تر از آن را نیز احتوا کرد. گفتنی است که تحولات مبتنی و مترتب بر این اصلاح دینی در حوزه‌های علم و اجتماع و سیاست٬ مورد نظر و معطوف هدف سردمداران این نهضت؛ همچون: مارتین لوتر٬ هولدریش تسوینگلی و جان کالون نبودند و مخالفت و منازعه آنان با کشیش‌های کاتولیکنیز بیش‌تر منازعات کلامی بودند. این٬‌ تحلیل‌گران و پژوهش‌گران بعدیِ تمدن اروپایی بودند که به عظمت کار و خدمت آنان به این تمدن پی‌بردند. به طور مثال٬ ماکس وبر در تحلیل ریشه‌های سرمایه‌داریِ جهان جدید٬ به این می‌رسد که جاگزین شدن اعتقادات کار‎‎محورانه و تلاش‌مدارانه پروتستانیزم٬ با اعتقادات آخرت‌گرایانه و تصوف‌مدارانه کاتولیسیزم در شکل‌گیری سرمایه‌داری و تمدن مبتنی بر این نظام اقتصادی ـ اجتماعی٬ تأثیر و نقش اساسی داشته است.

اما پرسش این جا است که تحولی که در یک مکان خاص و زمان خاص (در اروپای قرن شانزده) اتفاق افتاد٬ در اروپا و اروپاییان لرزه انداخت٬ چه ربطی به جوامع اسلامی در قرون اخیر دارد؟ چه لزومی به مطالعه این تحولات و پیآمدهای ناشی از آن٬ است؟ داکتر سروش در کتابِ «از شریعتی»اش آورده است: «… از آن‌جا که تجربه‌های بشری٬ وحدت و همسانی دارند٬ هم در عالم کلام، هم در عالم فلسفه و هم در عالم علم و هنر٬ این تجربه دینی فوق‌العاده مهم مسیحی٬ برای ما مسلمان‌ها درس‌های بسیار عظیمی در بر دارد. نمی‌توانیم آسوده خاطر و تماشا‎گرانه بنشینیم و گمان کنیم اگر بلایی بوده٬ به سر دیگران آمده است و اگر اتفاقی بوده٬ متعلق به تاریخ دیگری است و با ما سر و کاری ندارد. چنین تصور و توهمی ناصواب است. …» بر این مبنا٬ سخن گقتن از تجربیات تاریخی دیگران٬ نوعی فهم حال خود ما٬ داشته‌های ما و پیش‌بینی تحولات احتمالیِ پیش‌روی خود ما است.

مرحوم داکتر شریعتی٬ از متفکران مسلمان است٬‌ که امروزه اندیشه‌هایش بر اذهان و تفکرات دانشگاهیان٬ به ویژه در رشته‌های علوم انسانی٬ تأثیر‎گذار و آگاهی‌بخش اند. شریعتی با آن‌که از لحاظ زمانی و مکانی متعلق به زمان و مکان خاص است٬ ولی مطالعه و فهم اندیشه‌های او در این باب٬ به ویژه برای کسانی که دغدغه دین دارند٬ رهنما و رهگشا خواهد بود. فهم روش کار شریعتی و سایر متفکران مسلمان (که در نوشته‌های بعدی به آنان خواهیم رسید)٬ برای جوانان امروزی که از یک‌سو بر‎آمده و بر‎خاسته از قعر سنت و مناسبات سنتی و از سوی دیگر٬‌ مواجه و مرتبط با دنیای مدرن و جذبه‌های مادی و معنویِ درون آن اند٬ انتظار می‌رود رهایی‌بخش از نگرانی‌های فکری آنان باشد.

درقسمت‌های بعدی این نوشته٬ به پروتستانیزم از دیدگاه شریعتی و شباهت‌ها میان کار شریعتی و کار‎های پروتستان‌های نخستین (به ‎ویژه مارتین لوتر) پرداخته می‌شود.