فرهنگ و اندیشه

تجلّی شعر در آیینه هنر

در یک نتیجهگیری کلی میتوان گفت که یک جریان جوان و بسیار جدی در عرصه شعر افغانستان در حال شکلگیری است. نسل که جسارت، نوآوری، حلاوت و جوهره ادبی دارند و اگر با چشم و گوش جان به تکاپو در عرصه ادب بپردازند، در آینده شاعران نامبرداری بیرون خواهند جهید. زنان نیز در دوران معاصر حضور جدی دارند، زنان زبان یافتهاند و ادبیات زنانه به شکل پیشرونده و پویا در این زمان دیده میشود.

ابوالحسن بیانی

امروز وقتی سخن از هنر به میان میآید، ذهن انسان را ناخود آگاه به سمت هنرهایی میکشاند که عامل شده برای اشاعه ابتذال، اروتیزم و هنجارشکنی؛ برخلاف تعریف ماهوی هنر که تجلّیگاه جلوههای جمال الهی است و میبایست تصویرگر صورت سرزمینهای نامکشوف، عینیتها و حقیقتهای مستور خداوند (ج) باشد که در اثر ژرفنگری، تجسد، تجسم، استماع، تخیّل، کشف و شهود، الهامات و بصیرت هنرمندان متعهد، چیرهدست و متبحّر در یکی از شاخههای پربار هنر اصیل پدید میآید، متأسفانه از دیر باز در پیشینه قبل از اسلام دستخوش جریانهای غیرالهی و ضد ارزشی در مقولات شهوانی و کامروایی حکام جابر شده است.

امروز نیز ابزار مؤثر و کارآمد است در دست سردمداران سلطه برای اشاعه فحشا و اغراض سیاسی که این گونه هنر از خاستگاه خود خارج شده و آلوده به فساد اخلاقی گردیده است.

با ظهور اسلام و پالایش زمینههای منفی از ذخایر طبیعی و پوشیدن لباس فاخر معنویت براندام آن در عرصه فرهنگ و هنر، تحول چشمگیر پدید آمد. هنرمندان لیاقت پیدا کردند تا از خاستگاه توحید و بر بلندای عبودیت و بندگی از با شکوهترین ارزشها و زیباترین جریانهای سرنوشتساز و تاریخآفرین با هنر متعالی و مزیّن به حکمت از حوزه قرآن، توحید، رسالت، امامت، غدیر و عاشورا و با تمسّک به قرآن و عترت جلوههایی از شکوه هنر معنویت بیافریدند. شاید نخستین گامهای این تحوّل معنوی در زمان رسالت برداشته شد که پس از نزول کلام آسمانی بر پیامبر رحمت و مهربانی، تلاوت هنرمندانه کلام آسمانی توسط قاریان خیلی زیباتر از آنچه بود که مردم به چشم خود میدیدند. لذا هنرمندان مسلمان در پی آن شدند که جلوه هنری از کتابت قرآن به نمایش بگذارند و رسمالخطی را برای نوشتن کلام حق به وجود آورند که در شهرهای مهم اسلام تلاشهایی آغاز گردید و در نتیجه هنرمندان شهر کوفه رسمالخطّی را به وجود آوردند که به نام خط کوفی مرسوم شد و پیامبر اسلام همین خط را برای کتابت قرآن و فرامین خود برگزید. به مرور زمان خطوط دیگری مانند نسخ، ثلث، نستعلیق و… در بلاد مختلف اسلامی از جمله هرات باستان، استانبول و… به وجود آمد که آثار آئینی، عاشورایی و قرآن نفیس کتابت شد؛ چنان که گویند قرآن در حجاز نازل، در استانبول کتابت و در مصر قرائت شد.

نقطه اوج و تجلیگاه هنرهای فاخر اسلامی را میتوان در هنر اصیل شعر به تماشا نشست. شعر از هنرهایی است که پس از ظهور اسلام نه تنها در زبان فارسی دری به اوج و شکوفایی رسیده است، بلکه در زبانهای دیگر اسلامی نظیر زبان اول جهان اسلام یعنی زبان عربی نیز توسعه یافته است. زبان ارجمند فارسی دری که قدمت هزار و چند صد ساله دارد یکی از محبوبترین زبانهایی است که آثار فراوان شعری از گذشتههای دور و نزدیک در این زبان به جای مانده است. برای این زبان شیرین همین افتخار کافی است که غیر از افغانستان و ایران و تاجکستان، در دو امپراتوری بزرگ غیرفارسی زبان؛ یعنی عثمانیان ترک و امپراتوری بزرگ مغولی هند، زبان دربار، زبان رسمی و زبان قابل تکریم بوده است. نسخههای خطی شعری فراوان نه تنها در سه کشور دری زبان، بلکه در جاهای دیگر به دست آمده و تا امروز موجود میباشد.

به یقین سخنوران سترگی چون رودکی، ابوشکور بلخی، سنایی غزنوی، مولانا جلالالدین بلخی، عطار نیشابوری، فردوسی طوسی، خیام، حافظ، سعدی، بیدل و صدها سخنور دیگر، با آثار شعری و منظوم، اوج هنر فاخر اسلامی را به تصویر کشیدهاند که هر یک نشاندهنده شکوفایی هنر اصیل شعر در دوران باستان هستند.

ادبیات فارسی دری در دوران معاصر نیز مسیر رشد و شکوفایی را پیموده و دستآورد نسبتا خوب داشته است؛ به ویژه در چند دهه پسین از زیباییها و ظرفیتهای شگرفی بهرهور شده است. در ادبیات امروز، ما شاهد ژانرها، ترکیبها و ظرافتهایی هستیم که از آفرینشهای دوران خودش است.

در یک نتیجهگیری کلی میتوان گفت که یک جریان جوان و بسیار جدی در عرصه شعر افغانستان در حال شکلگیری است. نسل که جسارت، نوآوری، حلاوت و جوهره ادبی دارند و اگر با چشم و گوش جان به تکاپو در عرصه ادب بپردازند، در آینده شاعران نامبرداری بیرون خواهند جهید. زنان نیز در دوران معاصر حضور جدی دارند، زنان زبان یافتهاند و ادبیات زنانه به شکل پیشرونده و پویا در این زمان دیده میشود.

در همه این سرودهها چه در شاهکارهای ادبی اشعار کلاسیک، حماسههای اسطوره، عرفانی، تغزلات حافظ و اخلاقیات سعدی و چه در سرودههای مدرن امروزی جلوههای اصیل هنری مشاهده میشود که گویند هنر شعر مادر هنرهای دیگری نظیر آوازخوانی، هنر خوشنویسی و… میباشد.

بدیهی است که هنر واقعی هنری است که دچار فترت و روز مرّهگی نشده و هرکس در هرجای جهان میتواند خود را به آن الصاق کند. هنرمند نیز کسی است که جهان را مثل خود میبیند و مخاطب ترجمه یک نگاه را در او نمیبیند که نگاه معمولی باشد و سپس به آنچه آموخته از ترفند آثار معمولی تحویل بدهد؛ بلکه همانگونه که جهان را دیده است متفاوت از دیگران باز میتاباند و به تصویر میکشد، چنین آثار است که عامل نفوذ یک هنرمند به روح مخاطب است.

در پایان یکی از سرودههای خود را که در اعتراض به اوضاع ناامن کابل سرودهام، تقدیم میکنم:

اینجا کابل است

ابر سرخ و دود شد شبها دگر مرطوب نیست

ماه آتش میخورد این صحنهی مطلوب نیست

باد روبان میکشد از خاک دور آسمان

جادهها رنگین شده در شهر جز آشوب نیست

رودغلطان میرود از آبشار پلک ما

حیرت آیینه است این چشمهای مخروب نیست

زیستگاه امن باید ساخت زیر چتر او

شاخههایش شعله شد احوال مادر خوب نیست

برّههایش گرگهای تشنهای یوسف شدند

های! اینجا کابل است این کلبهی یعقوب نیست

گاه افشان میشود مثل عروج شعلهها

از گداز سینه است از سنگ و خاک و چوب نیست

زود باید بست پای شر و دست انتحار

این صبوری مثل صبر حضرت ایوب نیست

فصل اوّل کیرسد در انجماد فصل چار

این لباس زرد، زیب مادر محبوب نیست