حزب انسجام ملی افغانستان

تازه ها: .

نگاهی به سه دوره نظام سیاسی در افغانستان

يكشنبه, ٢٩ جوزا ١٣٩٠       حسین پاینده

دوره مجاهدین، طالبان و نظام مردم سالار
بخش ششم و پایانی/ درقسمت پنجم دوره سوم از نظام های سیاسی حاکم در افغانستان اشاره نمودیم که در هرسه دوره افغانستان دچار نا بسامانی ومشکلات بیش ازحد بود. درحدود نزدیک به سه دهه نه تنها در زمینه های اقتصادی، تعلیم وتربیه، فرهنگی وسیاسی واجتماعی رشد نکرد بلکه ازمرحله ای که دربیش از سه دهه قرار داشت نیز عقب ماند. درگیری های داخلی، دخالت های بیگانگان به عنوان عامل عمده واساسی در این وضعیت نقش داشتند. بااینکه در سالهای چهل تا پنجا از نظر سیاسی افغانستان اندکی دچار دگرگونی گردید و کم کمک نهادهای سیاسی ومدنی پدید آمده ودرصحنه جامعه ظهور ورشد نمودند وبا آزادی نسبی فضای نسبتا مناسب برای پروبال زدن روشنفکران در میدان های مبارزات سیاسی، اجتماعی وفرهنگی به وجود آمده بود ومحفل های بحث پیرامون اوضاع داخلی وخارجی در گوشه وکنار کشور مخصوصا کابل توسط جوانان با احساس وبا درک وبا درد تدویر می گردید وسیاست های ملی وبین المللی نظام را نقد وبررسی می کردند. اگرچه در دهه چهل که به دهه دموکراسی نام گرفته بود در زمینه ی مطبوعات پیشرفت هائی رونما گردیده بود وعلاوه بر مطبوعات دولتی نشرات حزبی ونشرات آزاد رنق یافته و به کارمطبوعاتی مشغول بودند وتشکیلات  سیاسی بر بنیاد اندیشه های اسلامی، مارکسیستی بوجود آمد. اما تحولات بوجود آمده در این دهه اگرچه نوید روزها وآینده های بهتر وروشنتر را برای مردم ما می داد وگمان براین بود که افغانستان به زودی همپای دیگر کشورها جاده پیشرفت وتمدن را خواهد پیمود ودیری نخواهد سپری شد که در جمع قافله درخشان پیشرفت علم وتکنالوژی قرارخواهد گرفت. ولی این امیدواری وخوشبینی ناگهان تبدیل به یأس وناامیدی گردید. دهه دموکراسی باهمه زرق وبرق ظاهری اش جای خودرا به خفقان ودیکتاتوری داد. آزادی خواهان یکی پی دیگری یاکشته شدند ویا به زندان افتادند. این وضعیت پس از کودتای داود خان وسپس کودتای روسی توسط حزب خلق وپرچم نه تنها روبه بهبودی ننهاد بلکه شدت زیاد تر گرفت. احزاب از فعالیت های علنی به فعالیت های محفی رو آوردند. مخالفت های سیاسی درمقابل  رژیم  جرم پنداشته شده وهرگونه اعتراض ویا انتقاد تحمل ناپذیربود. آزادی بیان وآزادی عقیده که در دهه دموکراسی جرقه ای اندکی زده شده یود با روی کار آمدن نظام تک حزبی مجال مطرح شدن نیافت اگرچه در نظام به اصطلاح دموکراتیک خلق از آزادی طبقه کارگر وزحمت کش سخن زده می شد اما درعمل چنین چیزی وجود نداشت و برعکس کارگران و دهقانان وزحمت کشان قربانیان اصلی بازی های پشت پرده که به نام مردم جریان داشد بودند. آزادی زمانی محترم شمرده میشد که کسی سخنی و یاعملی برخلاف آنچه نظام موجود بدان پابند بود نگفته وانجام ندهد. به این مفهوم که هر اقدامی وهر بیانی باید در چوکات نظریات وبرنامه های نظام موجود صورت می گرفت ودر خارج از آن گوینده آن از نظر نظام، انسان نامطلوب شناخته شده ونکوهش می گردید.
در دوره طالبان این وضعیت با قساوت وبیرحمی بیشتر ادامه یافت، وابستگی هردو جریان هم حزب دموکراتیک خلق وهم طالبان به بیگانگان وجه مشترک شان بود . طالبان که از ازدواج دو عنصر جهنمی آی اس آی  وجمعیت العلماء اسلامی که مدارس دینی را در اختیار داشتند واداره می کردند بوجود آمده بود با ستم گریهای بیشتر به حکومت کردن ادامه دادند.  طالبان نه تنها توسط پاکستانی ها هدایت ورهبری می شدند وهنوزهم می شوند بلکه به این امر اکتفا نکرده و گروه تروریستی القاعده را که یک گروه خارجی بود نیز در افغانستان آورده وجای دادند. این مولود نامبارک خودش اضافی بوده وبرای مردم افغانستان قابل قبول نبود که یک موجود نا مبارک دیگر (القاعده) را شریک قدرت وحکومت خود در افغانستان ساختند وبرایش زمینه تمرین های نظامی وچریکی را فراهم نمودند. القاعده وطالبان و بهتر باید بگویم پاکستان از غفلت امریکا وجامعه جهانی در مورد افغانستان استفاده نموده وحکومت خود را در افغانستان برقرار نموده و آرام آرام به ستمگری وظلم بالای مردم را شروع نمودند. درسطح ملی به نام شریعت به حکومت مطلقه و استبدادی خود ادامه دادند ودر سطح بین المللی خواب سیطره به کشورهای اسلامی را می دیدند. واز همین رو القاعده از افغانستان که پایگاه امنی برایش شده بود عملیات تروریستی اش را در سطح دنیا آغاز نمود که زشت ترین عمل تروریستی اش حمله به برجهای تحارتی آمریکابود و در داخل افغانستان با به شهادت رساندن قهرمان جهاد ومقاومت احمدشاه مسعود جنایتی برجنایات قبلی خود افزود.
القاعده وطالبان از گذشته تاکنون به عنوان شمشیر دو لبه عمل می کنند. ازیکسو باکشتن بابه مزاری  سمبل مقاومت وجهاد و یارانش خوی ددمنشی واتنیکی خودرا در سطح ملی نشان داد واز سوئی تحت فرمان پاکستان و در همکاری با گروه القاعده وحشت وترور را در سطح بین المللی ایجاد نمود که همین امر زمینه سقوط شان را از قدرت فراهم ساخت. جامعه جهانی و گروه های جهادی افغانستان دیگر روند رو به رشد خشونت القاعده وطالب را تحمل نتوانسته وتصمیم گرفتند که هرچه زود تر باید بساط القاعده را از افغانستان برچینند. همین کار را هم کردند ودر اجلاسیه ای در شهر بن آلمان نمایندگانی از کشورهای خارجی و نمایندگانی از سازمان ها و تنظیم های جهادی  وسازمان ملل دور هم جمع شدند و درمورد طالبان و آینده افغانستان تصمیم گرفتند. که حاکمیت نظام منتخب ومردم سالار در افغانستان نتیجه همان تصمیم مشترک ملی وبین المللی است.
اکنون که افغانستان پس از پروسه (بن) وتوافق تمام جوانب ذیدخل درتحولات سیاسی اجتماعی مربوط به افغانستان، دموکراسی را تجربه می کند ودر این دوران جدید مردم افغانستان برای اولین بار فرصت یافته اند که با استفاده ازفضای دموکراتیک حاکم در جامعه از حق آزادی اندیشه وبیان استفاده کنند ونقش مثبت خودرا با شرکت آگاهانه وآزادانه  در انتخاب سرنوشت آینده خود ایفانموده وبدون ترس وارعاب سرنوشت خودرا خود رقم بزنند.
اکنون زمینه مطرح شدن اندیشه های گوناگون در کشور بیشتر ازهرزمان دیگر مهیا گشته، اندیشمندان، صاحب نظران ورسانه های صوتی وتصویری این مجال را یافته اند که در چوکات قانون اساسی کشور وقانون رسانه ها دیدگاه ها، نظریات وبرنامه های خود را مطرح نمایند. واقعیت این است که انسان ذاتا آزاد آفریده شده ودر انتخاب اندیشه وانتخاب راه وروش زندگی آزاد است. وهیچ کسی ویا سیستمی این حق راندارد که انسان را مجبور به پذیرش ایده وافکارخود کند. خداوند متعال در سوره "الزمر" به بندگان خود دستور می دهد که به سخنان همدیگر گوش فرادهید وآنگاه از نیکوترین آنها پیروی کنید. این موضوع به این مفهوم است که خداوند به بندگانش هدایت فرموده که انسان در اظهار وارایه نظریات ودیدگاه های خود آزاد خلق شده بنابراین هیچ کسی حق ندارد که هنگام سخن گفتن سخن کسی را بی مورد قطع کند ویا برایش مزاحمت ایجادنماید که اونتواند به سخنان خود ادامه دهد. برای مردم باید فرصت داده شود تا از آزادی خود در این زمینه استفاده کامل ودرست نمایند. بناء نظام های سیاسی نباید آزادی مردم را سلب کنند ونباید با استفاده از روشهای سانسوروخفقان فریادهای شان را در گلوخفه سازند. بلکه برعکس بگذارید که زبانها به سخن گفتن گشوده شوند وحرف های نگفته، گفته شوند ونظریات گوناگون مطرح گردند وآنگاه شما پس از گوش دادن به اظهارات ونظریات مطرح شده از میان آنها بهترین ونیکوترین آنهارا که در جهت رشد وشکوفائی جامعه مفید هستند برگزینید. آن سخنانی که به خاطرمصلحت وهمدلی مردم یک جامعه بیان گردیده اند، در زندگی خود پیاده نمائید ونگذارید که عده ای استفاده جو از احساسات پاک شما به نفع شخصی خود استفاده کند. درحالیکه در نظامهای گذشته چنین چیزی نبود.
اگرکشورما با قدم گذاشتن در جاده دموکراسی وبا استفاده ازمفهوم ارزشمند آیات قرآن کریم ونظریات بزرگان دینی وعلمی کوشش کند که خودرا به سلاح آگاهی وآزادی مسلح نموده وزنگارهای جهل ونادانی را از وجود خود بزدایند باید گفت که یگانه راه آن مشارکت عموم مردم درپروسه سازندگی کشوراست. این امر درصورتی ممکن خواهد بود که نظام موجود کشور یک نوع سیاست متوازن ومتعادل را در ابعاد مختلف جامعه روی دست بگیرد وبرای هیچ قشری ویا گروهی اجازه ندهد که از فرصت های پیش آمده استفاده سو کنند. اگر مردم ما به دور از قدرت طلبی ها ومنفعت جوئی های قومی ومنطقه ای وزبانی به مجموعه وکل افغانستان وبه سرنوشت عموم مردم ازهرقوم وقبیله ای که باشند فکرکنند، منافع ملی را نسبت به منافع شخصی ترجیح بدهند ومشکلات جامعه را مشکلات خود بدانند وباهم در جهت رفع مشکل همگانی تلاش نمایند وروحیه برادری وبرابری را در درون جامعه تقویت بخشند در چنین حالتی مردم ما به موفقیت های مشترک که ثمره تلاشهای مشترک همه اقوام است نایل خواهند شد. ودست آورد آن از آن همه مردم خواهد بود.
اگر مردم ما دموکراسی را به عنوان یک راهبرد مثبت ومفید نگرسته وبه مفاهم وویژگی های سرنوشت ساز آن توجه جدی نمایند وآنگاه با درک درست وصحیح از دموکراسی وارزشهای آن به نهادینه ساختن دموکراسی در جامعه وبه گسترش فرهنگ دموکراسی در کشور همت بگمارند، آن وقت خواهیم دید که به اوج قله ی سعادت وپیشرفت قرار گرفته ومی توانند نظام سیاسی را بوجود آورند که زمینه ساز حضور ومشارکت همه مردم درپروسه های ملی باشد.
افغانستان هم اکنون نظام سیاسی دارد که ممد حضور ومشارکت همه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی شان می باشد. مردم افغانستان از نظام منتخب موجوده  واز دولت مردان کشور خود انتظار دارند که با شدت بخشیدن پروسه مذاکره وصلح با مخالفان شرایط زندگی بدون هراس وترس را برای همه مردم اعم از زن ومرد در سایه تامین امنیت فراهم نمایند وسیاست متوازن را در همه ساحات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی عملی بسازند. با تطبیق طرحها وبرنامه های وسیع فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی وعدالت جامعه را در جاده صلح، ثبات وامنیت سوق داده وبه اوج دموکراسی وآزادی وتفاهم ملی برسانند.

اشتراک با دوستان: اين صفحه را با دوستان خود از طريق ويب سايت هاي شبکه هاي اجتماعي به اشتراک بگذاريد!

نظر ها (0)

نام:
آدرس ايميل:
نظر شما:

یادداشت سردبیر

مأموریت جنگی نیروهای بین‌المللی، پس از سیزده سال در افغانستان، هفته گذشته به پایان رسید. این مأموریت بر ناتو و آیساف، هزینه سنگین انسانی و مالی تحمیل کرد. حضور سیزده ساله نیروهای بین‌المللی، تا اندازه‌ای توانست به تأمین صلح و ثبات در افغانستان کمک کند.  بی‌تردید، مردم افغانستان، قربانی‌های جامعه جهانی را در امر مبارزه با تروریزم پاس خواهند داشت و حمایت‌های آنان را از ...

ادامه مطلب

Editorial

Last week, the international troop’s battle missions had been ended up after thirteen years. The missions burdened big human and finance expenses on NATO and ISAF which could help providing somewhat security and stability in Afghanistan within thirteen years presence in country.  It is clear that people of Afghanistan would appreciate the international community sacrifices as the results of fighting against terrorisms as well as their aids ...

Read More...

تمام حقوق مادی و معنوی اين سايت برای حزب انسجام ملی افغانستان محفوظ می باشد. 2014 ©
نقل مطالب با ذکر منبع مانعي ندارد.
ديزاين و اجرای وب سايت توسط ممتاز هاست