فرهنگ و اندیشه

مشروعیت نظام سیاسی

مشروعیت به معنی قانونی بودن یا طبق قانون بودن است، مشروعیت یک نظام سیاسی در واقع شکل گیری نظام سیاسی مبتنی بر قانون است. در گذشته ها هم این واژه به مفهوم قانونی بودن قدرت بکار می رفت.
امروزه جایگاه سیاسی مشروعیت را چگونه میتوان ارزیابی کرد؟ و سرچشمه مشروعیت را میتوان در کجا جست؟ در صورت شکل گیری نظام سیاسی خارج از محدوده قانونی آن با کدام بحران مواجه خواهد شد؟ پاسخ به همه این سوالات را میتوان یکي پی دیگری پرداخت.
امروزه مفهوم مشروعیت در نظریه جدید سیاسی جایگاه مهمی یافته است متفکران جدید سیاسی، نفوذ و اقتدار را در صورتي مشروع میدانند که در یک چارچوب قانونی شکل گرفته باشد وحتی در روابط سیاسی، در نتیجه رشد فرهنگ و تمدن نقش اجبار کاهش یافته و قدرت اجبارگرا را وحشی گری تلقی می نمایند. و مشروعیت را پیش شرط قدرت میدانند.
چنانچه رابرت دال می گوید، رهبران نظام سیاسی می کوشند اطمينان یابند که هر گاه در برخورد با کشاکش ها ابزارهای حکومتی بکار برده شود، تصمیمات گرفته شده را میپذیرند، نه فقط بخاطر ترس از خشونت، مجازات یا اجبار بلکه بر این باور هم که پذیرش تصمیمات از نظر اجتماعی درست و بحق است. بنا بر این یکي از موارد کار برد واژه مشروعیت گفته می شود، وقتی حکومت مشروعیت دارد که مردم تحت فرمان نظام اعتقاد راستین داشته باشند بر اینکه ساختار، اقدامات، تصمیمات، سیاست ها، مقامات، رهبران حکومت از شایستگی هاي لازم و از حق صدور قواعد الزام آور برخوردار باشند.
در نظام های دموکراسی مشروعیت از اهمیت قابل توجه برخوردار است، زیرا نظام دموکراسی مبتنی به اراده مردم بوده و قدرت سیاسی مشروعیت خود را بر اساس انتخابات کسب می نماید.
اینکه سرچشمه یا منابع مشروعیت کدام اند میتوان دو دیدگاه را مطرح ساخت، دیدگاه اول، ماکس وبر مشروعیت را درسه منشأ میداند:
۱- سنت مشروعیت ممکن است متکی بر اعتقاد گسترده به سنت های دیرین و بر نیاز به اطاعت از رهبرانی باشد که طبق سنت ها اعمال اقتدار می کند.
۲- صفت شخصی مشروعیت را ناشی از تقدس ویژه و استثنائی یا شخصیت قابل ستایش یک شخص می داند.
۳- قانونیت مشروعیت ممکن است بر این باور متکی باشد که قدرت بنا به قانون واگذار شده است، آنچه بطور قانونی انجام یافته مشروعیت دانسته می شود.

دیدگاه دوم، فردریک، منابع قدرت را در چهار مورد خلاصه می کند. ۱- دینی، ۲- فلسفی وحقوقي ۳- روشی ۴- تجربی.
با نگاه به منابع مشروعیت مي توان گفت، مشروعیت یک امر اخلاقی نبوده، بلکه مرتبط به یک نظام سیاسی است که باورمند یهای قانونی را ببار آورده و افراد را ملزم به اطاعت از قوانین و نظام سیاسی می نماید.
به قول دیویداسیتون مشروعیت در نظام های سیاسی را میتوان در سه نوع چنین توصیف کرد.
۱- مشروعیت ایدئولوژیک: وقتی که منبع مشروعیت ایدئولوژی حاکم به جامعه باشد، آنرا مشروعیت ایدئولوژیک می نامند. نظام سیاسی در واقع تجسم کمال مطلوب ها، هدف ها و مقاصدی است که اعضای جامعه را در تفسیر راه و توضیح حال کمک می کند و تصوری از آینده در ذهن می آفریند. ایدئولوژی، هدف نظام های سیاسی را تصویر و اعلام می کند.
۲- مشروعیت ساختاری: هر نظام سیاسی، اصولی در مورد واگذاری قدرت سیاسی و اقتدار دارد. و بر پایه این اصول از مردم می خواهد اعتبار ساختار ها و هنجار های رژیم را بپذیرند. اگر اعتبار ساختارها و هنجار های رژیم پذیرفته شود، مشروعیت ساختاری بوجود می آید.
۳- مشروعیت شخصی: اگر رهبران شخصیت و رفتار برجسته ای داشته باشند و اگر مردم آنها را قابل اعتماد و علاقه مند و متوجه به مسایل خود بدانند ، یا از آنها بخواهند جامعه را بطرز دیگری اداره کنند و آنها هم بپذیرند، واقعیت غیر قابل انکاری پدیدار می شود که آنرا مشروعیت شخصی می نامند.
اما در افغانستان منبع مشروعیت نظام سیاسی را میتوان در ماده ۴ قانون اساسی مشاهده کرد. “حاکمیت در افغانستان به ملت تعلق دارد که بطور مستقیم یا توسط نمایندگان خود آنرا اعمال می کند”. در واقع ماده چهارم نمایانگر انتقال قدرت سیاسی و شکل گیری آن بطور مسالمت آمیز و بر اساس آراء مردم می باشد.
بناً اگر یک نظام سیاسی بر اساس مشروعیت شکل نگرفته باشد کاملاً یک نظام دیکتاتوری و دیکته شده خارجی یا داخلی محسوب گردیده، همچون نظام ها، با بحران سیاسی مواجه گردیده و یا عدم كارائي یک نظام سیاسی مشروع در دراز مدت به اثبات رسد منجر به فروپاشی آن نظام خواهد شد.
منابع:
۱- عبدالرحمن عالم، بنیاد های علم سیاست، نشرنی.
۲- رابرت دال، تجزیه و تحلیل جدید سیاست، ترجمه حسین ظفریان، نشر مترجم.
۳- درآمد به فلسفه سیاسی نوین، جیکولی سبز، نشر نی.
۴- قانون اساسی افغانستان، مصوبه ۱۳۸۲٫