فرهنگ و اندیشه

یاد بود از هشت مارچ؛ تجلیل از مقام بلند زن درتاریخ

گرامی‏داشت ازهشتم مارچ، در واقع تجلیل از مقام بلند و والای زن در طول تاریخ است. تاریخ چهره های برجسته زیادی را نشان می دهد که زن بوده اند و به نحوی نقش خود را در مبارزات سیاسی و اجتماعی علیه ستمگران ایفا نموده اند. و یا در بخشهای علمی و فرهنگی درخشیده و برای خود نام و جایگاه بس ارجمندی احراز کرده اند

در تاریخ مبارزات آزادی خواهانه و بشر دوستانه مردم جهان روزهای بسیار مهم و سرنوشت سازی وجود دارد که بخش زرینی از تاریخ پر افتخار ملت‏ها را به نمایش گذاشته و از آن به نیکی و خوبی یاد می شود. روز های تلخ و دشواری نیز وجود دارند که برای نسلهای آینده بشر سراسر عبرت انگیز اند. اگر تحولات اجتماعی و سیاسی را در تاریخ بشر مورد مطالعه قرار بدهیم بخوبی در می یابیم که در همیشه تاریخ به طور طبیعی جوامع انسانی به علت منافع اقتصادی و پایگاه فکری به دو بخش ستمگر و ستم کش تقسیم شده اند و همین اختلاف منافع است که در طول تاریخ بشر بستر نبرد های خونین را میان هر دو دسته مهیا ساخته است و بازگو کننده سمت وسوی نبرد های نابرابر میان آنانیکه برای آزادی و تحقق عدالت تلاش می کنند و در این راه از خود فداکاری ها و قهرمانی های بی شماری نشان داده اند از یکطرف و آنانیکه همیشه شلاق ستم را در دست گرفته و عدالت خواهان را در قید و زنجیر قرار داده اند از طرف دیگر می باشد و در اوج این هیاهو اگر چه بیشترین ضرر و زیان را قشر اناث جامعه دیده اند ولی باوجود تلخی ها بازهم این زنان بوده اند که با اراده مصمم دست به اعتراض و مبارزه علیه آنکسان و یا جریان هائی که زنان را مورد انواع ستم قرار داده اند زده اند و در تداوم همین مبارزات است که سرنوشت بشر در طول تاریخ رقم خورده ونقطه عطف هاي بارزي به وجود آمده است. يكي ازآن روزهاي بزرگ وسرنوشت ساز هشتم مارچ است كه درتاريخ خیز شهای ستم سوز مردم به نام نامی روز جهاني زن با خط زرین ثبت گردیده است زیرا این بار زن پیش آهنگ و تداوم دهنده نبرد نابرابر میان این دو دسته بوده و از این رو سخن از قهرمانی زنان قهرمان است که برای اولین بار در تاریخ آمریکای لاتین به خاطر استثمار زنان کارگر توسط کارخانه داران بزرگ پرچم مبارزه را علیه صاحبان سرمایه که کارگران را در زنجیر استثمار بسته بودند بر افراشته و از آن زمان به بعد موج قيام شان، موج های زیادی را در جهت بیداری زنان در تمامی جهان ایجاد نموده و به عنوان الگوی زنان تحت ستم در جهان قرار گرفت.و پس از آن ازهشتم مارچ به عنوان روزجهانی زن و به پاس مبارزات آزادی خواهانه زنان درجهان همه ساله از سوی بشریت تجلیل می گردد.
تجلیل ازهشتم مارچ، در واقع تجلیل از مقام بلند و والای زن در طول تاریخ است. تاریخ چهره های برجسته زیادی را نشان می دهد که زن بوده اند و به نحوی نقش خود را در مبارزات سیاسی و اجتماعی علیه ستمگران ایفا نموده اند. و یا در بخشهای علمی و فرهنگی درخشیده و برای خود نام و جایگاه بس ارجمندی احراز کرده اند. تاریخ هر ملت وکشوری چنین چهره های برجسته زن را در دورن خون زیاد دارد. اگر تاریخ جنبشهای آزادی بخش ملت های جهان را اندک  توجهی نمائیم به آسانی متوجه می شویم که در میان مردان مبارز چهره و یا چهره های مبارز زن نیز حضور داشته و همپای مردان در مبارزات آزادی خواهانه سهم گرفته اند، نمی شود تاریخ جنبشهای آزادی بخش را مطالعه کرد ولی در درون آن نقش ممتاز مبارزاتی یک زن را ندید.  مانند جمیله بوپاشا مبارز الجزایری که در کنار سایر آزادی خواهان و استقلال طلبان این کشور علیه استعمار فرانسه پرچم مبارزه را برافراشت و در راه استقلال کشور خود تلاش های زیادی کرد و در نتیجه با افتخار در راه آزادی وطن خود زیر شکنجه سفاکان فرانسوی جان داد. و یا در تاریخ کشور ما افغانستان چه در دوران نبرد های استقلال طلبانه بر ضد توسعه طلبان خارجی و چه در بعد مبارزه بر ضد ستم های ملی و منطقه ای داخلی کم نبوده اند زنانی که در بخشهای مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نقش داشته اند مانند ملالی که در جنگ ميوند براي استقلال کشور در کنار مردان دلیر وطن علیه استعمار انگلیس شرکت جسته و نامی از خود در تاریخ وطن به یادگار ماند . و همین طور در بخش  های فرهنگ، شعر و ادب می توان به طور نمونه نامی از رابعه بلخی برد و یا در جنگ ضد تجاوزگری افغانستان علیه اشغال کشور ما توسط ارتش اشغالگر شوروی سابق اگر زنان و مادران وطن ما نمی بودند و فرزندان، شوهران و برادران خود را به نبرد ضد تجاوزگری تشویق و ترغیب نمی نمودند. آیا مردان وطن به تنهائی می توانستند از عهده قیام ملی وضد تجاوزگری علیه تجاوز روسها بر آیند؟ صد البته نه! دلیر مردان کشور در تمامی برهه های تاریخ به حمایت آفریدگار عالم و نیز حمایت های همه جانبه زنان و خواهران ومادران شان توانسته اند که نبرد های استقلال طلبانه را علیه هر تجاوز گر و اشغالگری به سر انجام پیروزی برسانند. و همین تشویق ها و ترغیب های زنان و خواهران وطن از نظر روحی و روانی در انگیزه دادن به برادران و فرزندان شان که با عزم واراده آهنین در میدان های نبرد آزادی خواهانه و استقلال طلبانه بروند تاثیر بزرگ و بالائی داشته است. و این خود نمونه گویائی از نقش آفرینی زن در تاریخ کشور ما است. در شرایط فعلی هم کم نیستند زنان و خواهرانی که در عرصه های معارف، امنیت و … در کنار مردان جامعه هم اکنون سهم داشته و دوش به دوش برادران خود فعالیت دارند.
تاریخ اسلام نمونه ای دیگری است برای نشان دادن حضور و نقش زن در صحنه های مبارزاتی و اجتماعی، به طور مثال سمیه زنی است که پس از آنکه به دین مقدس اسلام مشرف شد و در مبانی فکری اش تحول شگرف به وجود آمد و هدایت الهی شامل حالش گردید با اعتقاد راسخ وتصمیم جدی در کنار سایر برادران مسلمان خود درنگ و خانه نشستن را جایز نشمرده و در سایه رهبری آسمانی پیامبر گرامی اسلام در برابر سلطه مردسالارانه سران بت پرست قریش و علیه تفکر قبیلوی که نظام برده داری و بت پرستی را در جامعه آن روزی عرب مستقر ساخته بودند دست به مبارزه زد و در برابر این تفکر منحط قبیلوی که برای زنان حتی حق حیات وزندگی را نمي دادند و دختران را زنده به گور می کردند و آنان را مایه ننگ خانواده می دانستند به عنوان یک زن مسلمان قد علم نموده و در این راه تا پای جان مقاومت نمود تا شربت شرین شهادت را نوشید. سمیه اولین زن بود که در پای آرمان والای اسلامی جانش را فدا کرد و در راستای تحقق حاکمیت اسلام که زن را همچون مرد از کرامت انسانی برخوردار دانسته و او را به عنوان یک انسان و مادر ارزش قایل شده در واقع از موقعیت همه زنان در تاریخ دفاع نمود و در این راستا یعنی ایفای نقش زن درتحولات اجتماعی و تاریخی از جان خود مایه گذاشت و با قطرات خون خود امضا کرد.
آنچه که تاکنون در مورد نقش اجتماعی و سیاسی زن در تاریخ مبارزات آزادی بخش و در تاریخ اسلام گفته شد و نمونه هائی از نقش زنان در جامعه ارایه گردیدبخوبی احساس و درک می گردد که زن به عنوان موجودی ممتاز در هستی در هر فرصت پیش آمده رسالت اجتماعی و سیاسی و جهادی اش را درک نموده و برای عملی ساختن آن قیام نموده است.
اما اکنون که به بهانه هشتم مارچ در زمان تجلیل از مقام زن قرار داریم لازم است زن به عنوان مادر از دیدگاه چندی به گونه ای مختصر به بررسی گرفته شود. در رابطه به مقام زن سخن های زیادی گفته شده، سروده های دلنشین از زبان شاعران و ادیبان به مناسبت این روز بزرگ سروده شده، نوشته های بسیاری با کلمات وجملات هیجان انگیز و نشاط آور توسط نویسندگان به نشر رسیده است و کتاب های متعددی در رابطه به مقام زن نوشته شده و به چاپ رسیده است.اما آیا با این همه تلاش ها و کوششها زن توانسته جایگاه اصلی خود را در جامعه بدست آورد؟ و آنچیزیکه به عنوان حقوق زن از آن یادمی گردد در اختیار زن قرار گرفته است؟ و آیا به کرامت انسانی زن احترام شایسته و بجا انجام شده است؟ پاسخ کوتاه برای این سوال ها وسوالهای زیادی  که در این خصوص وجود دارند و اکثراٌ بی جواب مانده و از این به بعد هم بی جواب خواهند ماند! در برخور  دوگانه به شخصیت زن از سوی دو طرز تفکر و دو دیدگاه تا حدودی می توان به دست آورد. تاکنون دوگونه برخورد با زن از منظر دو طرز تفکر صورت گرفته است، یکی اینکه آزادی را مبنای حرکت اجتماعی زن دانسته اند. پیروان این طرز تفکر بدون آنکه برای آزادی حد و مرز قایل شوند کوشش نموده اند که به آزادی زن بیشتر از منظر مد نگاه کنند نه به عنوان یک حق انسانی. “از نظر اینان زن یک عروسک در دست ارباب قدرت است آزادی او برای این است که با ظاهر آراسته در انظار جلوه گری کند تا توجه دیگران را به خود جلب نموده و همچون عروسک ها زمینه هوسرانی های حقیرانه جنسی مردان را مهیا سازد. با کمال تاسف بانیان این طرز تفکر مقام و ارزش زن را در حد یک کالا و متاع تنزل داده و صرفاً با اظهار کلمات پر زرق و برق مانند آزادی و… زن و مقام او را به بازی گرفته اند”.
دسته ديگر ازمنظرتعصب وتحجر در باره زن مي نگرند. پیروان اندیشه تعصب و تحجر برعکس دسته اول عملاً زن را در حصار تنگ و تاریک خانه و باور های غلط محیطی به زندان افگنده اند و بر بنیاد اعتقادات شان که ریشه در بنیاد قبیله دارد، زن نه یک انسان که باید حق اظهار نظر، آزادی بیان و حق انتخاب داشته باشد و بتواند در فعالیت های اجتماعی در سطح جامعه نقش انسانی و بشری خود را بازی نماید بلکه به صفت یک برده بی اراده و زرخرید در درون دیوار خانه اسیر است. اما بر اساس هر دو دیدگاه نتیجه یک سان است و زن موجودی بی اراده و وسیله ای بیش در دست ارباب قدرت  نیست.
البته دسته سومی هم هست که از منظر انسانی و اسلامی به زن نگرسته است، بر بنیاد اندیشه این دسته، زن نه وسیله هوسها است و نه موجودی زندانی در درون خانه ها. بلکه موجودی باکرامت و فضیلت های انسانی است که آزادی و زندگی اش در چهار چوب قوانین و مقررات اصولی قابل تعریف می باشد. زن آزادی دارد حق انتخاب دارد می تواند نقش اجتماعی خود را درجامعه ایفا کند اما این آزادی نه به خاطر آن است که زمینه های هوس بازی های نامشروع عده ای را فراهم سازد.
زندانی در کنج خانه هم نمی باشدچون به صفت یک انسان از اراده و اختیار برخوردار است لذا می تواند به عنوان یک شهروند از حقوق خود برخوردار باشد. بر بنیاد این دیدگاه که دیدگاه درست هم هست، زن شامل “لقد کرمنا بنی آدم”  و لا اکراه فی الدین می باشد. به این مفهوم که زن دارای کرامت انسانی بوده و در انتخاب راه وروش زندگي تحت هیچ اکراه و اجباری قرار ندارد. بناء موجودی است آزاد اما در دایره مقررات و قانون.