فرهنگ و اندیشه

روز جهانی کتاب و کتاب خوانی

پنجشنبه ۱۲ حوت برابر بود با روز جهانی کتاب و کتاب‎خوانی، و با دریغ باید اعتراف کنم با آن‎که خود را از علاقمندان جدی کتاب می‎دانم، تاریخ این را روز را نمی‎دانستم تا آن‎که دوستی عزیز به من زنگ زد و یادی از این روز میمون و گرامی کرد. به هر حال هیچ کس منکر ارزش و جایگاه قدسی این ودیعة الاهی شده نمی‎تواند که اگر در نزد خداوند چیزی عزیزتر از این می‎بود آن را به جای کتاب به پیامبرانش می‎فرستاد؛ چهار کتاب و صدواند صحیفه، از جمله ۲۱ صحیفه برای حضرت آدم (ع)، ۱۰ صحیفه برای حضرت ابراهیم (ع)، ۲۹ صحیفه برای حضرت شیث (ع)، و ۱۰ صحیفه برای حضرت موسی (ع).
برای نشان دادن اهمیت کتاب، سخنوران گذشتة ما هم توجه کرده‎اند و شعرهای دلکش و انگیزندة فراوانی سروده اند از جمله این دو بیت را همه شنیده ایم که حضرت حکیم سنایی غزنوی با زبان بسیار ساده و طبیعی به وصف کتاب پرداخته است:
همنشینی بِه از کتاب مخواه
که مصاحب بود گه و بیگاه
این چنین همدم لطیف کی دید
که نرنجید و هم نرنجانید
همو در بیتی دیگر، بهترین دوست را در هنگام تنهایی کتاب می‎داند، و آفتاب دانش و دانایی را در پس افق‎های روشن و درخشان دانش ترسیم می‎کند:
انیس کنج تنهایی کتاب است
فروغ صبح دانایی کتاب است
از زبان همه شنیده ایم که موسیقی غذای روح است؛ در این‎جا با استفاده از این تعریف می‎توان گفت که این تنها موسیقی نیست که روح را تغذیه می‎کند، بلکه بالاتر و بهتر از آن، این کتاب است که نه تنها غذای روح، که غذای همة ارزش های انسانی ماست؛ کتاب غذای روح ماست؛ کتاب غذای زندگی ماست؛ کتاب غذای اندیشة ماست؛ کتاب غذای باور و ایمان ماست؛ کتاب غذای بینش و شناخت ما نسبت به جهان است؛ کتاب غذای علمی ماست؛ کتاب سرمایة بزرگی است که تمام مادیات و معنویات ما را تغذیه می‎کند، پشتوانة همة آن‎هاست، و بدون کتاب، هیچ یک نمی‎تواند به زندگی شان ادامه بدهند. حکیم بزرگ غزنه سنایی، درس را مایه و پشتوانة دین، کتاب را ستون و پایة جان و روان، و دارو را سرمایة خوشی و شادی آدمی می‎پندارد:
که ز درس و کتاب و دارو هست
از سه سو دین و جان و تن را سور
بدون گمان اگر خط، و فرزند برومندش کتاب نمی‎بود، انسان هیچ‎گاه نمی‎توانست قله‎های بلند تکامل و پیشرفت را تسخیر کند. روی همین ارزش‎های بلندبالای کتاب است که دین ما با «خواندن» و «کتاب» آغاز می‎شود. معجزة دین ما «کتاب» است و در میان تمام فرهنگ‎ها و تمدن های بزرگ بشری، این فرهنگ و تمدن اسلامی است که «کتاب» و «کلام» دو ویژگی و مشخصة برجستة آن را نشان می دهد. اگر تمدن یونان با تفکر دیالوگی، و تفکر هند و چین با بینش و نگاه عرفانی شناخته می‎شود، اسلام با «کتاب» و «کلام» چهره می‎نماید.
 در ادبیات ما نیز واژۀ کتاب استفادۀ فراوان دارد. می توان گفت که یکی از پهلوهای درخشان جهان بینی متفکران این مرز و بوم در استفادۀ گوناگون از این واژه یافت می‎شود. دیوان شعرای اندیشمند زبان فارسی پر است از هنرنمایی های آن ها که با واژۀ کتاب کرده اند.
ایرج میرزا خرمی خاطر و تازگی چشم اندازش را ثمرة آشنایی با کتاب و قلم می‎داند:
خاطرم خرم از کتاب و قلم
منظرم تازه از گل و نسرین
رسیدن و پیوستن یاری مهربان، که به سفر دور و درازی رفته، به دلداده اش سخت شیرین است، رهی معیری این خوشی و نشاط را برابر با دست یافتن به کتابی ارزشمند می‎پندارد:
بهر تو این خجسته کتاب آورد نشاط
چون یار مهربان که به دلداده می رسد
سعدی، بی وفایی مردمان زمانه را بهانه قرار داده و از دست دادن کتاب را نشانة سست بودن رأی مردم می‎داند:
کتاب از دست دادن سست راییست
که اغلب خوی مردم بی وفایی است
روشن است که هر صفحة کتاب تنها یک رو دارد. صایب که در سبک هندی به دنبال مضمون آفرینی است و از هر حادثه‎یی به نکته‎یی هنرمندانه و شاعرانه می‎رسد و در این شیوه در میان همگنان تاق (طاق) است، این مسئله را مضمونی ساخته است برای نشان دادن نفرتش از مردمان دو روی و پست:
نیست کاری به دو رویان جهانم صایب
روی دل از همه عالم به کتاب است مرا
به باور صایب آنانی که دل لبریز از معنویت دارند، هیچ‎گاه به ظاهرِ زندگی و دیگر مظاهر آن نمی‎چسپند، دلی باطن نگر و ژرف گرا دارند که جز به اعماق نمی‎نگرند:
ترا زمعنی اگر هست بهره‎یی صایب
ز پوست جامۀ خود ساز چون کتاب این جا
صایب اوج آگاهی‎های انسان را لب فروبستن از سخن می‎داند و همان‎گونه که شاعر دیگری گفته:
ز دیگ پختگان ناید صدایی
خروش از مردمان خام خیزد
وی هم صفت برجستة سینه‎های لبریز از درد و سخن را، خاموشی و لب دوختن از گپ گفتن می‎داند؛ چنان‎که کتاب‎ هم با آن‎که گنجینة تمام دانش‎هاست، اما هیچ‎گاه صدایی از آن به گوش نمی‎رسد.
با سینه‏یی ز حرف لبالب درین بساط
خاموش چون کتاب نباشد کسی چرا؟
صایب گاهی «کتاب» را برای مضامین عاشقانه هم به کار برده است. برای کسانی که با دنیای عشق و عاشقی، برخورد سطحی و ساده دلانه می‎کنند، گردن دراز معشوق و جانان، به بیاض می‎ماند؛ کتابی که از عرض صحافی شده  و از پهنا باز می‎شود.
از بیاض گردن خوبان تلاوت می کنند
ساده لوحان محبت را کتاب دیگرست
به‎همین گونه صایب هدف اصلی از آموزش علم و خواندن کتاب را رسیدن به حقیقت می‎داند و گرنه خشت، که از گل ساخته شده، با کتاب، که ترکیبی از کاغذ و علم است، هیچ تفاوتی دیده نمی‎شود:
ز علم، مقصد اصلی رسیدن است به عین
وگرنه پایۀ خشت و کتاب هر دو یکی است