بازی انتخاباتی چه زمانی پایان می‌یابد؟!

روی هم رفته، با توجه به عدم علاقه مندی جدی حکومت به برگزاری انتخابات و چالش های امنیتی و نبود بودجه کافی، به نظر نمی رسد انتخابات پارلمانی در سال 1396 برگزار شود. لذا سروصداهای حکومت بیشتر به یک بازی سیاسی با انتخابات آینده می ماند تا یک تصمیم قاطع و اراده استوار برای به ثمر رساندن آن. به همین دلیل است که زمزمه هایی از حلقات سیاسی به گوش می رسد که سرانجام انتخابات پارلمان و ریاست جمهوری به صورت همزمان برگزار خواهد شد.

گل احمد نیطاقی

در این شکی نیست که انتخابات و در مجموع اجرایی شدن روندهای ملی می تواند چشم انداز روشن نسبت به آینده خلق کند و امیدواری مردم را افزایش دهد. از جانب دیگر، وقتی حکومت در برابر شهروندان به انجام روندهای ملی تعهد می کند و یا قانون اساسی و سایر قوانین نافذه حکومت را به انجام وظایف محوله اش مکلف می‌داند، باید حکومت آن را انجام دهد؛ این حق طبیعی مردم است. در بحث انتخابات نیز همین گونه است. نزدیک به دو سال است که شورای ملی به صورت «فراقانونی» به کار خویش ادامه می‌دهد؛ اما متأسفانه حکومت با گذشت دو سال، هیچ گام استوار و قابل تأمل را در خصوص برگزاری انتخابات برنداشته است.

این در حالی است که انتخابات قبل از هر موضوع دیگر به سرنوشت سیاسی مردم بستگی دارد. اما به رغم تعهدات که حکومت وحدت ملی برای اصلاحات انتخاباتی و برگزاری انتخابات عادلانه و سراسری کرده بود، عمل نکرده است. اعتبارنهادهای انتخاباتی در انتخابات ریاست جمهوری سال 1393 به شدت آسیب دید و نگرانی اساسی این است که اگر اعتبار این نهادها احیا نشود، مردم دیگر به پای صندوق های رأی حاضر نخواهند شد.

با این حال، به نظر می رسد که حکومت باید به چند مساله اساسی قبل از برگزاری انتخابات توجه کند:

نخست؛ حکومت باید اراده قوی برای برگزاری یک انتخابات شفاف و عادلانه از خود نشان دهد. یکی از اولویت های مهم حکومت در گام نخست اراده کردن برای برگزاری انتخابات پارلمانی در سال آینده است. تا حالا هرچه انجام شده، فقط پوششی برای جلوگیری از انتقادهای مردم افغانستان و جامعه جهانی بوده است.

دوم؛ مسأله دیگر، احیای اعتبار نهادهای انتخاباتی است. حکومت وحدت ملی باید مکانیزم‌های را روی دست گیرد که منجر به احیای نهادهای انتخاباتی شود. تقلب گسترده‌ای که در انتخابات ریاست جمهوری سال 93 انجام شد، اعتبار کمیسیون های انتخاباتی را به صفر رساند و مسأله رفتن مردم به پای صندوق های رای دهی که یکی از مولفه های دمکراسی است، بشدت صدمه دیده است. بنابراین حکومت و کمیسیون انتخابات بیشتر باید به مسئله اعتماد سازی بپردازد در غیر آن صورت بیم آن وجود دارد که دیگر مردم در پروسه رای دهی که اساس یک حکومت دمکراتیک است، اشتراک نورزد.

سوم؛ اصلاحات انتخاباتی باید به صورت اساسی انجام شود و آن هم بگونه اعمال گردد که وحدت ملی و حسن همجواری مردم باهم برادر افغانستان متضرر نشود. به علاوه باید جلو نفوذ و دست اندازی حکومت و زورمندان به نهادهای انتخاباتی گرفته شود.

چهارم؛ تاریخ و تقویم انتخاباتی باید هرچه زودتر اعلام شود. به سردرگرمی و سرگردانی باید پایان داده شود. اعلام زمان مشخص برگزاری انتخابات به نحوی می‌تواند مردم و گروه های سیاسی را دل گرم کنند.

پنجم؛ حکومت باید از تامین امنیت روند انتخابات به مردم اطمنان بدهد. نبود امنیت سراسری در کشور یکی از چالش های عمده در مسیر انتخابات آزاد، شفاف، عادلانه و سراسری است.

روی هم رفته، با توجه به عدم علاقه مندی جدی حکومت به برگزاری انتخابات و چالش های امنیتی و نبود بودجه کافی، به نظر نمی رسد انتخابات پارلمانی در سال 1396 برگزار شود. لذا سروصداهای حکومت بیشتر به یک بازی سیاسی با انتخابات آینده می ماند تا یک تصمیم قاطع و اراده استوار برای به ثمر رساندن آن. به همین دلیل است که زمزمه هایی از حلقات سیاسی به گوش می رسد که سرانجام انتخابات پارلمان و ریاست جمهوری به صورت همزمان برگزار خواهد شد.

ادامه مطلب

به مناسبت 6 جدی؛ عوامل تهاجم شوروی پیشین به افغانستان

شوروی در اسد 1358، صد فروند هواپیمای جدید را در پایگاه هوایی قندهار مستقر ساخته و در ماه میزان همان سال مارشال پاولوفسکی؛ فرمانده نیروهای زمینی شوروی با 60 نفر از جنرالان برجسته شوروی پیشین به منظور تهیه نقشه و شناسایی نقاط استراتژیک وارد افغانستان شدند. سپس حدود 1500 نظامی آن کشور در ماه قوس در پایگاه هوایی بگرام و فرودگاه بین‌المللی کابل مستقر شدند و حفیظ‎الله امین را وادار کردند که به قصر دارالامان در جنوب غرب کابل برود تا بدین ترتیب تجاوز نظامی به شهر

با پیروزی کودتای کمونستی 7 ثور سال 1357، رهبران شوروی پیشین گمان کردند که حکومت مستقر در کابل می‌تواند حافظ منافع آنان باشد؛ اما با شکل‌‎گیری مقاومت مردم افغانستان تمامی آرزوها و آمال‌‎های آنان به هم خورد. شادمانی روزهای نخستین جایش را به تلخ‌‎کامی، نگرانی و پریشانی داد. از 7 ثور تا 6 جدی 1357 وقوع حدود هفتاد قیام مردمی در نقاط مختلف کشور خواب سردمداران اتحاد شوروی پیشین را آشفته‎ کرد.

برای خاموش کردن این قیام‌‎ها و کنارزدن نیروهای وابسته به جناح پرچم از بدنه دولت، در 14 قوس 1357 نورمحمد تر‎ه‌‎کی و حفیظ‌‎الله امین در ترکیب هیاتی به مسکو رفتند و معاهده‎ نظامی را با مقامات شوروی به امضا رساندند. این معاهده 15 ماده‌‎ای که بین تره‌کی و برژنف به امضا رسید، زمینه را برای تهاجم شوروی به افغانستان فراهم کرد؛ اما افزون براهداف دیرینه شوروی در افغانستان، مهم‌ترین عواملی که آنان را واداشت به افغانستان لشکرکشی کنند، این‌ها بودند:

خواست‌‎های پی‌‎هم حکومت کابل: جنرال گروموف؛ فرمانده کل نیروهای نظامی شوروی در افغانستان در کتاب «ارتش سرخ در افغانستان» در مورد درخواست‌های مکرر جناح خلق از دولت اتحاد جماهیر شوروی برای اعزام نیروی نظامی به کشور به تفصیل به بحث در این رابطه پرداخته است. وی در این کتاب به دستپاچگی تره‌‌کی بعد از قیام 24 حوت هرات اشاره می‌کند و متن مکالمه تلفنی تره‌کی و کاسیگین؛ نخست‎‌وزیر وقت شوروی را درج کرده است. با مطالعه این مکالمه تلفنی می‌توان به عمق سرسپردگی رژیم کمونستی افغانستان به اتحاد جماهیر شوروی و درماندگی آنان در برابر نیروی الهی مردم پی‌‎برد. همچنین در این مکالمه تلفنی تره‌کی به صراحت از کاسیگین درخواست اعزام نیروی نظامی به خاک افغانستان را می‌کند؛ اما وی که هنوز زمینه لازم برای هجوم نظامی به افغانستان را نسنجیده‌ بود، تنها به کمک‌های تسلیحاتی اکتفا کرد.

بعد از تره‌‌کی، امین هم که با خودکامگی، افراط و خشونت‌‌های خود، مقدسات، شرافت و کرامت مردم افغانستان را زیر پاگذاشته بود برای حفظ قدرت و زنده ماندن از نیروهای ارتش سرخ استمداد طلبید، تا جایی‎که طبق اسناد منتشر شده در کل دوران تره‌کی و امین 20 تقاضا توسط نمایندگان شوروی برای اعزام نیروی نظامی به افغانستان صورت گرفت که از این بین هفت نامه توسط شخص امین در زمان حکومتش ارسال شده بود.

رهایی از شر امین: به اذعان مقامات شوروی، امین با رفتار ناشیانه، خودکامه و قساوت قلب خویش، باعث خشم مردم افغانستان و قیام آنان شد و به همین دلیل ناگزیر باید او را از صحنه سیاسی افغانستان حذف می‌کردند. آنان معتقد بودند که قیام مردمی با حذف امین فروکش خواهد کرد و رژیم کمونستی از خطر سقوط نجات می‌یابد.

در موارد دیگری تمایل شوروی در حذف امین را به دلیل گرایش وی به غرب و امریکا دانسته‌‎اند به طوری که در گزارش‌های این گونه آمده بود: «امین با مقامات امریکایی تماس و ارتباط برقرار کرده و ممکن است افغانستان در کام این کشور (امریکا) فرورود، لذا باید او را برداشت تا این خطر از بین برود.» از طرفی فراموش نشود که امین برخلاف تمایل شوروی، با حذف تره‌کی در کودتای نافرجام «25 جوزا سال 1358» به قدرت رسید و این خود باعث ایجاد کدورت‌هایی میان امین و شوروی می‌شد.

نجات رژیم کمونستی: روس‌ها در سال‌های متمادی با طرح توطیه‌ها و نقشه‌های فراوان، سعی در ایجاد حکومتی داشتند که تأمین کننده منافع آنان در منطقه باشد و از طرفی جلو نفوذ مخالفان آنان را بگیرد؛ از این‎رو آنان پس از تلاش‌های فراوان، با حمایت از کودتای هفت ثور 1357 توانستند، به اندکی از خواسته‌های خود در افغانستان دست یابند. حفظ نظام کمونیستی و نجات آن از سقوط در کام انقلاب‌های مردمی از مهم‎ترین اهداف سیاسی ـ استراتژکی شوروی بود.

فرجامین دلیل: یک نویسنده کنجکاو امریکایی می‌نویسد: «این اولین مورد تجاوز نیروهای شوروی به مرزهای قانونی یک کشور مستقل بود و این تصور را به وجود آورد که مسکو در صدد است از افغانستان به عنوان یک سکوی پرش برای قبضه‌کردن حوزه‌های نفتی خلیج فارس و ایجاد پایگاه‌های نظامی در اقیانوس هند استفاده کند». و در واقع این همان چیزی بود که گورباچف نیز در خاطرات خود به همین صورت به آن اشاره کرده است .

آغاز لشکرکشی و تجاوز

روس‌ها با توجه به انگیزه‌ها و دلایل فوق، به بهانه تقویت ارتش شکست خورده امین و تره‌کی، در سال 1358 مقدار زیادی سلاح و مهمات را وارد افغانستان کردند. این سلاح‌ها شامل 100 دستگاه تانک «تی-62»، «جنگنده‌های میگ 21 و 23» و  «اس-یو»، «نفربرهای ام-16» و «36 فروند هلیکوپتر پیشرفته ام-آی24» بود.

شوروی در اسد 1358، صد فروند هواپیمای جدید را در پایگاه هوایی قندهار مستقر ساخته و در ماه میزان همان سال مارشال پاولوفسکی؛ فرمانده نیروهای زمینی شوروی با 60 نفر از جنرالان برجسته شوروی پیشین به منظور تهیه نقشه و شناسایی نقاط استراتژیک وارد افغانستان شدند. سپس حدود 1500 نظامی آن کشور در ماه قوس در پایگاه هوایی بگرام و فرودگاه بین‌المللی کابل مستقر شدند و حفیظ‎الله امین را وادار کردند که به قصر دارالامان در جنوب غرب کابل برود تا بدین ترتیب تجاوز نظامی به شهر آسان‌تر شود. پس از این اقدام، در تاریخ 3 جدی یک پل هوایی بین کابل – تاشکند برقرار شد و یک کندک از نیروهای 105 هوابرد شوروی وارد کابل شد و در نقاط مهم شهر مستقر گردیدند.

تا تاریخ شش جدی حدود پنج هزار سرباز روسی وارد کابل شد و ساعت شش عصر روز پنجم جدی، غرش توپ و گلوله قصر دارالامان کابل را به لرزه درآورد و درگیری میان ارتش روس و محافظان قصر آغاز شد. به این ترتیب حفیظ الله امین که برای نجات خود دست به دامان شوروی شده بود، با دست خود، شرایط سقوط خود را فراهم کرد. بعد از حدود یک ساعت صدای ببرک کارمل از رادیو تاجکستان پخش شد و ببرک ضمن برشمردن جنایات امین، او را «میرغضب» خواند و اعلام کرد که امین برای ابد به همراه چند نوکرش از صحنه زندگی محو شد.

ادامه مطلب

تعهد سازمان ملل متحد به حمایت دوام‌دار از افغانستان

تمامی 15 عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد در نشستی به حمایت دوام‌دار از افغانستان تعهد کردند. به نوشته رسانه ها، در نشست دیشب که در نیویارک برگزار شد، پانزده عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد نخست به حرف‌های نماینده ویژه دبیرکل این سازمان برای افغانستان گوش دادند و سپس از سخنان او حمایت کردند. تادامیچی یوماماتو؛ نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد برای افغانستان گفت که بحران این ‌کشور راه‌حل نظامی ندارد و باید از راه مذاکره حل و فصل شود.

تمامی 15 عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد در نشستی به حمایت دوام‌دار از افغانستان تعهد کردند.

به نوشته رسانه ها، در نشست دیشب که در نیویارک برگزار شد، پانزده عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد نخست به حرف‌های نماینده ویژه دبیرکل این سازمان برای افغانستان گوش دادند و سپس از سخنان او حمایت کردند.

تادامیچی یوماماتو؛ نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد برای افغانستان گفت که بحران این ‌کشور راه‌حل نظامی ندارد و باید از راه مذاکره حل و فصل شود.

یوماماتو در اظهاراتش، تمامی طرف‌های دخیل در بحران افغانستان را به مصالحه فراخواند.

یوماماتو گفت که صلح در افغانستان به نفع تمامی منطقه است و جنگ بی پایان نمی‌تواند بحران افغانستان را حل کند.

وی گفت: «صلح و ثبات افغانستان تنها برای بهبود وضعیت این ‌کشور نیست؛ بلکه کشورهای منطقه چه از لحاظ امنیتی و چه از نظر اقتصادی از این بهره می‌برند. من از سوی همکاران منطقه‌ای تشویق شده‌ام تا افغانستان را در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و تقویت منابع انسانی همکاری کنیم.»

نماینده سازمان ملل متحد در افغانستان همچنان گفت که با جنگ چیزی به دست طالبان نمی‌آید و آن‌ها باید مذاکرات بدون قید و شرط را بپذیرند.

یوماماتو همچنان از تمامی افغان‌ها خواست تا اختلاف‎های شان را کنار بگذارند و کشور شان را بسازند.

شورای امنیت سازمان ملل متحد در حال حاضر پانزده عضو دارد که امریکا، بریتانیا، فرانسه، چین و روسیه اعضای دایمی و آنگولا، مصر، جاپان، مالیزیا، وینزویلا، یوروگوای، سینیگال، اسپانیا، نیوزیلند و اوکراین اعضای انتخابی که همه ساله تعیین می‌شوند.

تمامی این اعضا، پس از شنیدن اظهارات نماینده‌های سازمان ملل و افغانستان، بر حمایت دایمی از افغانستان تأکید کردند.

در بخشی از اظهارات شان، نماینده‌های جرمنی، ایتالیا، ایران، سویدن، هند، کانادا و آسترالیا گفتند که خواهان برقراری صلح دایمی در افغانستان اند و به هر گونه حمایت در این راستا تعهد دارند.

نشست دیشب تقریباً برای سه ساعت ادامه یافت و در اخیر آن یکبار دیگر به حمایت پایدار از افغانستان تأکید صورت گرفت.

ادامه مطلب

رویداد میدان وردک و بی‌کفایتی مسئولان

گروه طالبان، فردی بنام فیض‌الرحمن یک دانشجوی دانشکده انجنیری دانشگاه پولی‌تخنیک کابل را به اتهام قتل یکی از افراد این گروه، در ولسوالی چک ولایت میدان وردک در ملأعام حلق‌آویز کرده است. همچنین گفته می‌شود یک تن دیگر به همین اتهام، از سوی طالبان تیرباران شده است. براساس گزارش‌ها جسد فیض‌الرحمن حداقل برای 24 ساعت روی چوبه‌های دار قرار داشته و سرانجام با پادرمیانی بزرگان اقوام پایین آورده شده است.

محمد مهدی

گروه طالبان، فردی بنام فیض‌الرحمن یک دانشجوی دانشکده انجنیری دانشگاه پولی‌تخنیک کابل را به اتهام قتل یکی از افراد این گروه، در ولسوالی چک ولایت میدان وردک در ملأعام حلق‌آویز کرده است. همچنین گفته می‌شود یک تن دیگر به همین اتهام، از سوی طالبان تیرباران شده است. براساس گزارش‌ها جسد فیض‌الرحمن حداقل برای 24 ساعت روی چوبه‌های دار قرار داشته و سرانجام با پادرمیانی بزرگان اقوام پایین آورده شده است.

این ماجرا در همجواری پایتخت اتفاق‌افتاده و بدون شک، در گام نخست فیض‌الرحمن از سوی طالبان بازداشت شده و سپس او را مورد شکنجه قرار داده‌اند و در نهایت حکم اعدامش را صادر کرده‌اند. بعد از آن، زمان اعدام اعلام می‌شود و براساس تصاویر انتشار یافته در صفحه‌های اجتماعی، صدها تن در هنگام اجرای این حکم در یک مکان کاملاً باز، شرکت می‌کنند. هیچ شکی نیست که طالبان حکم اعدام را قرائت کرده‌اند و پیرامون این مسأله صحبت نموده‌اند و فیض‌الرحمن را روی چوبه‌های دار کشیده‌ و حلق‌آمیزش کردند.

حالا مسأله این است که در طی این مدت، نهادهای کشفی و استخباراتی حکومت کجا بودند؟ مسئولان ولسوالی چک چرا اقدام نکرده‌اند؟ مقام‌های رده اول ولایت چه‌کرده‌اند؟ چرا جلو اعدام گرفته نشد؟ چرا طالبان فرصت یافتند چنین مانوری را اجرا کنند و حاکمیت دولتی را در چند کیلومتری پایتخت به سخره بیگیرند؟ بی‌کفایتی و مسئولیت‌ناپذیری مگر غیر از این است؟

البته این تنها یک مورد نیست. گروه‌های مسلح مخالف دولت، بارها غیرنظامیان و سربازان افغان را اعدام کرده‌اند. آنان در ماه سرطان امسال، یک قاضی را در ولسوالی خاک‌سفید ولایت فراه اعدام صحرایی نموده‌اند. همچنین، پنج سرباز اردوی ملی در ماه اسد در همین ولایت به دار آویخته شدند.

بی‌گمان، فجایعی از این دست، نتیجه بی‌کفایتی مسئولان حکومتی است. از گروه‌هایی تروریستی که به هیچ ارزشی احترام ندارند و به خون بیگناهان نیز بهایی نمی‌دهند چه انتظاری می‌توان داشت؟! آنان اگر به ارزش‌های اسلامی و انسانی پابند می‌بودند، قطعاً در طی این سال‌ها مرتکب جنایت‌های هولناک نمی‌شدند.

ادامه مطلب

کنفرانس روند «قلب‌آسیا» در سایه بی‌اعتمادی منطقه‌ای

این نشست در حالی برگزار می‌شود که پدیده‌های نوظهور تروریستی در حال توسعه است و برخی از کشورهای منطقه که خود نیز عضو روند قلب‌آسیا می‌باشند، به حمایت این تروریزم متهم هستند. کارشناسان می‌گویند که بی‌اعتمادی به زمینه‌های همکاری بین‌ کشورهای عضو به شدت آسیب زده است. از سویی‌هم، پنج‌نشست قبلی روند قلب‌آسیا دستاورد ملموسی نداشته است. در چنین فضایی، افغانستان فردا، پیش‌نویس استراتژی و یا مکانیزم مبارزه با تروریزم را به نشست برای تصویب ارایه خواهد کرد؛ اما اجرایی شدن این سند، از سوی کشورهای عضو بعید است اجرایی شود. چون هنوز برخی کشورها، نفع خود را در حمایت از تروریزم و آتش‌افروزی به خانه‌ برخی همسایه‌های دیگر می‌دانند.

قرار است ششمین کنفرانس کشورهای عضو روند «قلب‌آسیا» فردا (یک‌شنبه) در هند برگزار شود. بربنیاد اظهارات مقام‌های وزارت امور خارجه کشور، در این نشست، ضمن بررسی چالش‌ها، روی استراتژی مشترک مبارزه با تروریزم و توسعه اقتصادی بحث صورت خواهد گرفت.

اعتمادسازی، مبارزه با تروریزم، تجارت و زیربناها، همکاری اقتصادی منطقه‌ای، مبارزه با حوادث، همکاری‌ها در ارتباط به آموزش و تحصیلات، تدابیر شش‌گانه روند قلب آسیا شمرده می‌شوند که هرکشور عضو، مسئولیت بخشی از آن را به عهده خواهند گرفت.

این نشست در حالی برگزار می‌شود که پدیده‌های نوظهور تروریستی در حال توسعه است و برخی از کشورهای منطقه که خود نیز عضو روند قلب‌آسیا می‌باشند، به حمایت این تروریزم متهم هستند. کارشناسان می‌گویند که بی‌اعتمادی به زمینه‌های همکاری بین‌ کشورهای عضو به شدت آسیب زده است.

از سویی‌هم، پنج‌نشست قبلی روند قلب‌آسیا دستاورد ملموسی نداشته است. در چنین فضایی، افغانستان فردا، پیش‌نویس استراتژی و یا مکانیزم مبارزه با تروریزم را به نشست برای تصویب ارایه خواهد کرد؛ اما اجرایی شدن این سند، از سوی کشورهای عضو بعید است اجرایی شود. چون هنوز برخی کشورها، نفع خود را در حمایت از تروریزم و آتش‌افروزی به خانه‌ برخی همسایه‌های دیگر می‌دانند.

به‌رغم این مسایل، تمام نشست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی فرصتی است تا زبان مشترک برای همگرایی پیدا شود و در نهایت راه برای همکاری در زمینه‌های مورد نظر باز گردد. اما این امر، بدون شک، نیازمند دیپلماسی فعال و کارا است.

انتظار می‌رود فیصله‌های تمام نشست‌های بین‌المللی به ویژه نشست قلب‌آسیا جنبه اجرایی پیدا کند و الی، برگزاری چنین نشست‌هایی سودی نخواهد داشت.

ادامه مطلب