حاشیه‌روی کمیسیون انتخابات

هرچند، اصل بررسی حوزه‌های انتخاباتی مذموم نیست؛ اما با توجه به محدودیت‌های زمانی، لازم و ضروری بود که کمیسیون انتخابات این بحث را کنار می‌گذاشت و به موارد اساسی راه‌حل پیدا می‌کرد.  کمیسیون انتخابات برای برگزاری یک انتخابات شفاف،‌ عادلانه و سراسری، باید برای تفکیک کارت‌های جعلی رأی‌دهی از کارت‌های اصلی، امنیت انتخابات، کوتاه‌کردن دست حکومت و سایر مداخله‌گران از کمیسیون‌های انتخاباتی و تاریخ و تقویم انتخابات راه‌حل پیدا می‌کرد.

محمد کریم

در تازه‌ترین نشستی که کمیسیون انتخابات با حضور نمایندگان احزاب سیاسی برگزار کرده، روی تعیین حوزه‌های انتخاباتی و کارت‌های رأی‌دهی بحث شده است. در این نشست، کمیسیون انتخابات به جای تمرکز روی موارد اساسی جلوگیری از انجام‌ تقلب، به تغییر حوزه‌های انتخاباتی متوسل شده است. معاذالله دولتی عضو کمیسیون انتخابات دیروز به خبرنگاران از نتیجه نشست‌های مشورتی با احزاب در قالب سه طرح خبرداده و گفته این طرح‌ها شامل کوچک‌تر کردن حوزه‌های انتخاباتی، تقسیم حوزه‌های انتخاباتی به تک‌کرسی و عدم تغییر حوزه‌های فعلی می‌شوند.

هرچند، اصل بررسی حوزه‌های انتخاباتی مذموم نیست؛ اما با توجه به محدودیت‌های زمانی، لازم و ضروری بود که کمیسیون انتخابات این بحث را کنار می‌گذاشت و به موارد اساسی راه‌حل پیدا می‌کرد.

کمیسیون انتخابات برای برگزاری یک انتخابات شفاف،‌ عادلانه و سراسری، باید برای تفکیک کارت‌های جعلی رأی‌دهی از کارت‌های اصلی، امنیت انتخابات، کوتاه‌کردن دست حکومت و سایر مداخله‌گران از کمیسیون‌های انتخاباتی و تاریخ و تقویم انتخابات راه‌حل پیدا می‌کرد.

در حالی که تنها تمرکز و تأکید کمیسیون انتخابات بر حوزه‌های انتخاباتی چه دردی را می‌تواند درمان کند؟ مسئولان این کمیسیون بدانند و می‌دانند که عواملی که سبب تقلب می‌شود نه حوزه‌های انتخاباتی، بلکه فساد در کمیسیون، مداخله‌های زورمندان، ناامنی و … است.

متأسفانه حکومت دو سال تمام فرصت‌سوزی کرد و هیچ اقدامی را برای اصلاحات انتخاباتی انجام نداد. رهبران این حکومت به هیچ‌کدام از تعهدات اساسی خود عمل نکرده‌اند. تا اکنون که حدود دو و نیم سال از عمر این حکومت می‌گذرد نه اصلاحات انتخاباتی صورت گرفت، نه کمیسون تعدیل قانون اساسی تشکیل شد و نه هم گامی برای برگزاری لویه جرگه به منظور روشن‌سازی سرنوشت نظام سیاسی کشور برداشته نشد. حالا هم نوبت به کمیسیون انتخابات رسیده و مسئولان این کمیسیون به فکر فرصت‌سوزی‌های بیش‌تر است و زمان را با طرح‌های غیراصولی هدر می‌دهد.

ضروری است که کمیسیون انتخابات به جای حاشیه‌روی، گام‌های اساسی را برای احیای اعتبار نهادهای انتخاباتی بردارد و تاریخ و تقویم انتخابات را اعلام نماید؛ در غیر آن، مردم به برگزاری چنین جلساتی باورمند نخواهند بود.

ادامه مطلب

تلفات ناشی از خشونت طبیعت؛‌ رییس اجرایی توجیه می‌کند یا پیگیری؟

آقای عبدالله به عنوان رییس اجرایی به جای پرسش از اداره‌‌های مربوط در خصوص ناتوانی آنان و یا پیدا کردن چرایی، چگونگی و سایر عوامل ناکامی این اداره‌‌ها و بالاخره تحت پیگرد قراردادن افرادی که کوتاهی کرده‌‌اند، به نمایندگی از آنان در پی توجیه کار این ادارات برآمده است. در حالی که مسئولیت رییس اجرایی توجیه ناکارآمدی مسئولان زیردست نیست. از سویی‌‌هم، رییس اجرایی از آمادگی برای مقابله با رویدادهای طبیعی در آینده نیز خبرداده است؛ اما با توجه به آنچه در همین چند هفته اخیر اتفاق افتاد و متأسفانه تلفات انسانی نیز بارآورد، چه اطمینانی وجود دارد که بازهم حوادث «غیرقابل

یاسر فهیم

به دنبال تلفات ناشی از برف‌‌باری‌‌های اخیر، دیروز عبدالله عبدالله رییس اجرایی در نشست شورای وزیران گفته که اکنون‌‌ آمادگی‌‌های جدی گرفته شده تا از تلفات و خسارات ناشی از رویدادهای طبیعی جلوگیری شود. آقای عبدالله همچنین اظهار داشته که هرچند پیش از این نیز آمادگی‌‌هایی وجود داشت؛ اما برف‌‌باری‌‌های سنگین اخیر، غیرقابل پیش‌بینی بوده است.

متأسفانه به اثر برف‌‌باری‌‌ها و سرمای اخیر در بخش‌‌هایی از کشور دست‌‌کم 30 تن جان‌‌باخته‌‌اند و شماری دیگر آسیب دیده‌‌اند. تازه‌ترین گزارش‌ها نیز می‌رسانند 30 تن هنگامی که می‌خواستند به شهر میمنه مرکز ولایت فاریاب بروند، در منطقه قرمقول ولسوالی کوهستان این ولایت در برف گیرمانده‌اند. مردم این مناطق گفته‌اند که اگر حکومت برای نجات گیرماندگان اقدام نکند، فاجعه انسانی رخ خواهد داد.

اظهارات رییس اجرایی در نشست شورای وزیران مبنی براین که این برف‌‌باری‌‌ها غیرقابل پیش‌بینی یا دور از انتظار بوده، توجیه‌‌پذیر نیست و نمی‌‌تواند از حکومت رفع مسئولیت کند؛ به ویژه این که در ساختار حکومت وحدت ملی نهادهای ویژه‌‌ای در راستای مبارزه با حوادث طبیعی فعالیت می‌‌کنند.

آقای عبدالله به عنوان رییس اجرایی به جای پرسش از اداره‌‌های مربوط در خصوص ناتوانی آنان و یا پیدا کردن چرایی، چگونگی و سایر عوامل ناکامی این اداره‌‌ها و بالاخره تحت پیگرد قراردادن افرادی که کوتاهی کرده‌‌اند، به نمایندگی از آنان در پی توجیه کار این ادارات برآمده است. در حالی که مسئولیت رییس اجرایی توجیه ناکارآمدی مسئولان زیردست نیست.

از سویی‌‌هم، رییس اجرایی از آمادگی برای مقابله با رویدادهای طبیعی در آینده نیز خبرداده است؛ اما با توجه به آنچه در همین چند هفته اخیر اتفاق افتاد و متأسفانه تلفات انسانی نیز بارآورد، چه اطمینانی وجود دارد که بازهم حوادث «غیرقابل پیش‌بینی» اتفاق نیافتد؟ و یا با توجه به عدم بررسی کار نهادهای مسئول چطور باید اعتماد کرد که این نهادها باز هم کوتاهی نکنند؟ و یا هم در جلسات بعدی شورای وزیران شرکت کنند و از آقای رییس حرف‌‌شنویی داشته باشند؟ زیرا به تازگی گزارش‌‌های منتشر شده که وزیران کلیدی حکومت وحدت ملی کم‌‌تر به جلسات شورای وزیران که آقای عبدالله در رأس آن قرار دارد، شرکت می‌کنند.

بهتر بود که رییس اجرایی به جای توجیه مسأله، پیگیر آن می‌بود تا مردم نسبت به اظهارات بعدی او در خصوص آمادگی‌‌ها، اعتماد و اطمینان می‌‌داشتند. مسئولان نیز از او حساب می‌‌بردند و به وظایف خود درست عمل می‌کردند.

ادامه مطلب

رییس ستاد ارتش پاکستان به کابل می‌آید؛ اما چیزی تغییر نخواهد کرد

در یک‌ونیم سال اخیر، روابط کابل و اسلام‌آباد همواره با تنش همراه بوده است. در این مدت، محمداشرف غنی رییس‌جمهور انتقادهای تندی از مقام‌های پاکستان داشته‌ است. در آغاز، حکومت وحدت ملی انتظار داشت که اسلام‌آّباد کابل را در روند صلح کمک کند؛ اما این انتظار به یأس مبدل شد. همچنین گروه طالبان به عنوان اصلی‌ترین گروه مسلح مخالف دولت، روابط خویش را با سایر کشورها توسعه داده و گفته‌ می‌شود اندک اندک از سیاست‌های پاکستان فاصله گرفته‌اند. این امر، می‌تواند پیام ناخوشی به پاکستانی‌ها داشته است.

محمد مهدی

رسانه‌ها گزارش داده‌اند که قرار است جنرال قمر جاوید باجوا رییس ستاد ارتش پاکستان در آینده‌ای نزدیک به کابل سفر کند. باجوا به تازگی به جای راحیل شریف به ریاست ستاد ارتش پاکستان منصوب شده است.

او در واقع در حال حاضر رهبری قدرت‌مندترین اداره امنیتی پاکستان را به عهده دارد که حامی اصلی گروه‌های تروریستی در افغانستان شناخته می‌شود؛ گروه‌هایی که حداقل در یک‌ونیم دهه پسین عامل بسیاری نابسامانی‌ها در کشور بوده‌اند.

در یک‌ونیم سال اخیر، روابط کابل و اسلام‌آباد همواره با تنش همراه بوده است. در این مدت، محمداشرف غنی رییس‌جمهور انتقادهای تندی از مقام‌های پاکستان داشته‌ است. در آغاز، حکومت وحدت ملی انتظار داشت که اسلام‌آّباد کابل را در روند صلح کمک کند؛ اما این انتظار به یأس مبدل شد.

همچنین گروه طالبان به عنوان اصلی‌ترین گروه مسلح مخالف دولت، روابط خویش را با سایر کشورها توسعه داده و گفته‌ می‌شود اندک اندک از سیاست‌های پاکستان فاصله گرفته‌اند. این امر، می‌تواند پیام ناخوشی به پاکستانی‌ها داشته است.

از سویی‌هم، اطلاعات منتشر شده در رسانه‌ها نشان می‌دهند که داعش در پی هسته‌گذاری در بخش‌های مرزی افغانستان با پاکستان است. به تازگی مقام‌های ولایت داعش در جنوب کشور گفته‌اند که صدها خانواده زابل در مربوطات این ولایت جابجا شده‌اند. پیش از این داعش در ولایت‌ ننگرهار حاکمیت دولتی را در چندین ولسوالی به چالش کشیده و در کنر و نورستان نیز گزارش‌هایی از فعالیت این گروه، وجود داشته است.

با این حساب، سفر رییس‌ جدید ارتش پاکستان به کابل ممکن از این جهت‌ دارای اهمیت باشد؛ اما قدر مسلم این است که سیاست‌ نظامیان پاکستانی در قبال افغانستان همواره بر حمایت از گروه‌های تروریستی به گونه پیدا و پنهان استوار بوده است؛ زیرا آنان تقویت حکومت مرکزی در افغانستان را خلاف منافع خود دانسته است.  بناً نمی‌توان انتظار داشت که با سفر باجوا به کابل چیزی بهبود یابد.

ادامه مطلب

مسئولیت نا شناسی حکومت، مردم را به کام مرگ فرو می برند

شهروندان بدترین وضع امنیتی را در سراسر کشور شاهد بوده اند. با درد و دریغ که شرایط موجود حکومتداری چنان شکننده و ویرانگر بوده که دیگر امید زندگی را نیز از بسیاری شهروندان ربوده اند. نا امیدی برای یک ملت کشنده ترین حالت را به بار می آورد و خطر ناک ترین وضعیت را به دنبال دارد. زیرا ملتی که امید واری خود نسبت به حال و آینده شان را از دست دهد، حتی زیستن را ناممکن می بیند و لابد هیچ چیزی دیگر برای شان خوب نیست. افتادن اراضی و قلمرو وسیع از

هادی صالح

وضعیت امنیتی کشور بگونه‌‌ای شده است که دیگر هیچ شهروندی خود را مصون احساس نمی کند. حالا بحث امنیت و حفاظت جان شهروندان که یکی از مسئولیت های اصلی حکومت می باشد، نیست، بل مسئولان حکومت چنان در مرداب روزمرگی و بی کفایتی های شان گیر مانده اند که حتی خود شان را نمی توانند در پشت دیوارهای بلند کاخ های ارگ و سپیدار محفوظ ببینند.

از بدو تشکیل حکومت موجود، شهروندان بدترین وضع امنیتی را در سراسر کشور شاهد بوده اند. با درد و دریغ که شرایط موجود حکومتداری چنان شکننده و ویرانگر بوده که دیگر امید زندگی را نیز از بسیاری شهروندان ربوده اند. نا امیدی برای یک ملت کشنده ترین حالت را به بار می آورد و خطر ناک ترین وضعیت را به دنبال دارد. زیرا ملتی که امید واری خود نسبت به حال و آینده شان را از دست دهد، حتی زیستن را ناممکن می بیند و لابد هیچ چیزی دیگر برای شان خوب نیست. افتادن اراضی و قلمرو وسیع از خاک کشور در دست نیرو های دشمن و دهشت افگن، زندگی مردم را عمیقاً متاثر ساخته و خسارات غیر قابل جبران مادی و معنوی را در این دو سال در پی داشته است که ما در دوسال گذشته، شاهد فرار بیشتر از 310 هزار انسان این سرزمین که اکثراً نیروی تحصیل کرده و جوانان این سر زمین بودند و نیز بی جا شدن هزاران خانواده در نقاط مختلف کشور و آواره شدن آنان به دنیایی خارج بوده ایم که اکثریت این ها یا طعمه اقیانوس های راه رسیدن به اروپا گشته اند و یا هم در کمپ های مهاجران مانده اند و دارند از بی سرنوشتی و بیدادرسی می پوسند و زندگی شان بر باد می شوند که این خود فاجعه انسانی دیگری را به دنبال دارد.

نگارنده این مطلب که خود در این دو سال به بیش از دوازده ولایات شرقی و شمالی کشور  سفر داشته است، دریافته که تنها جاده ها و بزرگ شهرهای عمومی و ادارات دولتی تحت حاکمیت دولت بوده است، دیگر اکثریت از محلات و روستا ها تحت کنترول مخالفان و دشمنان مردم بودند و هستند. سقوط ولایت کندز چیزی بود که رسما اتفاق افتاد و با جنایتی که در آن انجام شد، سر خط خبرها گردید و همه آن را دیدند و احساس کردند و رنه بسیاری از ولایت های دیگر و ولسوالی های مربوط شان هستند که همه چیز تحت کنترول گروه های تروریستی داخلی و خارجی هستند و آنجا هیچ نشانه ای از قانون و ارزش های حکومت داری و سهولت های که دولت باید برای شهروندانش انجام دهد، نیست، چرا که اصلا، در آنجا ها حکومت و جود ندارد. اما حالا دیگر فاجعه ها چنان عمیق و ریشه دار شده اند که آن دور دست ها را فراموش کرده ایم و با همه توان و نیروی مان از حفظ امنیت جاده های پایتخت و چار سوی ارگ، عاجز گشته ایم. نیروهای دشمن تا آنجا ها رخنه کرده اند که حال، وزارت دفاع و ریاست امنیت  ملی و خانه مجلس، توانایی امنیت را در دهلیز های خود شان نیز از دست داده اند.

پس در چنین حالتی چگونه امید داشت که جان شهروندان عادی و بی دفاع، در امان باشند و کشتارهای گروهی آنان توقف پیدا نمایند؟ آیا می شود با چنین مسئولان امنیتی که همیشه بعد از حادثه اخبار را می فهمند و در صحنه ظاهر می شوند، امید نجات از وضع موجود را داشت؟ اگر این ها که بر اساس روابط با سران حکومت و پیوندهای خویش خوری و بازی های قبیلوی، کرسی های مسئولیت را  در اسارت خویش گرفته اند، نمی توانند کاری کنند، پس چرا آبرومندانه دست از سر مردم بر نمی دارند؟ مگر در این سر زمین قحط الرجال است که سران حکومت برای گماشتن چند فرد صادق و مردم دوست در نهاد های مهم امنیتی گیر مانده باشند؟ آیا بازی های تیمی این عالی جنابان تا این حد برای شان مهم است که حتی جان هزاران شهروند این سر زمین هم به پای آن نمی رسد و باید همین افراد مسئولیت نا شناس و همیشه نا کام باشد حتی اگر همه جای پایتخت را خون بگیرد و همه شهروندان طعمه آتش دشمن گردد؟ مسئولیت شناسی مسئولان درجه اول حکومت و  تغییر  رفتار از شعارهای میان تهی به سوی عمل گرایی و گماشتن افراد متعهد و صادق در راس نهادهای امنیتی آسان ترین کاری هستند که اینها می توانند و هیچ هزینه هم ندارند.

ادامه مطلب

«شناسنامه‌های کتابچه‌ای» طرح جاگزین یا فرار از مسئولیت؟

به تازگی رییس تثبیت هویت در اداره ثبت و احوال نفوس کشور گفته که این اداره،‌ طرح توزیع «شناسنامه‌های کتابچه‌ای» را به ریاست جمهوری پیشنهاد کرده است؛ این در حالی است که چندین سال می‌شود روند توزیع شناسنامه‌های برقی بی‌هیچ دلیلی موجه، به تعویق افتاده است.  توزیع شناسنامه‌های برقی از تعهدات اصلی رهبران حکومت وحدت ملی بود تا براساس آن، انتخابات پارلمانی پیش رو و سایر انتخابات‌ها به صورت شفاف برگزار شوند؛ اما این رهبران همانند دیگر تعهدات خود، این مهم را نیز فراموش کردند.

محمد مهدی

به تازگی رییس تثبیت هویت در اداره ثبت و احوال نفوس کشور گفته که این اداره،‌ طرح توزیع «شناسنامه‌های کتابچه‌ای» را به ریاست جمهوری پیشنهاد کرده است؛ این در حالی است که چندین سال می‌شود روند توزیع شناسنامه‌های برقی بی‌هیچ دلیلی موجه، به تعویق افتاده است.

توزیع شناسنامه‌های برقی از تعهدات اصلی رهبران حکومت وحدت ملی بود تا براساس آن، انتخابات پارلمانی پیش رو و سایر انتخابات‌ها به صورت شفاف برگزار شوند؛ اما این رهبران همانند دیگر تعهدات خود، این مهم را نیز فراموش کردند.

با این حال، واضح است که توزیع شناسنامه‌ کتابچه‌ای هرگز نمی‌تواند بدیل شناسنامه‌ برقی شود؛ در طرح جدید، جز این که شکل و فورم شناسنامه‌ ورقی (شناسنامه‌های فعلی) تغییر می‌کند، از نگاه اعتبار و کیفیت هیچ بهبودی در آن به میان نخواهد آمد. بنابراین، توزیع شناسنامه کتابچه‌ای تنها یک مصرف اضافی و فرصت‌سوزی و در نهایت خاک زدن به چشم مردم می‌باشد. به علاوه، کنارگذاشتن شناسنامه برقی و طرح جاگزین، خود به معنای قانون‌شکنی است.

از سویی‌هم، با برجسته شدن طرح جدید، بیش‌تر این گمانه مطرح می‌شود که رهبران حکومت وحدت ملی در صدد فرار از مسئولیتی است که به آن تعهد کرده‌اند. باور غالب این است که اگر این رهبران بدون تعلل و وقت‌گذرانی به توزیع شناسنامه‌ برقی اقدام می‌کردند، اکنون این روند به نتایج بسیار خوب می‌رسید.

بدون شک، یکی از مهم‌ترین موارد کاربردی شناسنامه‌های برقی، جلوگیری از تقلب در انتخابات بود؛ اما حالا طرح بدیل، هیچ کمکی به شفافیت انتخابات نمی‌کند.

لذا، بهتر آن است که حکومت از طفره‌روی و مسئولیت‌گریزی بپرهیزد و براساس تعهدات خود، در راستای توزیع شناسنامه برقی گام‌های عملی بردارد.

ادامه مطلب