بهانه‌گیری‌های ناموجه برای تأخیر انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی

کمیسیون‌های انتخاباتی و مسئولان تصمیم‌گیرنده حکومتی تلاش می‌کنند هرازگاهی با مطرح کردن بحث چگونگی برگزاری انتخابات، فراهم‌آوری هزینه‌های آن، احیای اعتبار نهادهای انتخاباتی و مشارکت مردم در انتخابات اعتراض‌ها را نسبت به بی‌تفاوتی حکومت در قبال برگزاری انتخابات مهار کند. این بازی، متأسفانه از دو سال به این طرف جریان داشته و تاکنون گام اساسی برای احیای نهادهای انتخاباتی و برگزاری انتخابات برداشته نشده است.

یاسر فهیم

از نشانه‌ها چنین برمی‌آید که نه حکومت، نه جامعه جهانی و نه هم کمیسیون انتخابات تمایلی به برگزاری انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی در سال جاری خورشیدی را ندارند و به همین دلیل، در پی هرمساله‌ای امروز و فردا می‌کنند و فرصت‌سوزی همچنان ادامه دارد.

این در حالی است که مشروعیت نهادهای قانون‌گذاری و اجرایی کشور با پرسش‌های جدی روبه‌رو است. حدود دو سال است که مجلس نمایندگان براساس فرمان رییس‌جمهور و در واقع به صورت فراقانونی فعالیت دارد و ریاست اجرایی که براساس توافق‌نامه سیاسی تشکیل حکومت وحدت ملی برای دوسال به میان آمده بود، وارد سال سوم خود شده است. این اداره باید در نتیجه تصمیم لویه جرگه قانون اساسی جنبه قانونی به خود می‌گرفت و نظام صدارتی می‌شد.

فعالیت فراقانونی نهادهای اجرایی و تقنینی کشور برای این نهادها مشکل‌ساز شده و با اعتراض‌های پی‌هم شهروندان مواجه گردیده است. تداوم این وضعیت می‌تواند پیامدهای منفی را به همراه آورد و این نهادها را وابسته به ارگ که کانون اصلی قدرت و حاکمیت خود را می‌داند، بیش‌تر خواهد کرد.

کمیسیون‌های انتخاباتی و مسئولان تصمیم‌گیرنده حکومتی تلاش می‌کنند هرازگاهی با مطرح کردن بحث چگونگی برگزاری انتخابات، فراهم‌آوری هزینه‌های آن، احیای اعتبار نهادهای انتخاباتی و مشارکت مردم در انتخابات اعتراض‌ها را نسبت به بی‌تفاوتی حکومت در قبال برگزاری انتخابات مهار کند. این بازی، متأسفانه از دو سال به این طرف جریان داشته و تاکنون گام اساسی برای احیای نهادهای انتخاباتی و برگزاری انتخابات برداشته نشده است.

از سویی‌هم، رفته رفته این بحث در رسانه‌های جدی‌تر می‌شود که حکومت با تأخیر انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی در پی تأخیر در برگزاری انتخابات پارلمانی نیز می‌باشد. اگر حکومت واقعاً چنین اراده‌ای داشته باشد، تمام نهادهای دولتی با بحران مشروعیت مواجه می‌شود و این امر، تواند پیامدهای زیان‌بار به کشور داشته باشد و آنگاه فاتحه دمکراسی نیم‌بند را باید خواند.

به هرحال، انتظار می‌رود که هم نهادها و جریان‌های سیاسی بیرون از حکومت، هم جامعه جهانی و هم جامعه مدنی و رسانه‌ها بر حکومت فشار آورد تا هرچه‌زودتر زمینه برگزاری انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی را فراهم کند و انتخابات ریاست‌جمهوری را به موقع و به صورت شفاف و سراسری برگزار نماید.

ادامه مطلب

سرکوب آشکار آزادی بیان/ امیدها کم‌رنگ‌تر می‌شود

آنچه در کنفرانس اخیر رییس جمهور اتفاق افتاد، برای اصحاب رسانه و چشم‌انداز آینده آزادی بیان در افغانستان ناامید کننده بود. رد و نشان پای سانسور و سرکوب آزادی بیان را به وضوح می‌توان در رفتارهای دیروز ارگ‌نشینان دریافت. آن ماه عسلی را که اصحاب رسانه به لحاظ مطرح کردن پرسش‌ها بدون هیچ‌گونه ترس و مانعی پیش از شکل‌گیری حکومت وحدت ملی داشتند، با تشکیل این حکومت به پایان رسیده است. ترس از پرسش‌های خبرنگاران و خفه‌کردن صدای اهل رسانه در دوران رئیس جمهوری فعلی واقعیت عریانی است که نمی‌شود از آن چشم پوشید و نادیده گرفت. فرار رییس‌جمهوری از پرسش‌های خبرنگاران و برخورد زشت و خلاف قوانین نافذه کشور با آنان، کارنامه سیاهی است که آقای غنی به نام خود ثبت کرده و نشان از یک عقب‌گرد آشکار در عرصه آزادی بیان دارد.

عبدالستار سروش

آنچه در کنفرانس اخیر رییس جمهور اتفاق افتاد، برای اصحاب رسانه و چشم‌انداز آینده آزادی بیان در افغانستان ناامید کننده بود. رد و نشان پای سانسور و سرکوب آزادی بیان را به وضوح می‌توان در رفتارهای دیروز ارگ‌نشینان دریافت. آن ماه عسلی را که اصحاب رسانه به لحاظ مطرح کردن پرسش‌ها بدون هیچ‌گونه ترس و مانعی پیش از شکل‌گیری حکومت وحدت ملی داشتند، با تشکیل این حکومت به پایان رسیده است. ترس از پرسش‌های خبرنگاران و خفه‌کردن صدای اهل رسانه در دوران رئیس جمهوری فعلی واقعیت عریانی است که نمی‌شود از آن چشم پوشید و نادیده گرفت. فرار رییس‌جمهوری از پرسش‌های خبرنگاران و برخورد زشت و خلاف قوانین نافذه کشور با آنان، کارنامه سیاهی است که آقای غنی به نام خود ثبت کرده و نشان از یک عقب‌گرد آشکار در عرصه آزادی بیان دارد.

به لحاظ قانونی، هیچ فرد و یا نهاد دولتی حق ندارد صدای خبرنگاران را خاموش کرده و آنان را مجبور به سانسور کند. دسترسی به اطلاعات حق شهروندان افغانستان است و قوانین نافذه کشور، به ویژه قانون دسترسی به اطلاعات، از این حق حمایت می‌کنند؛ اما گویا رییس‌جمهوری و دیگر ساکنان خانه قدرت، خود را فراتر از قانون تصور می‌کنند و به الزامات آن تن نمی‌دهند. ایجاد موانع و محدودیت بر کار خبرنگاران، نشان از نادیده گرفتن قوانین نافذه کشور و حکایت از رفتارهای فراقانونی دارد. رفتارهای فراقانونی از جانب هر فرد و یا نهادی که باشند مذموم‌اند و مردود است.

در یک و نیم دهه گذشته، آزادی بیان یکی از بزرگ‌ترین و درخشان‌ترین دستاوردهای افغانستان بوده است. هرگاه سخن از دستاوردهای پانزده سال گذشته به میان آید، بدون هیچ گونه درنگ و تردیدی، اولین دستاوردی که در ذهن شهروندان افغانستان نقش می‌بندد آزادی بیان و پیشرفت‌های چشم‌گیر در عرصه رسانه‌های همگانی است. اما برخورد دیروز رییس جمهوری، با اصحاب رسانه و نادیده گرفتن قوانین نافذه در این حوزه، زنگ خطری را برای خبرنگاران و کار خبرنگاری در افغانستان به صدا در آورده است. شهروندان افغانستان از ارگ و همه نهادهای دولتی این کشور انتظار دارند که از رفتارهای فراقانونی دست کشیده و رفتارهای شان را با قوانین نافذه افغانستان منطبق کنند. رفتارهای فراقانونی کارگزاران نظام سیاسی افغانستان پیشانی امیدِ شهروندان این کشور را به سنگ زده و بیش از پیش آنها را نسبت به آینده ی این مملکت ناامید می کنند.

ادامه مطلب

پاکستان و تداوم سیاست حمایت از تروریزم

به باور تحلیل‌گران عدم همکاری اسلام‌آباد، یک‌بار دیگر نشان‌داد که این کشور همچنان سیاست به سیاست حمایت از تروریستان ادامه می‌دهد و حاضر نیست دست از حمایت هراس‌افکنان بردارد. در زمستان گذشته سراسر کشور به خصوص پایتخت شاهد حملات تروریستی مرگ‌بار بود. در این حملات صدها‌ تن شهید شده‌اند و صدها تن دیگر زخم برداشته‌اند. حکومت افغانستان بارها اسنادی را به جانب پاکستان سپرده که نشان می‌دهد تروریستان در خاک این کشور تربیت و تجهیز می‌شوند و به افغانستان انتقال می‌یابند؛ اما در عمل هیچ همکاری از سوی اسلام‌آباد برای مهار آنان صورت نگرفته است.

یاسر فهیم

مسئولان در دفتر شورای امنیت ملی کشور گفته‌اند که مقام‌های پاکستانی به تعهداتی که در نشست سه جانبه لندن سپرده بودند؛ عمل نکرده‌اند. حدود سه‌هفته پیش، در نشست لندن فیصله شده بود که کشور سومی (بریتانیا) اقدام‌هایی هر دو کشور در مورد فهرست‌های تبادله‌ شده‌ هراس‌افکنان و مرکز‌های آنان، بررسی کند.

به باور تحلیل‌گران عدم همکاری اسلام‌آباد، یک‌بار دیگر نشان‌داد که این کشور همچنان سیاست به سیاست حمایت از تروریستان ادامه می‌دهد و حاضر نیست دست از حمایت هراس‌افکنان بردارد. در زمستان گذشته سراسر کشور به خصوص پایتخت شاهد حملات تروریستی مرگ‌بار بود. در این حملات صدها‌ تن شهید شده‌اند و صدها تن دیگر زخم برداشته‌اند. حکومت افغانستان بارها اسنادی را به جانب پاکستان سپرده که نشان می‌دهد تروریستان در خاک این کشور تربیت و تجهیز می‌شوند و به افغانستان انتقال می‌یابند؛ اما در عمل هیچ همکاری از سوی اسلام‌آباد برای مهار آنان صورت نگرفته است.

اکنون که اسلام‌آباد حاضر به همکاری نشده، به احتمال روزهای سخت‌تری در انتظار کابل خواهد بود و گروه‌های تروریستی تحرکات بیش‌تر از خود نشان خواهند داد. مقام‌های محلی در ولایت‌های شمال‌شرقی گفته‌اند که تروریستان با شکست از کشورهای خاورمیانه می‌کوشند تا به مناطق ولایت‌های نورستان و بدخشان پناه‌بگیرند و ای مساله زنگ‌ خطر جدی است. در حاضر، جنگ‌های سخت و ویران‌گر در دیگر نقاط کشور نیز جریان دارد.

انتظار می‌رود که مسئولان امنیتی آمادگی بهتری را برای سرکوب این گروه‌ها اتخاذ کرده باشند و به وعده‌های مقام‌های پاکستان دل نبسته باشند. جنگ با تروریزم در افغانستان قطعاً نیازمند حمایت‌های جدی جامعه جهانی است و نباید در این حمایت‌ها سکتگی به وجود آید. جامعه جهانی باید فشارهای لازم را بر پاکستان وارد کند تا به تعهدات خود درست عمل کند و از حمایت تروریستان دست بردارد.

ادامه مطلب

آشفتگی درون‌حکومتی

وضعیت آشفته‌ای در کشور جاری است. فساد، اختلاف‌ و کشاکش و رقابت‌ بر سر کسب بیش‌تر قدرت در داخل حکومت، روی زندگی مردم، ثبات و امنیت کشور، به شدت تأثیر منفی برجا گذاشته است. امیدواری‌ها نسبت به آینده کشور همچنان در حال کمرنگ شدن است. فقر و بیکاری بیداد می‌کند و اراده‌ای که مردم قبلا برای حمایت از نظام و دستاوردها داشتند، متأسفانه اکنون متزلزل شده است.

یاسر فهیم

وضعیت آشفته‌ای در کشور جاری است. فساد، اختلاف‌ و کشاکش و رقابت‌ بر سر کسب بیش‌تر قدرت در داخل حکومت، روی زندگی مردم، ثبات و امنیت کشور، به شدت تأثیر منفی برجا گذاشته است. امیدواری‌ها نسبت به آینده کشور همچنان در حال کمرنگ شدن است. فقر و بیکاری بیداد می‌کند و اراده‌ای که مردم قبلا برای حمایت از نظام و دستاوردها داشتند، متأسفانه اکنون متزلزل شده است.

در این میان، مشکل اساسی این است که رهبران حکومت نمی‌خواهند واقعیت‌های جامعه را آنچنانی که هست، بپذیرند. آنان در آوردن اصلاحات گزینشی و سلیقه‌ای برخورد می‌کنند و عوام‌فریبی را پیشه کرده‌اند. به همین دلیل وضعیت بهبود نمی‌یابد. به گونه‌ای نمونه بیش از دو سال است که حکومت اعلام می‌کند که برنامه‌های کوچک و بزرگ اقتصادی را روی دست دارد و پروژه‌های مختلف در حال اجرایی شدن هستند؛ اما در عمل نه تنها اقتصاد مردم بهتر نشده، بلکه نگران‌کننده‌تر و خراب‌تر گردیده است. هیچ روزنه‌ای برای اشتغال‌زایی باز نشد و هیچ یک از امیدهای مردم برآورده نگردید.

مشکل دیگر این است که به دلیل عدم برگزاری انتخابات‌های پارلمانی و شوراهای ولسوالی و همچنین عدم برگزاری لویه جرگه قانون اساسی، اعتبار و حیثیت نظام روز به روز لکه‌دارتر می‌شود. باور غالب این است که حکومت به‌جای زمینه‌سازی برای برگزاری یک انتخابات عادلانه و سراسری، با طرح برنامه‌های گوناگون و دست‌انداز‌ها در کار اصلاحات انتخاباتی در پی فرصت‌سوزی است تا از آن طریق برحفظ قدرت موجود بکوشد. برخورد سیاسی با یک روند ملی به هیچ وجه به سود کشور نیست و نباید چنین شود.

همچنین کابینه حکومت وحدت ملی از اختلاف‌های دامنه‌دار رنج می‌برد. رییس‌جمهور در اکثر سفرهای مهم خویش وزیر امور خارجه را با خود ندارد و تنها تیمی که در داخل ارگ کار می‌کنند او را در این سفرها همرایی می‌کنند. مثلا در ترکیب سفر رییس جمهور به سه کشور سنگاپور، اندونیزیا و آسترالیا نه وزیر وزیر خارجه و نه حتی معین این وزارت حضور ندارند. این امر به معنای نادیده گرفتن دستگاه دیپلماسی رسمی کشور (وزارت امور خارجه) دانسته می‌شود و به جای آن رییس‌جمهور کانال غیررسمی را باز کرده و از آن طریق با دولت و سازمان‌ها تأمین روابط می‌کند.

به هر حال، حدود دو و نیم سال از عمر حکومت وحدت ملی‌ می‌گذرد، متأسفانه در این مدت، هیچ کار اساسی صورت نگرفته که روی زندگی مردم تأثیر مثبت گذاشته باشد؛ بلکه در اکثر زمینه‌های شاهد عقب‌گردهای کلانی وجود داشته است.

راه‌حل این است که رهبران حکومت دست از تبلیغات میان‌تهی بردارند و برنامه‌هایی را روی دست گیرند که در آن منافع ملی تأمین شود؛‌ اما تداوم وضعیت جاری شرایط سخت‌تر خواهد کرد و متأسفانه متضرر اصلی این چنین شرایط مردم خواهند بود.

ادامه مطلب

نشست روسیه و ضرورت دیپلماسی فعال افغانستان

ضرورت جدی است که دستگاه دیپلماسی افغانستان فعال شود و حکومت وحدت ملی باید بکوشد تا از قرار گرفتن افغانستان به عنوان میدان رقابت‌ و کشاکش‌ قدرت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای جلوگیری کند و کشورهایی که دغدغه حمایت از افغانستان را دارند باید حق حاکمیت ملی کشور را پاس دارند. حمایت از گروه‌های تروریستی و تشدید جنگ و خشونت به هیچ‌وجه به نفع ثبات منطقه نیست. انتظار می‌رود که مسیر برنامه‌ها عوض شود و به‌جای تقویت روحیه تقابل، مسیر برای تعامل و همکاری هموار گردد

یاسر فهیم

قرار است در 25 ماه جاری خورشیدی، مسکو میزبان نشستی در پیوند به روند صلح افغانستان باشد. این نشست، به ادامه دو نشست پیشین در حالی برگزار می‌شود که مقام‌های روسی روابط شان با گروه طالبان را تایید کرده‌اند؛ روابطی که برخی نگرانی‌ها را برانگیخته است.

در حدود یک‌ونیم دهه گذشته روس‌ها تقریباً در حاشیه قضایای افغانستان حضور داشت؛ اما در طی دوسال اخیر آنان تلاش کرده‌اند نقش بارزی در قضایای افغانستان اتخاذ کنند. به ویژه این که گزارش‌هایی از ارتباط تنگاتنگ مسکو و طالبان منتشر شده و نشست قبلی مسکو بدون حضور دولت افغانستان و با شرکت پاکستان که حامی اصلی طالبان عنوان می‌شود، صورت گرفت.

به نظر می‌رسد، روس‌ها تلاش می‌کنند تا حداقل بخشی از یک نیروی تأثیرگذار در جنگ افغانستان را با خود داشته باشد. در حال حاضر این نیرو،‌ طالبان است و بیش‌تر با این هدف توجیه می‌شود که طالبان با داعش در مقابله قرار دارد؛ داعشی که به آسیای مرکزی و روسیه تهدید جدی دانسته می‌شود.

روابط آشکار روسیه با طالبان در کنار روابط پیشین این گروه با پاکستان و برخی کشورهای عربی و منطقه، به این نگرانی‌ها دامن زده که طالبان در پی ترمیم وجهه بین‌المللی خود است و می‌کوشد از خود قباحت‌زدایی کند که گامی در راستای مشروعیت‌ یافتن این گروه و تهدید جدی برای دولت مرکزی افغانستان پنداشته می‌شود.

با این حال، کارشناسان می‌گویند که ضعف دیپلماسی و رفتار نگران‌کننده‌ای که در آغاز رهبران حکومت وحدت ملی در خصوص روابط با کشورهای پیرامون از خود نشان دادند؛ زمینه‌ساز چنین فرصتی برای طالبان گردید. متأسفانه حکومت افغانستان نتوانست اطمینان دهد که ثبات نیم‌بند کشور را می‌توانند حفظ کنند و به تعامل سازنده با کشورهای منطقه ادامه می‌دهند. آشفتگی در دستگاه سیاست خارجی وضعف شدید در مدیریت جنگ و صلح نیز به این شرایط کمک کرد. رییس دستگاه دیپلماسی که در شرایط حساس باید در پی لابی‌گری برای جلب حمایت‌های بیش‌تر بین‌المللی در خصوص جنگ افغانستان و منزوی کردن گروه طالبان می‌بود، در خط مقدم جنگ در شمال‌شرق کشور حضور یافت و تلاش کرد تا خود، مستقیم به سربازان روحیه دهد؛ اما وزارت دفاع برای مدت طولانی وزیر نداشت.

با این حال، ضرورت جدی است که دستگاه دیپلماسی افغانستان فعال شود و حکومت وحدت ملی باید بکوشد تا از قرار گرفتن افغانستان به عنوان میدان رقابت‌ و کشاکش‌ قدرت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای جلوگیری کند و کشورهایی که دغدغه حمایت از افغانستان را دارند باید حق حاکمیت ملی کشور را پاس دارند. حمایت از گروه‌های تروریستی و تشدید جنگ و خشونت به هیچ‌وجه به نفع ثبات منطقه نیست. انتظار می‌رود که مسیر برنامه‌ها عوض شود و به‌جای تقویت روحیه تقابل، مسیر برای تعامل و همکاری هموار گردد و از هر اقدامی که برای صلح باعزت در افغانستان صورت می‌گیرد مورد استقبال افغان‌ها قرار خواهد گرفت.

ادامه مطلب