آیا جنگ در افغانستان خصوصی می‌شود؟

محمد کریم
پس از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا نحوه مبارزه با هراس افکنی و راهبرد جنگی در افغانستان نیز دچار تحول شد به نحوه که در این اواخر زمزمه ها بر این است که جنگ افغانستان به شرکت های خصوصی واگذار خواهد شد.
هر چند تصمیم نهایی در این باره تا حال بطور رسمی از سوی امریکا اعلام نشده اما آگاهان خصوصی کردن جنگ را به نفع کشور نمی‌دانند.
جنگ افغانستان طولانی ترین جنگ امریکا و متحدانش است از سال 2001 میلادی زمانی که امریکا با متحدانش با شروع حملات بر طالبان و کنار زدن آنها از قدرت وارد کشور شدند 16 سال می‌گذرد؛ اما آن‌ها در این جنگ ناموفق عنوان می شوند؛ به علاوه این که میلیاردها دالر هزینه شد و منابع زیاد انسانی از بین رفت اما جنگ همچنان ادامه دارد.
در آغاز همه بر این باور بودند که افغانستان به صلح می‎رسد و جنگ و ناآرامی در این کشور خاتمه می‎‌یابد.
حالا امریکا با بازبینی استراتیژی جنگ افغانستان می‌خواهد جنگ را به شرکت های خصوصی واگذار کرده و با این کار خود می خواهد اشتباهات گذشته خویش را جبران کند. با توجه به تجارب گذشته، می تواند خصوصی جنگ در افغانستان می تواند پیامدهای احتمالی ذیل را به دنبال داشته باشد:
اول اینکه واگذاری به شرکت های خصوصی سبب طولانی تر شدن جنگ می‌گردد، این شرکت ها بخاطر منافع خود جنگ را طولانی می‌کنند و در این میان ضرر اصلی را مردم افغانستان متقبل می‌شوند.
دوماً این شرکت ها در افغانستان بنابر قوانین خود فعالیت خواهند کرد و به حکومت افغانستان پاسخگو نخواهند بود که این خود، سبب بی نظمی می گردد.
سوم این که این شرکت ها در افغانستان توان مدیریت جنگ را ندارد، جنگ افغانستان پیچیده‌تر از اینست که شرکت های نذیر بلک واتر و داین کورپ آن را مدیریت کند؛ این شرکت ها قبلا نیز در افغانستان و عراق وظیفه اجرا کرده اند که ادعای مطرح شده را تایید می کند.
چهارم اینکه مردم افغانستان از شرکت های امنیتی تجربه تلخ دارند و دوباره گماشتن این شرکت ها ممکن به نارضایتی بیشتر مردم بیانجامد.
روی هم رفته، اگر تصمیم به خصوص سازی جنگ در افغانستان با حضور شرکت های امنیتی گرفته شود، باید مکانیزم دقیق بر آن سنجیده شود تا مشکلات که در گذشته جریان داشته، تکرار نشود. مردم افغانستان انتظار دارند که جنگ جاری در کشور شان هرچه زودتر پایان یابد و تصمیمی گرفته شود که کمترین ضرر را به دنبال داشته باشد.

قتل‌عام میرزاولنگ؛ چرا ماشین کشتار تروریستان متوقف نمی‌شود؟

مهدی مصباح
آنچه این روزها در سرپل اتفاق می‌افتد، دردناک و به شدت تکان‌دهنده است. عمق فاجعه به مراتب عمیق‌تر از آن گزارش شده که توسط نهادهای حکومت در مرکز ارایه می‌شود. کودکان، زنان و مردان بیگناه زیادی به صورت بی‌رحمانه تیرباران شده‌اند. رسانه‌ها خبر داده‌اند که هنوز هم شماری از ساکنان منطقه میرزاولنگ که در میان آنان زنان نیز هستند، در اسارت تروریستان قرار دارد.
بدتر از این، بی‌تفاوتی حکومت مرکزی است. حکومت تنها به انتشار اطلاعیه و اظهار تأسف بسنده کرده است. حکومت در پی هرحادثه‌ای اعلام می‌کند که جلو کشتار بیگناهان را خواهد گرفت؛ اما در عمل هیچ کار اثرگذاری انجام نمی‌دهد. در طی نزدیک به سه‌سال عمر حکومت وحدت ملی دوبار قندوز سقوط کرد؛ انفجارهای وحشتناک بار بار در کابل اتفاق افتاد؛ در غور کشتارهای تکان‌دهنده صورت گرفت و حالا براساس آنچه مسئولان محلی می‌گویند، به‌رغم درخواست‌های مکرر تا هنوز هیچ نیروی کمکی برای نجات اسیرشدگان به سرپل نرسیده است. در طی دو سال اخیر که وضعیت امنیتی در ولایت سرپل به وخامت گراییده، چندین نوبت عملیات‌های نظامی برای سرکوب تروریستان از سوی وزارت دفاع ملی برای این ولایت لغو شده است. این بی‌تفاوتی نشانه چه چیزی است؟ چرا عملیات‌های نظامی برای این ولایت لغو می‌شود؟ چرا کسی صدای مردم مظلوم سرپل را نمی‌شنود؟ چرا مسئولان در مورد این کشتارها به مردم توضیح نمی‌دهند؟ آیا مردم حق ندارند، به صداقت در گفتار و اعمال برخی صاحبانِ منصب و قدرت در حکومت شک کنند؟
در این میان، بدتر از همه، این است که برخی‌ها تلاش می‌کنند تا روی خون‌های ریخته شده خاک‌اندازی کنند. حکومت معمولا پس از هر حادثه‌ای از این‌دست، با فرستادن یک هیأت و دل‌جویی از خانواده‌های آسیب‌دیده، بسنده می‌کند. نه حکومت و نه دیگر نهادهای مسئول تلاش نکردند تا با نمایاندن عمق فاجعه‌های خلق شده، ماهیت اصلی تروریستان را برملا سازند. حکومت مسئول است که نهادهای حقوق‌بشری را به ساحات جنگی ببرد تا این نهادها از نزدیک با جنایت‌های اتفاق افتاده، آشنا شوند. باید حوادث شبیه قتل‌عام میرزاولنگ مستند شود و به سازمان‌های بین‌المللی ارایه شود تا حامیان اصلی تروریستان و کسانی که ماشین جنگی آنان را فعال نگه‌می‌دارند، تحت فشار قرار گیرند. متأسفانه دستگاه دیپلماسی کشور در این راستا کم‌ترین توفیق را هم نداشته و البته، آن را چندان جدی هم نگرفته است.
به هرحال، میرزاولنگ که منطقه‌ای استراتژیک و دارای اهمیت بالا برای ولایت سرپل و حوزه شمال عنوان می‌شود، نباید سقوط می‌کرد و سبب چنین فاجعه‌ای می‌شد. حکومت مرکزی باید آن را جدی می‌گرفت؛ اما آنچنانی که ادعا شده مقام‌های دفاعی کشور آن را جدی نگرفته‌اند؛ لذا باید هرمقامی که کوتاهی کرده به پنچه قانون سپرده شود.

حمایت از گروه‌های تروریستی در افغانستان و تهدید ثبات منطقه

 

انتظار این است که دولت افغانستان به کشورهای همسایه و منطقه ثابت سازد که تنها با حمایت از حکومت مرکزی ثبات منطقه شکل می‌گیرد و منافع مشروع آنان تأمین می‌شود. در این راستا دستگاه سیاست خارجی کشور باید فعالانه کار کند و این باور را به وجود آورد که منافع مشروع همسایگان در موجودیت یک دولت مقتدر مرکزی می‌تواند برآورده شود. روی‌هم‌رفته، حمایت از گروه‌های مسلح مخالف تحت هرپوششی که صورت گیرد، خلاف قوانین بین‌المللی است و ناامنی، بی‌ثباتی و مشکلات منطقه را بیش‌تر سازد. کشورهای منطقه بهتر است به‌جای تأمین ارتباط با این گروه‌ها، از حکومت مرکزی افغانستان حمایت کنند که از مردم افغانستان نمایندگی می‌کند.

اخیراً برخی مسئولان محلی ادعا کرده‌اند که جنگ‌جویان طالبان را مشاوران پاکستانی‌، عربی و روسی راهنمایی و جهت‌دهی می‌کنند. اکرام‌الدین سریع فرمانده پولیس ولایت بغلان گفته‌ است که طالبان مشاوران چچنی، پاکستانی، عربی و روسی دارند و فعالیت‌های این گروه زیر نظر این مشاوران عملی می‌شود. پیش‌تر یک مقام محلی ارزگان نیز از حضور مشاوران روسی در میان طالبان فعال در آن ولایت خبر داده بود. این در حالی است که سفارت روسیه در کابل تماس با این گروه را تأیید می‌کند و آن را بیش‌تر در راستای تأمین امنیت شهروندانش در افغانستان تفسیر می‌نماید.

براساس برخی اطلاعات منتشر شده، ارتباط بین گروه طالبان و مسکو در سال 2006 آغاز شده و در سه سال اخیر، با وارد شدن برخی نوسانات در سیاست خارجی افغانستان پس از تأسیس حکومت وحدت ملی، آغاز فعالیت‌های داعش و بیش‌تر شدن ناامنی در افغانستان، روسیه تلاش کرد تا با گروه طالبان تماس‌های جدی‌تر برقرار کند. اگرچه سفارت روسیه هرنوع همکاری لوژستیکی و نظامی با این گروه را رد می‌کند؛ اما برخی منابع گفته‌اند که طالبان از روسیه برخی جنگ‌افزارها و امکانات لوژستیکی را دریافت کرده‌اند.

در صورتی که مسکو از طالبان حمایت کند، بدون شک، آن را می‌تواند در گام نخست شکست سیاست همگرایی در منطقه دانست و در مرحله بعدی آغاز جدیدی از رویارویی قدرت‌های بین‌المللی در افغانستان قلمداد کرد که هردو امر، خطر بی‌ثباتی را در کل منطقه بیش‌تر خواهد کرد.

انتظار این است که دولت افغانستان به کشورهای همسایه و منطقه ثابت سازد که تنها با حمایت از حکومت مرکزی ثبات منطقه شکل می‌گیرد و منافع مشروع آنان تأمین می‌شود. در این راستا دستگاه سیاست خارجی کشور باید فعالانه کار کند و این باور را به وجود آورد که منافع مشروع همسایگان در موجودیت یک دولت مقتدر مرکزی می‌تواند برآورده شود.

روی‌هم‌رفته، حمایت از گروه‌های مسلح مخالف تحت هرپوششی که صورت گیرد، خلاف قوانین بین‌المللی است و ناامنی، بی‌ثباتی و مشکلات منطقه را بیش‌تر سازد. کشورهای منطقه بهتر است به‌جای تأمین ارتباط با این گروه‌ها، از حکومت مرکزی افغانستان حمایت کنند که از مردم افغانستان نمایندگی می‌کند.

ادامه مطلب

این هشدار را باید جدی گرفت: سال 2018 اوضاع افغانستان بدتر می‌شود

انتظار می‌رود که در پالیسی جدید امریکا، روی حامیان گروه‌های تروریستی، پناه‌گاه‌ها و منابع تمویل و تجهیز آنان بیش‌تر توجه صورت گیرد. در غیر آن، نه افزایش حضور نیروهای بین‌المللی می‌تواند به ثبات بیانجامد و نه تلاش‌های صلح‌خواهانه حکومت موثر واقع خواهد شد. آنچنانی که مقام‌های سیاسی و امنیتی امریکا واقف و معترف هستند، عقبه‌های امن تروریستان و پناه‌گاه‌های استراتژیک آنان در خاک پاکستان قرار دارد و بهتر است که روی اسلام‌آباد فشار آورده شود تا از سیاست حمایت از تروریزم دست بردارد.

یاسر فهیم

رییس تشکیلات اطلاعاتی امریکا از بدتر شدن اوضاع امنیتی کشور در سال 2018 میلادی خبر داده و در مورد احتمال گسترش نفوذ طالبان در مناطق روستایی یادآوری کرده است. دن کوتس افزوده است: «عملکرد نیروهای امنیتی افغانستان احتمالا به دلیل ترکیبی از عملیات‌های طالبان، تلفات، ترک ارتش از سوی افسران، ضعف در کمک لجستیک و رهبری ضعیف، بدتر خواهد شد.»

جنگ افغانستان به درازترین جنگ تاریخ امریکا شهرت دارد، به میزان قبال توجهی از هزینه انسانی و اقتصادی این کشور را بلعیده؛ اما خلاف انتظار، نتیجه آنچنانی به دست نیامده است. این در حالی است که منابع می‌گویند؛ پالیسی اداره جدید امریکا در قبال افغانستان نهایی شده و در‌آن بر حمایت درازمدت واشنگتن از کابل تاکید گردیده است. با توجه به هشدار این مقام اطلاعاتی امریکا، سه گزینه برای جلوگیری از آنچه در سال 2018 پیش‌بینی شده به ذهن می‌رسد:

نخست؛ انتظار می‌رود که در پالیسی جدید امریکا، روی حامیان گروه‌های تروریستی، پناه‌گاه‌ها و منابع تمویل و تجهیز آنان بیش‌تر توجه صورت گیرد. در غیر آن، نه افزایش حضور نیروهای بین‌المللی می‌تواند به ثبات بیانجامد و نه تلاش‌های صلح‌خواهانه حکومت موثر واقع خواهد شد. آنچنانی که مقام‌های سیاسی و امنیتی امریکا واقف و معترف هستند، عقبه‌های امن تروریستان و پناه‌گاه‌های استراتژیک آنان در خاک پاکستان قرار دارد و بهتر است که روی اسلام‌آباد فشار آورده شود تا از سیاست حمایت از تروریزم دست بردارد.

دوم؛ باید اجماع منطقه‌ای در مبارزه با تروریزم به وجود آید و این امر، مستلزم اعتمادسازی منطقه‌ای است. دولت افغانستان و حامیان بین‌المللی‌اش باید اعتمادسازی کنند. دولت افغانستان باید توجه کشورهای همسایه و منطقه را به حمایت از دولت مرکزی معطوف نماید و زمینه‌های ارتباط گروه‌های مسلح مخالف دولت با همسایه‌ها و منطقه را از بین ببرد.

سوم؛ مساله بسیار مهم، اصلاحات در نهادهای امنیتی است. باید از بدنه این نهادها فساد زدوده شود. در سیستم تدارکاتی نهادهای امنیتی باید شفافیت به وجود آید. فرماندهان ضعیف‌النفس، راحت‌طلب و بی‌کفایت باید کنار گذاشته شوند. لایه‌های نظام امنیتی کشور باید به دقت بررسی شود تا نفوذی‌های احتمالی دشمن تخلیه گردد.

به هرحال، لحن رییس تشکیلات اطلاعاتی امریکا که در قبال وضعیت حاکم در کشور و شرایط امنیتی سال آینده میلادی نگران کننده است. انتظار می رود که با تدبیر درست از اتفاق آنچه این مقام اطلاعاتی امریکا هشدار می‌دهد، جلوگیری شود.

ادامه مطلب

استعفا کافی نیست؛ محاکمه نیز شوند

به دنبال رویداد خونین قول اردوی 209 شاهین، عبدالله حبیبی وزیر دفاع و قدم‌شاه شهیم لوی‌درستیز از مقام‌های شان استعفا داده‌اند؛ اما قطعاً استعفای این دو مقام بلندپایه وزارت دفاع ملی کافی نیست و آنانی که در جلوگیری از وقوع رویدادها به ویژه رویدادهای حمله برشفاخانه سردار داوودخان، قول اردوی 209 شاهی و دیگر رویدادها مقصر بوده‌اند، مطابق به قانون محاکمه شوند. اگر قرار باشد که در نتیجه ضعف، بی‌تفاوتی، فساد و احیاناً تبانی با دشمن از سوی مقام‌های مسئول مصیبتی برملت وارد شود و آنگاه اقدام به کناره‌گیری کنند، سرنوشت مردم بدتر از آنچه جریان دارد، رقم خواهد خورد.

یاسر فهیم

به دنبال رویداد خونین قول اردوی 209 شاهین، عبدالله حبیبی وزیر دفاع و قدم‌شاه شهیم لوی‌درستیز از مقام‌های شان استعفا داده‌اند؛ اما قطعاً استعفای این دو مقام بلندپایه وزارت دفاع ملی کافی نیست و آنانی که در جلوگیری از وقوع رویدادها به ویژه رویدادهای حمله برشفاخانه سردار داوودخان، قول اردوی 209 شاهی و دیگر رویدادها مقصر بوده‌اند، مطابق به قانون محاکمه شوند. اگر قرار باشد که در نتیجه ضعف، بی‌تفاوتی، فساد و احیاناً تبانی با دشمن از سوی مقام‌های مسئول مصیبتی برملت وارد شود و آنگاه اقدام به کناره‌گیری کنند، سرنوشت مردم بدتر از آنچه جریان دارد، رقم خواهد خورد.

رییس‌جمهور به عنوان سرقوماندان اعلای قوای مسلح کشور، باید هم نتیجه تحقیق هیأت بررسی کننده رویداد المناک شفاخانه چهارصد بستر سرداوودخان و هم حمله تکان‌دهنده و دردناک قول اردوی شاهین را با مردم شریک سازد و کسانی را که در جلوگیری از این حملات کوتاهی کرده‌اند، محاکمه و مجازات کند.

سکوت و گذشت از کنار چنین رویدادهای هولناک، به تکرار و تداوم این چنین رویدادها خواهد انجامید؛ زیرا کسانی که مرتکب جنایت می‌شوند، احساس مصونیت خواهند کرد یا فوق مساله این که از وظیفه سبک‌دوش خواهند شد؛ انتشار گزارش هیأت حقیقت‌یاب، می‌تواند این احساس مصونیت را به هم بزند و صف دوست و دشمن مردم افغانستان را مشخص‌تر کند. متأسفانه تا هنوز چنین کاری صورت نگرفته است. در پی هرحادثه‌ای هیأتی توظیف شده تا چگونگی آن را بررسی کند؛ اما نتیجه آن هرگز با مردم شریک نشده است. به همین دلیل مردم تردید‌های جدی به مقام‌های رده اول نظام پیدا کرده‌اند. خوب است که حداقل برای زدودن این اتهام‌ها و شفاف‌سازی رویدادها، باید نتایج بررسی‌ها و تحقیقات با مردم در میان‌ گذاشته شود.

مساله دیگر این که تا هنوز هرکسی که در مقام‌های بلندپایه نظامی مرتکب خیانت و جنایت شده‌اند و یا براثر ضعف و ناتوانی، سهل‌انگاری و یا احتمالاً هم‌دستی با دشمن، سربازان را به کام مرگ فرستاده‌اند و مناطق را به دشمن واگذار کرده‌اند، محاکمه نشده‌اند. دست‌کم باید این مساله علت‌یابی شود. نهادهای مختلفی در این راستا هم در چوکات نهادهای امنیتی و هم فراتر از آن کار می‌کنند و باید به قضایای این‌چنینی بپردازند.

به هر روی، صبر مردم دیگر پایان یافته است. کشتارهای دسته‌جمعی در مراکز و قرارگاه‌های وزارت دفاع ملی به هیچ‌وجه قابل توجیه نیست. حتماً کسانی با دشمن هم‌دست و هم‌کاسه هستند؛ اما این وظیفه نهادهای مسئول است که قضایا را موشکافی کنند و عاملان خون سربازان بیگناه مان را مشخص کرده و به پنجه قانون بسپارند.

ادامه مطلب