جای خالی عقلانیت سیاسی

ستار سروش

به همان میزانی‌که وضعیت بازار، کساد و قدرت خرید مردم، ضعیف است، به همان میزان و حتی بیش از آن بازار شعار در حکومت وحدت ملی پُررنگ و رونق است و رهبران آن هر روزه و در هر مناسبت با بسته‌های جدیدی از شعارهای شیک و رنگارنگ به صحنه می‌آیند. سر دادن شعار اصلاحات در بخش‌های مختلف از سوی کارگزاران حکومت وحدت ملی تقریباً به یک اصل گفتاری بدل شده و سخنان آن‌ها همیشه با چاشنی شعار و وعده‌هایی همراه بوده‌اند؛ وعده‌هایی‌که هرگز کسوت عمل بر تن نکرده و مثل عطری بوده‌اند که تنها برای لحظه‌ای صالونی را معطر می‌کند و پس از لحظه‌ای نشانی از آن باقی نمی‌ماند. باید به یاد داشت که تنها شعار و وعده‌های رنگارنگ نمی‌تواند جای خالی تدبیر و عقلانیت سیاسی را پر کند.

وضعیت مملکت در اکثر بخش‌ها، بویژه در بخش‌های امنیتی و اقتصادی، به گونه‌ای است که چشم‌انداز روشنی در آن دیده نمی‌شود و کارگزاران حکومت وحدت ملی نیز تاهنوز جز دادن وعده‌های رنگین و سردادن شعارهای لوکس کاری از پیش نبرده‌اند. اوضاع امنیتی بحرانی است و جغرافیای جنگ در حال تغییر. شمال کشور که در طی یک‌ونیم دهه‌ گذشته از امنیت نسبی برخوردار بود اکنون به میدان نبردهای خون‌بار تبدیل شده و ولسوالی‌های آن یکی پی دیگری سقوط می‌کنند. وضع امنیتی سایر بخش‌های کشور نیز خوب نیست و حتا در پایتخت کشور کسی احساس امنیت نمی‌کند. وضعیت بازار و کاروبار مردم نگران کننده است. فقر در بین مردم در حال گسترش است و نمردن از گرسنگی تبدیل به سقف آرزوی شهروندان عادی مملکت گردیده است. اکثر کارگرانی‌که به امید فروش نیروی کارشان بامداد از خانه می‌برآیند، شام حسرت یک تکه نان خشک را به خانه می‌برند. فساد در ادارات دولتی غوغا می‌کند و بیکاری، امید و شادابی را از نسل جوان ستانده و این نسل را مجبور کرده است فرار را بر قرار ترجیح داده و عطای وطن را به لقایش بخشد. نسل جوان افق چندان روشنی در سپهر قلمرو آینده‌ این ملک نمی‌بیند و اکثر جوانان تحصیلکرده به خروج از وطن به عنوان گزینه‌ ضروری فکر می‌کنند.

این وضعیت نشان‌دهنده‌ فقدان تدبیر و عقلانیت سیاسی است و کارگزاران پُرادعای حکومت وحدت ملی نتوانسته‌اند به شعارهایش جامه‌ عمل پوشانده و پالیسی‌های مؤثر و عملی برای بهبود وضعیت امنیتی و اقتصادی کشور طرح کنند. به رغم سخن‌های زیاد از پالیسی و برنامه و راهکار از سوی کارگزاران حکومت، مردم اما تغییرات مثبت را در زندگی‌شان احساس نمی‌کنند و هر روزی‌که می‌گذرد زندگی بر آن‌ها سخت‌تر می‌شود. دوام این وضعیت برای مردم غیر قابل‌ پذیرش است و آن‌ها انتظار دارند حکومت گام‌های عملی برای تحقق شعارهای سرداده شده بردارند. کار حکومت‌داری با صِرف شعار به پیش نمی‌رود و با وعده و وعیدهای رنگارنگ نمی‌توان آبِ رفته‌ای امید و آرامش مردم را دوباره به جوی بازگرداند. چنگ زدن به تدبیر و بازگشت به عقلانیت سیاسی تنها راهی است که می‌تواند ما را از بحران نجات داده و جامعه را به وضعیت عادی برگرداند. مشارکت سیاسی یکی از مؤلفه‌های اساسی عقلانیت سیاسی است و کارگزاران نظام بهتر است به جای تلاش بخاطر محدود کردن حلقه‌ تصمیم‌گیری، دامنه‌ آن را گسترش داده و از تجربیات همه‌ گروه‌ها و جریان‌های سیاسی به سود کشور کار بگیرند.

نگرانی از درون؛ کمیسیون انتخابات از کجا دستور می‌گیرد؟

محمد کریم
ملیحه حسن عضو کمیسیون مستقل انتخابات در نشستی از تصمیم‌گیری‌های مخفی توسط برخی اعضای این کمیسیون خبرداد و گفت که تصمیم‌ها در این کمیسیون به صورت مخفی و دور از چشم برخی اعضا گرفته می‌شود که عده محدود در این تصامیم شریک‌اند و معلومات بصورت مکمل در اختیار دیگر اعضا قرار نمی‌گیرد.
این عضو کمیسیون با پذیرفتن ناتوانی کمیسیون انتخابات، می‌گوید تصامیم بصورت مخفی گرفته شده و شماری از اعضا از تصمیم‌گیری‌ها دور نگه داشته می‌شوند.
اظهارات خانم حسن پرده از تداوم مداخله های حکومت برمی‌دارد و مُهر تأییدی بر نگرانی احزاب سیاسی و نهادهای مدنی است.
اعتبار کمیسیون انتخابات در پی تقلب‌های گسترده در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۳ آسیب دیده بود؛ اما رهبران حکومت وحدت ملی تاکید می کردند که آن را احیا می‌کند. اکنون که سه‌سال از عمر این حکومت می‌گذرد و افراد جدیدی در رهبری کمیسیون‌های انتخاباتی گماشته شده‌اند، مردم هنوز به شفافیت در کار این نهادها بی‌باور اند؛ زیرا اصلاحاتی را که مردم، احزاب سیاسی، نهادهای مدنی و نهادهای بین‌المللی خواستار بودند انجام نشده و این کمیسیون همچنان نامستقل باقی ماند.
در برخی مجالس خصوصی سیاسی نیز این نگرانی مطرح بود که حکومت به صورت گسترده در کار نهادهای انتخاباتی مداخله می‌کند. حتی برخی سیاست‌مداران چگونگی گزینش کمیشنران در هردو کمیسیون انتخاباتی را پرسش‎‌برانگیز می‌دانند و تاکید دارند که تا زمانی که تضمین معتبر وجود نداشته باشد، نمی‌توان به شفافیت انتخابات آینده باور داشت.
با این حال، براساس تاریخی که کمیسیون انتخابات برای برگزاری انتخابات پارلمانی اعلام کرده، حدود یک سال به تدویر این انتخابات مانده؛ اما تا کنون هیچ آمادگی لازم برای آن اتخاذ نشده است. به صورت مشخص هیچ‌کاری در راستای احیای زیربناهای انتخابات (امنیت، لیست رأی دهندگان و…) انجام نشده و در قبال این مسایل اساسی امروز و فردا صورت می‌گیرد.
به هرحال، تا زمانی که تضمین معتبر برای برگزاری انتخابات وجود نداشته باشد، نمی‌توان به کار نهادهای انتخابات امید بست. راه‌حل تنها فشارهای سیاسی است که تا هنوز از سوی هیچ جریانی احساس نمی‌شود.

آیا جنگ در افغانستان خصوصی می‌شود؟

محمد کریم
پس از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا نحوه مبارزه با هراس افکنی و راهبرد جنگی در افغانستان نیز دچار تحول شد به نحوه که در این اواخر زمزمه ها بر این است که جنگ افغانستان به شرکت های خصوصی واگذار خواهد شد.
هر چند تصمیم نهایی در این باره تا حال بطور رسمی از سوی امریکا اعلام نشده اما آگاهان خصوصی کردن جنگ را به نفع کشور نمی‌دانند.
جنگ افغانستان طولانی ترین جنگ امریکا و متحدانش است از سال 2001 میلادی زمانی که امریکا با متحدانش با شروع حملات بر طالبان و کنار زدن آنها از قدرت وارد کشور شدند 16 سال می‌گذرد؛ اما آن‌ها در این جنگ ناموفق عنوان می شوند؛ به علاوه این که میلیاردها دالر هزینه شد و منابع زیاد انسانی از بین رفت اما جنگ همچنان ادامه دارد.
در آغاز همه بر این باور بودند که افغانستان به صلح می‎رسد و جنگ و ناآرامی در این کشور خاتمه می‎‌یابد.
حالا امریکا با بازبینی استراتیژی جنگ افغانستان می‌خواهد جنگ را به شرکت های خصوصی واگذار کرده و با این کار خود می خواهد اشتباهات گذشته خویش را جبران کند. با توجه به تجارب گذشته، می تواند خصوصی جنگ در افغانستان می تواند پیامدهای احتمالی ذیل را به دنبال داشته باشد:
اول اینکه واگذاری به شرکت های خصوصی سبب طولانی تر شدن جنگ می‌گردد، این شرکت ها بخاطر منافع خود جنگ را طولانی می‌کنند و در این میان ضرر اصلی را مردم افغانستان متقبل می‌شوند.
دوماً این شرکت ها در افغانستان بنابر قوانین خود فعالیت خواهند کرد و به حکومت افغانستان پاسخگو نخواهند بود که این خود، سبب بی نظمی می گردد.
سوم این که این شرکت ها در افغانستان توان مدیریت جنگ را ندارد، جنگ افغانستان پیچیده‌تر از اینست که شرکت های نذیر بلک واتر و داین کورپ آن را مدیریت کند؛ این شرکت ها قبلا نیز در افغانستان و عراق وظیفه اجرا کرده اند که ادعای مطرح شده را تایید می کند.
چهارم اینکه مردم افغانستان از شرکت های امنیتی تجربه تلخ دارند و دوباره گماشتن این شرکت ها ممکن به نارضایتی بیشتر مردم بیانجامد.
روی هم رفته، اگر تصمیم به خصوص سازی جنگ در افغانستان با حضور شرکت های امنیتی گرفته شود، باید مکانیزم دقیق بر آن سنجیده شود تا مشکلات که در گذشته جریان داشته، تکرار نشود. مردم افغانستان انتظار دارند که جنگ جاری در کشور شان هرچه زودتر پایان یابد و تصمیمی گرفته شود که کمترین ضرر را به دنبال داشته باشد.

قتل‌عام میرزاولنگ؛ چرا ماشین کشتار تروریستان متوقف نمی‌شود؟

مهدی مصباح
آنچه این روزها در سرپل اتفاق می‌افتد، دردناک و به شدت تکان‌دهنده است. عمق فاجعه به مراتب عمیق‌تر از آن گزارش شده که توسط نهادهای حکومت در مرکز ارایه می‌شود. کودکان، زنان و مردان بیگناه زیادی به صورت بی‌رحمانه تیرباران شده‌اند. رسانه‌ها خبر داده‌اند که هنوز هم شماری از ساکنان منطقه میرزاولنگ که در میان آنان زنان نیز هستند، در اسارت تروریستان قرار دارد.
بدتر از این، بی‌تفاوتی حکومت مرکزی است. حکومت تنها به انتشار اطلاعیه و اظهار تأسف بسنده کرده است. حکومت در پی هرحادثه‌ای اعلام می‌کند که جلو کشتار بیگناهان را خواهد گرفت؛ اما در عمل هیچ کار اثرگذاری انجام نمی‌دهد. در طی نزدیک به سه‌سال عمر حکومت وحدت ملی دوبار قندوز سقوط کرد؛ انفجارهای وحشتناک بار بار در کابل اتفاق افتاد؛ در غور کشتارهای تکان‌دهنده صورت گرفت و حالا براساس آنچه مسئولان محلی می‌گویند، به‌رغم درخواست‌های مکرر تا هنوز هیچ نیروی کمکی برای نجات اسیرشدگان به سرپل نرسیده است. در طی دو سال اخیر که وضعیت امنیتی در ولایت سرپل به وخامت گراییده، چندین نوبت عملیات‌های نظامی برای سرکوب تروریستان از سوی وزارت دفاع ملی برای این ولایت لغو شده است. این بی‌تفاوتی نشانه چه چیزی است؟ چرا عملیات‌های نظامی برای این ولایت لغو می‌شود؟ چرا کسی صدای مردم مظلوم سرپل را نمی‌شنود؟ چرا مسئولان در مورد این کشتارها به مردم توضیح نمی‌دهند؟ آیا مردم حق ندارند، به صداقت در گفتار و اعمال برخی صاحبانِ منصب و قدرت در حکومت شک کنند؟
در این میان، بدتر از همه، این است که برخی‌ها تلاش می‌کنند تا روی خون‌های ریخته شده خاک‌اندازی کنند. حکومت معمولا پس از هر حادثه‌ای از این‌دست، با فرستادن یک هیأت و دل‌جویی از خانواده‌های آسیب‌دیده، بسنده می‌کند. نه حکومت و نه دیگر نهادهای مسئول تلاش نکردند تا با نمایاندن عمق فاجعه‌های خلق شده، ماهیت اصلی تروریستان را برملا سازند. حکومت مسئول است که نهادهای حقوق‌بشری را به ساحات جنگی ببرد تا این نهادها از نزدیک با جنایت‌های اتفاق افتاده، آشنا شوند. باید حوادث شبیه قتل‌عام میرزاولنگ مستند شود و به سازمان‌های بین‌المللی ارایه شود تا حامیان اصلی تروریستان و کسانی که ماشین جنگی آنان را فعال نگه‌می‌دارند، تحت فشار قرار گیرند. متأسفانه دستگاه دیپلماسی کشور در این راستا کم‌ترین توفیق را هم نداشته و البته، آن را چندان جدی هم نگرفته است.
به هرحال، میرزاولنگ که منطقه‌ای استراتژیک و دارای اهمیت بالا برای ولایت سرپل و حوزه شمال عنوان می‌شود، نباید سقوط می‌کرد و سبب چنین فاجعه‌ای می‌شد. حکومت مرکزی باید آن را جدی می‌گرفت؛ اما آنچنانی که ادعا شده مقام‌های دفاعی کشور آن را جدی نگرفته‌اند؛ لذا باید هرمقامی که کوتاهی کرده به پنچه قانون سپرده شود.

حمایت از گروه‌های تروریستی در افغانستان و تهدید ثبات منطقه

 

انتظار این است که دولت افغانستان به کشورهای همسایه و منطقه ثابت سازد که تنها با حمایت از حکومت مرکزی ثبات منطقه شکل می‌گیرد و منافع مشروع آنان تأمین می‌شود. در این راستا دستگاه سیاست خارجی کشور باید فعالانه کار کند و این باور را به وجود آورد که منافع مشروع همسایگان در موجودیت یک دولت مقتدر مرکزی می‌تواند برآورده شود. روی‌هم‌رفته، حمایت از گروه‌های مسلح مخالف تحت هرپوششی که صورت گیرد، خلاف قوانین بین‌المللی است و ناامنی، بی‌ثباتی و مشکلات منطقه را بیش‌تر سازد. کشورهای منطقه بهتر است به‌جای تأمین ارتباط با این گروه‌ها، از حکومت مرکزی افغانستان حمایت کنند که از مردم افغانستان نمایندگی می‌کند.

اخیراً برخی مسئولان محلی ادعا کرده‌اند که جنگ‌جویان طالبان را مشاوران پاکستانی‌، عربی و روسی راهنمایی و جهت‌دهی می‌کنند. اکرام‌الدین سریع فرمانده پولیس ولایت بغلان گفته‌ است که طالبان مشاوران چچنی، پاکستانی، عربی و روسی دارند و فعالیت‌های این گروه زیر نظر این مشاوران عملی می‌شود. پیش‌تر یک مقام محلی ارزگان نیز از حضور مشاوران روسی در میان طالبان فعال در آن ولایت خبر داده بود. این در حالی است که سفارت روسیه در کابل تماس با این گروه را تأیید می‌کند و آن را بیش‌تر در راستای تأمین امنیت شهروندانش در افغانستان تفسیر می‌نماید.

براساس برخی اطلاعات منتشر شده، ارتباط بین گروه طالبان و مسکو در سال 2006 آغاز شده و در سه سال اخیر، با وارد شدن برخی نوسانات در سیاست خارجی افغانستان پس از تأسیس حکومت وحدت ملی، آغاز فعالیت‌های داعش و بیش‌تر شدن ناامنی در افغانستان، روسیه تلاش کرد تا با گروه طالبان تماس‌های جدی‌تر برقرار کند. اگرچه سفارت روسیه هرنوع همکاری لوژستیکی و نظامی با این گروه را رد می‌کند؛ اما برخی منابع گفته‌اند که طالبان از روسیه برخی جنگ‌افزارها و امکانات لوژستیکی را دریافت کرده‌اند.

در صورتی که مسکو از طالبان حمایت کند، بدون شک، آن را می‌تواند در گام نخست شکست سیاست همگرایی در منطقه دانست و در مرحله بعدی آغاز جدیدی از رویارویی قدرت‌های بین‌المللی در افغانستان قلمداد کرد که هردو امر، خطر بی‌ثباتی را در کل منطقه بیش‌تر خواهد کرد.

انتظار این است که دولت افغانستان به کشورهای همسایه و منطقه ثابت سازد که تنها با حمایت از حکومت مرکزی ثبات منطقه شکل می‌گیرد و منافع مشروع آنان تأمین می‌شود. در این راستا دستگاه سیاست خارجی کشور باید فعالانه کار کند و این باور را به وجود آورد که منافع مشروع همسایگان در موجودیت یک دولت مقتدر مرکزی می‌تواند برآورده شود.

روی‌هم‌رفته، حمایت از گروه‌های مسلح مخالف تحت هرپوششی که صورت گیرد، خلاف قوانین بین‌المللی است و ناامنی، بی‌ثباتی و مشکلات منطقه را بیش‌تر سازد. کشورهای منطقه بهتر است به‌جای تأمین ارتباط با این گروه‌ها، از حکومت مرکزی افغانستان حمایت کنند که از مردم افغانستان نمایندگی می‌کند.

ادامه مطلب