رسانه‏ گری؛ امری دشوار و نامطمین

از رسانه‏گران می‏پرسم که آیا از بدو تولد نظام کنونی تا امروز، کس یا کسانی، حتا برای یک بار، از ساعت کاری رسانه‏گران، حقوق بازنشستگی، رخصتی‏ها، بیمه و امتیازهای از این گونه که حق مسلم آنان است، به گونه‏ی واقعی نه برای کسب سود و نام، سخن گفته است؟ از دوستان می‏خواهم دیدگاه خود را در این مهم شریک سازند تا باشد که کوره راهی برای سپید بختی رسانه‏گران باز شود و وضع کنونی رسانه‏گری در کشور، دگرگون گردد.

یاد آوری: خوانندگان ارجمند، مطلب ذیل از سوی کاربران صفحه‏ی ما فرستاده شده و مسوولیت مفاد آن، بر می‏گردد به نویسنده‏ی مطلب. این مطلب یا نظرهای درج شده در صفحه‏ ی انسجام‏ ملی، به هیچ صورت دیدگاه “انسجام” نیست.
به بهانه‏ ی چهارمین سال‏یاد جان باختن اجمل نقشبندی
از جان باختن اجمل نقشبندی؛ یکی از رسانه‏گران فقید افغانستان چهار سال گذشت؛ اما تا هنوز نهادهای امنیتی و قضایی، نتوانسته اند گره پرونده‏ی نقش بندی را، باز کنند؛ شاید هم به اساس دلایلی نخواسته اند چنین کاری را انجام دهند.
نپرداختن به پرونده‏ ی جان باختن نقشبندی، یکی از سدها ندانم کاری‏های است که در این سرزمین وجود دارد ؛ اما اراده‏ی محکمی نیست که این معضلات را از ریشه برکند.
“هیاهوی” برخی کسانی که در سال‏یاد “پرواز” نقشبندی سخن می‏زدند، بیشتر شبیه فریاد شخصیت‏های پا در هوایی بود که از لغزیدن خود در هراس اند و سخنان را، آن‏چنان بریده بریده و با احتیاط ردیف می‏کردند که گویا، نقشبندی به آنان گفته بیشتر از این، تند سخن نگویند.
به تعبیر دیگر؛ بیشترینه‏ی کسانی که سنگ دفاع از رسانه‏گران را به سینه می‏کوبند، “مافیایی” رسانه‏ در کشور اند و این سنگ کوبیدن‏ها و دفاع کردن‏ها، تا زمانی اعتبار دارد که پای انتقاد از دولت در میان باشد و امتیازی از آن‏سوی مرزها به نام رسانه‏گران (که یک طیف کلان و بزرگی را در کشور تشکیل می‏دهند)، به افغانستان “قلاچ” شود تا آنان، به اصطلاح به “حق” برسند و یا هم، خبری از سفری باشد به خارج که به “نمایندگی!؟” از رسانه‏گران تحسین‏نامه و “کپ” بگیرند و از سفرخرچ بهره‏ها ببرند.
به باور من، رسانه‏گران به همان اندازه که از مخالفان مسلح، نیروهای خارجی، آدم‏های ناشناس، افراد دولتی، شخصیت‏های زورمند و فراتر از قانون، اخراج شدن از رسانه و بیکاری می‏هراسند، به همان پیمانه از “مافیایی” رسانه آسیب پذیر اند و هر لحظه، بیم آن می‏رود که آنان، سرنوشت رسانه‏گران را دگرگونه رقم زنند.
انتقاد از ناکارایی دولت و نپرداختن به پرونده‏های رسانه‏گران جان باخته، امری بجا است؛ اما خود را سردمدار رسانه‏گران جا زدن و از نشانی آنان سخن پراندن، سوای تاکید بر حقوق مسلم رسانه‏گران و پی‏گیری دقیق این موارد، تلاشی است برای ربودن امتیازهای جمعی که از آن تمام رسانه‏گران است.
بدون تردید، برداشت من با واکنش‏های متفاوتی رو به رو می‏گردد که چندان هم مهم نیست؛ اما از رسانه‏گران می‏پرسم که آیا از بدو تولد نظام کنونی تا امروز، کس یا کسانی، حتا برای یک بار، از ساعت کاری رسانه‏گران، حقوق بازنشستگی، رخصتی‏ها، بیمه و امتیازهای از این گونه که حق مسلم آنان است، به گونه‏ی واقعی نه برای کسب سود و نام، سخن گفته است؟
از دوستان می‏خواهم دیدگاه خود را در این مهم شریک سازند تا باشد که کوره راهی برای سپید بختی رسانه‏گران باز شود و وضع کنونی رسانه‏گری در کشور، دگرگون گردد.

0 پیام‌