کارشناس روابط بین‌الملل: سارک باید محور همکاری‌ها در جنوب آسیا شود

سارک باید ظرفیت‌های بیش‌تر را برتنظیم همین مناسبت و روابط، به ویژه در عرصه اقتصاد بازی کند و نقش مهم را ایفا کند؛ با توجه به آن که بامیان به عنوان مرکز فرهنگی سارک در سال 2015 انتخاب شده؛ بناً فرصت است که تا هم هیأت افغانستان تحت ریاست جناب رییس جمهور، در مجموع دولت افغانستان از همین فرصت‌های بوجود آمده استفاده اعظمی را انجام بدهد. امروز در دنیا در همین قرن 21 فرایند جهانی شدن، یک فرایند قدرت‌مند است و مقاومت در برابر فرایند جهانی شدن که به صورت قوی و شدید آن در جنوب آسیا وجود دارد در حقیقت موجب تضعیف فرایند هم توسعه انسانی و هم توسعه فرهنگی و اقتصادی در منطقه شده که باید این عوامل به رسمیت شناخته شود و کشورهای عضو سارک بتوانند از موانع عبور کنند و به یک همگرایی منطقه‌ای در تمام عرصه‌ها برسند که بتواند در چهارچوب آن همگرایی و روابط اقتصادی شان را تقویت کنند.

در حالی که کشورهای جنوب آسیا از اختلاف‌های عمیق سیاسی و جغرافیایی رنج می‌برند، یک کارشناس روابط بین‌الملل تأکید می‌کند که سازمان همکاری‌های سارک باید به محور همکاری‌ها در این منطقه تبدیل شود.

هفته گذشته، هیچدهمین نشست سازمان همکاری‌های جنوب آسیا (سارک) در شهر کتماندو پایتخت نیپال با حضور رهبران کشورهای عضو برگزار شد. این نشست در حالی برگزار گردید که اختلاف‌های عمیق سیاسی و جغرافیایی بر روابط میان کشورهای عضو، سایه افکنده است. در پیوند به این مساله، هفته نامه انسجام گفت‌وگوی ویژه‌ای را با دکتور محمد قاسم وفایی‌زاده، استاد دانشگاه و کارشناسان روابط بین‌الملل انجام داده که در ذیل تقدیم می‌شود:

افغانستان در سال‌های پسین، عضویت چندین سازمان منطقه‌ای را کسب کرده است. حالا، تأثیر این سازمان‌ها روی سیاست‌گذاری کشورهای منطقه، در خصوص مبارزه با تروریزم و مواد مخدر، امنیت، توسعه نیافتگی و فقر… چقدر هماهنگ بوده است؟

اصولاً تشکیل سازمان‌های منطقه‌ای یکی از پدیده‌های قرن 20 است که اثر خاص در نظم دادن جریان توسعه و روابط اقتصادی، سیاسی و امنیتی کشورها داشته که نظیر آن کشورهای اروپایی، اتحادیه کشورهای افریقایی و برخی کشورهای عربی، اتحادیه کشورهای اسلامی، سازمان اوپک، سازمان شانگهای و سازمان سارک است که در حوزه جنوب آسیا نقش دارد. این حوزه، در بین تمام مناطق جهان یکی از نانظم یافته‌ترین مناطق به حساب می‌آید. براین اساس، سارک می‌تواند نقش مهم را در تنظیم توسعه فرهنگی، اقتصادی و نزدیک ساختن ملت‌ها با هم‌دیگر و تقویت فرهنگی میان کشورهای جنوب‌آسیا بازی کند؛ اما متاسفانه در جنوب آسیا بیش‌ترینه مسایل سیاسی و جیوپلوتیک بر روابط اقتصادی و فرهنگی سایه افکنده و عمده‌تاً رقابت‌های منطقه‌ای در چهارچوب رقابت‌های سیاسی شکل گرفته که مجال و فرصت کم‌تری برای ایجاد تقویت فرهنگی و روابط اقتصادی پدید آمده ات.  بناً تا حال با توجه به همین موضوع سارک در مدت فعالیت خود نتوانسته نقش چشم‌گیری را در نظم دادن، روابط و مناسبات میان کشورهای جنوب آسیا بازی کند.

سارک باید ظرفیت‌های بیش‌تر را برتنظیم همین مناسبت و روابط، به ویژه در عرصه اقتصاد بازی کند و نقش مهم را ایفا کند؛ با توجه به آن که بامیان به عنوان مرکز فرهنگی سارک در سال 2015 انتخاب شده؛ بناً فرصت است که تا هم هیأت افغانستان تحت ریاست جناب رییس جمهور، در مجموع دولت افغانستان از همین فرصت‌های بوجود آمده استفاده اعظمی را انجام بدهد.

امروز در دنیا در همین قرن 21 فرایند جهانی شدن، یک فرایند قدرت‌مند است و مقاومت در برابر فرایند جهانی شدن که به صورت قوی و شدید آن در جنوب آسیا وجود دارد در حقیقت موجب تضعیف فرایند هم توسعه انسانی و هم توسعه فرهنگی و اقتصادی در منطقه شده که باید این عوامل به رسمیت شناخته شود و کشورهای عضو سارک بتوانند از موانع عبور کنند و به یک همگرایی منطقه‌ای در تمام عرصه‌ها برسند که بتواند در چهارچوب آن همگرایی و روابط اقتصادی شان را تقویت کنند.

در دنیای امروز ما امری داریم بنام پاپلیک دیپلماسی (دموکراسی عمومی) که کشورهای عضو سارک باید همان دیپلماسی سازنده و موثر را روی دست‌گیرد و بر موانع و چالش‌های سیاسی که در چهارچوب رقابت‌های دیرپای سیاست منطقه وجود داشته مثلا: رقابت هند و پاکستان یا رقابت که بین شمال و جنوب و در مجموع مشکلات که میان چین و همسایه‌های شان و هند و همسایه‌هایش است غلبه کنند.

ما سه سازمان منطقه‌ای را در سطح آسیا داریم که این‌ها در اطراف سارک شکل گرفته‌اند. از آن جمله یکی هم سازمان شانگهای است. کشورهای عضو در این سازمان، در چوکات آن توانسته‌اند روابط اقتصادی بسیار سازنده را تنظیم کنند که باعث پیشرفت و توسعه زیاد در سطح منطقه شده است، این سازمان با آن‌که جوان است؛ اما توانسته برفرایند روابط اقتصادی و سیاسی در منطقه اثر اندازد و تاثیرگذاری خاص خود را داشته باشد و سازمان دیگری بنام سازمان اوپیک است که آن هم توانسته در چهارچوب همان سازمان همکاری‌های بسیار سازنده و موثر را شکل دهد.

این سازمان‌ها روابط تجاری خود را تنظیم کرده و همکاری‌های اقتصادی خود را خوب تعریف کرده‌اند؛ اما متاسفانه سازمان سارک نتوانسته نقش مشابه را در جنوب آسیا بازی کند. بناً کشورهای جنوب آسیا هنوز که هنوز است در جمع سازمان نیافته‌ترین منطقه جهان قرار گرفته و چالش‌های بزرگ فراراه این سازمان وجود دارد که این مشکلات می‌تواند با مدیریت درست، خودگذری و برنامه‌ریزی دقیق برای همکاری‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ظرفیت‌ها را شناسایی کرده و برمشکلات منطقه‌ای پیروز شود.

جناب آقای وفایی‌زاده! افغانستان سال‌ها است که عضویت سازمان‌های منطقه‌ای مانند سارک را داشته، کارآمدی آن برای کشور ما چه بوده است؟

اصولا عضویت در سازمان‌های بین‌المللی یک امتیاز ویژه است. از این‌که افغانستان موقعیت جیوپلوتیک خاص را برای کشورهای منطقه دارد؛ یعنی افغانستان گذرگاه مهم برای کشورهای جنوب آسیا و حتی خاورمیانه و آسیای‌میانه و هم‌چنان میان شرق و غرب با توجه به حساسیت و موقعیت جغرافیای افغانستان و با توجه به اهمیت افغانستان پس از سال 2001 برای جامعه جهانی و در ساختار تأمین امنیت جهان، افغانستان تا هنوز عضویت سازمان‌های متعدد را در منطقه کسب کرده است؛ اما مشکل در این است که افغانستان در مدت 13 سال گذشته و در طول تاریخ خود بیش‌تریه به عنوان کشور حایل نقش ایفا کرده و در منطقه نتوانسته خود را از اثرات منفی جبپولوتک بیرون بکشد و در حقیقت ظرفیت‌های لازم از لحاظ مدیریت دیپلماسی افغانستان برای استفاده از ظرفیت‌های موجود در سازمان‌های منطقه‌ای وجود نداشته است.

افغانستان خطوط روشن سیاسی در عرصه امنیتی و همکاری‌های اقتصادی و فرهنگی نداشته است. وقتی خط روشنی در دیپلماسی و در تعریف روابط افغانستان در این عرصه‌ها وجود نداشته باشد؛ طبیعی است که عضویت تنها به معنی شمولیت در فهرست اعضای کشورها است و اثر خاص نمی‌تواند داشته باشد؛ اما اکنون وقت این رسیده که دولت تلاش کند خود را از هم‌ریختگی و آشفتگی سیاست خارجی خود شان را رهایی بدهد و در بین سازمان‌های منطقه‌ای که رقیب هم‌دیگراند. مثلا سازمان شانگهای با آن که اصولا فلسفه تاسیس آن همکاری‌های اقتصادی بود، اما به نحوی در جامعه‌ غرب به عنوان هسته‌گذار مقاومت در برابر نفوذ اقتصادی غرب تلقی می‌شود و عضویت افغانستان با توجه به ظهور قدرت‌های جدید مثل چین در عرصه رقابت جهانی می‌تواند حساسیت‌های خاص خود را داشته باشد. عضویت افغانستان در سازمان شانگهای با توجه به امضای قرارداد استراتژیک با امریکا و شماری دیگر از کشورهای غربی، در حقیقت افغانستان را در شرایط دشوار بازی میان شرق و غرب قرار می‌دهد.

پس در گام نخست، بازی کردن در این شرایط حساس و ایجاد توازن در روابط میان سازمان‌های هم‌سو و رقیب بر افغانستان کاری دشوار است و تنها زمانی افغانستان می‌تواند نقش موثر را در این سازمان‌ها بازی کند که روابط خود را در قالب یک دیپلماسی سازنده و سیاست خارجی شفاف و روشن تعریف کند. در گام دوم افغانستان بتواند از موانع سیاسی بوجود آمده در منطقه عبور کند و روابط اقتصادی را در اولویت نخست قرار دهد و روابط سیاسی را در اولویت دوم. در غیر آن صورت عبور از موانع و رسیدن به توسعه پایدار برای افغانستان دشوار خواهد بود.

باتوجه به تشکیل حکومت وحدت ملی، نگاه این سازمان‌ها به ویژه سارک به افغانستان پس از سال 2014 چگونه خواهد بود؟

اصولاً عضویت در سازمان‌ها بر تغییر دولت‌ها می‌تواند، تغییر نسبی دیدگاه‌ها را مطرح کند؛ اما عمده‌تاً هر دولت که در افغانستان روی کار آید در سازمان‌های بین‌المللی به عنوان یک عضو مطرح است. جدا از آن که در رأس دولت، چه کسانی هستند و ساختار دولت چگونه است؛ اما در مجموع و با توجه به گرایش اقتصادی که شخص رییس جمهور دارد و علاقه‌ای که به توسعه‌ای اقتصادی دارد، آگاهی و معلومات را که نسبت به وضعیت منطقه دارد، دولت وحدت ملی می‌تواند در روابط اقتصادی افغانستان و جایگاه افغانستان از یک سو در سازمان‌های منطقه‌ای به خصوص سارک کمک کند. مساله دیگر این است که مسوولان حکومت وحدت ملی با بازی موثر دید سارک را نسبت به افغانستان بهتر سازند و این سازمان را به یک سازمان پویا و موثر نظم بخشیدن به روابط اقتصادی میان کشورهای جنوب آسای و نزدیکی فرهنگی کمک کند.

شما در صحبت‌های خود یادآوری کردید که سازمان سارک با نابسامانی‌های زیادی مواجه است. آیا امیدواری به پویایی و تأثیرگذاری این سازمان وجود دارد؟

البته، همان طوری که در ابتدا گفتم، سازمان سارک در مقایسه به دیگر سازمان‌های منطقه‌ای تا حال خیلی نقش برازنده‌ای را ایفا نکرده؛ اما باید بگویم که سازمان سارک ظرفیت تبدیل شدن به یک نهاد بسیار کلان و موثر را دارد؛ اما به شرط آن که در میان کشورهای عضو مشکلات و رقابت‌های منفی میان کشورهای عضو حل شوند. در تمام جنوب آسیا مشکلات قومی، زبانی، مذهبی، و حتی سمتی، وجود دارد، در مجموع مشکلات سیاسی دیرپای در کشورهای عضو سارک موانع و چالش‌های کلان را فراراه این سازمان قرارداده است.

سازمان سارک زمانی می‌تواند به یک سازمان موفق تبدیل شود که رقابت‌های منطقه‌ای را به همگرایی منطقه‌ای تبدیل کند. حال اکثر از مناطق این سازمان در آتش ناامنی می‌سوزد و آن‌ها زمانی می‌تواند نقش موثر را بازی کند که همین رقابت‌های دیرپای موجود میان کشورها به خصوص هند و پاکستان به همکاری سازنده تبدیل شود.

در این میان، افغانستان بسیار حوزه کلیدی در جنوب آسیا است. به دلیل رقابت میان دهلی‌نو و اسلام‌آباد، افغانستان به عنوان حیات خلوت هند و یا نقطه استراتژیک پاکستان مطرح بوده و قربانی شده است. اگر این وضعیت ادامه یابد، بدون تردید نه سارک و نه دولت‌های منطقه نمی‌تواند به این چالش‌های نفس‌گیر غلبه کند.

سپاس از شما جناب آقای دکتور وفایی‌زاده!

0 پیام‌