چرا کابل غمگین است؟

چند روزیست حس می کنم کابل غم بغض عظیم را در سینه اش پنهان کرده، گویی آنچنان درد می کشد که دیگر حتی توانایی گریستن ‏اش نیست! صبح ها که خورشید پس از شب طولانی سر از پشت کوه ها بلند می کند، با هزاران امید به آسمان نگاه می کنم تا عظمت الهی را در پهنای آسمان آبی اش حس کنم؛ اما چندیست که کوله بار غم، صفحه آسمان را هم به رنگ ظلمت زمینیان سیاه گردانیده!

چند روزیست حس می کنم کابل غم بغض عظیم را در سینه اش پنهان کرده، گویی آنچنان درد می کشد که دیگر حتی توانایی گریستن ‏اش نیست!
صبح ها که خورشید پس از شب طولانی سر از پشت کوه ها بلند می کند، با هزاران امید به آسمان نگاه می کنم تا عظمت الهی را در پهنای آسمان آبی اش حس کنم؛ اما چندیست که کوله بار غم، صفحه آسمان را هم به رنگ ظلمت زمینیان سیاه گردانیده!
آه که چقدر ملولم کابل، هر روز که سوی چشمانم رو به آسمان تو باز می شود، غم بی کسی ات مرا زجر می دهد، در خود حس حقارت می کنم که توان زنده کردن تو در “من تنها” نیست!
چرا همه سر در گریبان خود دارند و هیچ کس دلش برای کابل نمی سوزد؟
از یک طرف هر کسی موتر های دست دوم را از کشورهای همسایه وارد می کند، از یک طرف کابل یتیم بی کسی است که احدی حاضر نیست حتی یک نهال به عنوان سمبولی از سرسبزی در آن بکارد، از طرف دیگر بوی تعفن معتادینی که زیر پل ها مسکن گزیده اند فضای شهر را آلوده و زهرآلود گردانیده است، به راستی که نمی دانم حرف هایم را به کی بگویم؟
همه مردم شهر بوی ناآشنایان را می دهند، نمی دانم از کدام محل باید سراغ یک افغانستانی را گرفت؟
دوست دارم فریاد بزنم: آن افغان های غیور کجاست؟ آن افغان هایی که صحفات تاریخ از غیرتشان پر شده، پس چرا کابل در حال جان دادن است و هیچ کس به دادش نمی رسد؟
کاش دولت هم می توانست کمی به دنیا از چشم ما نگاه کند، آنگاه بود که شاید کشور ما هم پیشرفت می کرد.
علل آلودگی محیط زیست در کابل را می توان در چند نکته عنوان کرد:
دود موترها
از جمله عاملی که بسیار آزار دهنده است، این است در گمرکات از ورود موتر های دست دوم جلوگیری به عمل نمی آید. تمام موتر های که فعلاً در کشور ما استفاده می شود، موتر هایی است که قبلا عمر اولیه خود را سپری کرده اند؛ اما متاسفانه همین موتر ها را بعضی از تجار ما به قیمت کمتری وارد کشور می کنند که در نتیجه سبب بروز چنین مشکلاتی می شود.
نبود سرک های پخته
مساله ای که معمولا در تمام فصول سال به انواع مختلفی همشریان ما را دچار مشکل می سازد، نبود سرک های پخته است. در فصل تابستان با خاک‏بادهای که باعث سرایت انواع بیماری ها و آلوده شدن هوا می شود، در زمستان باعث گل و لای و … می گردد.
عدم رعایت نظافت
بخشی از مردم ما با فرهنگ شهرنشینی آشنا نیستند که شاید گناهی هم نداشته باشند؛ زیرا فرهنگ شهرنشینی به صورت درست به مردم فهمانده نشده است. برعلاوه شهردار محترم فراموش کرده اند که در تمام نقاط شهر سطل زباله بگذارند. در بسیاری مواقع، به علت نبود سطل زباله دانی، آشغال ها به روی سرک انداخته می شوند.
در واقع این وظیفه دولت است که دریاچه های شهر را پاک کاری کند و برای انداختن زباله در آن، مبلغی را به عنوان جریمه اختصاص دهند تا از تکرار چنین عمل هایی کاسته شود و بسیار موارد دیگر که نیاز به بحث مفصل دارند.
موارد پیشنهادی
کاشتن نهال های جوان و تازه در کنار سرک ها و ایجاد فضای سبز در نقاط مختلف شهر؛
کنترول از تطبیق قانون در مورد ملی بس ها و وسایط حمل و نقل عمومی و موتر های شخصی توسط پولیس ترافیک و منع ورود موتر های دست دوم؛
ساخت و ساز سرک های عمومی و انتقال به موقع زباله ها ازمراکز شهربه مناطق خارج از شهر؛
نصب فلتر برای تصفیه دود ناشی از فابریکه ها، حمام ها وجلوگیری از چالان نمودن جنراتورهای که از تیل بی کیفیت که در آن استفاده می شود و
منع پخت و پز خوراکه جات در سرک ها و اماکن مزدحم و عمومی.

0 پیام‌