پایان یک دوره پر فراز و نشیب در تاریخ افغانستان؛ دوره طلایی حامد کرزی

در طول حاکمیت 13 ساله حامد کرزی در افغانستان، بیش از این‌‏که «نیمه خالی لیوان» را دید، باید «نیمه پر لیوان» را بررسی و ارزیابی کرد. کشور ما در پایان حکومت 13 ساله حامد کرزی، ‌به‌‏رغم وجود چالش‏‌های اقتصادی و امنیتی، عملا در یک دوره ثبات نسبی قرار دارد؛ ثباتی که با پشت سر گذاشتن یک تجربه 13 ساله به دست آمده است. افغانستان راه خود را به سوی پیشرفت و توسعه یافته است و هرچند برخی بی‌‏راهه‌‏ها بر سر آن قرار گرفته، اما با حمایت جامعه‏ جهانی، به حیات سیاسی، امنیتی و اقتصادی خود ادامه می‌‏دهد و کشور در یک مسیر نسبتا باثبات به سوی آینده گام برمی‏‌دارد.

کوشا حسینی

پس از سقوط حاکمیت طالبان، برگزاری نشست تاریخی بن و ایجاد توافق سیاسی برای گذار افغانستان به یک تاریخ جدید سیاسی و حرکت به سوی ثبات، ترقی و رفاه، این پرسش اساسی مطرح بود که چه کسی رهبری کشور را برای رسیدن به این هدف به دست خواهد گرفت؟! و چه کسی توانایی چنین رهبری را خواهد داشت؟! در این میان، گزینه‏‌های مطرح از میان چهره‌های جهادی و شخصیت‌‏های وابسته به آن، امتحان خود را پس داده بودند. متأسفانه مجاهدین پس از پیروزی بر حاکمیت‌‏های کمونیستی در کشور، نتوانسته بودند کشور را درست رهبری و مدیریت کنند. از سوی دیگر، افغانستان به یک رهبر جوان و پرانرژی ضرورت داشت؛ رهبری که دیدگاه و اندیشه‌‏های جدید و مدرن را وارد کشور کند و از سوی دیگر، پشتیبانی گسترده جهانی را نیز همراه خود داشته باشد. حامد کرزی؛ شخص جوانی بود که هم با ارزش‌‏های جهاد و گروه‌‏ها و شخصیت‌‏های جهادی آشنایی داشت و در عین حال، دارای درک خوبی از وضعیت اسفناک افغانستان نیز بود و از سوی دیگر، چهره‏‌ای میانه‌‏رو و دموکرات بود که می‌‏توانست کشور را به سوی دموکراسی جدید و جوان رهنمون سازد. از دید نویسنده، حامد کرزی در نشست بن و 13 سال گذشته، بهترین کسی بوده که می‌‏توانسته افغانستان را رهبری و مدیریت کند و اگر کس دیگری به جای او می‌‏بود، آیا می‌‏توانست سرنوشتی بهتر از این رقم بزند و با وجود همه کمی‌‏ها و کاستی، وحدت مثال‌‏زدنی ملی را در کشور تأمین کند؟! هرچند انتقادهایی در مورد چگونگی رهبری افغانستان در سال‏‌های پسین، به خصوص در دوره 5 ساله دوم ریاست جمهوری حامد کرزی وجود دارد.

به هر حال، با پایان یافتن انتخابات سراسر جنجال ریاست‌جمهوری گذشته و برگزاری مراسم تحلیف ریاست‌جمهوری داکتر اشرف‏غنی احمدزی، دوره‌ای پر فراز و نشیب و البته توأم با دست‌‏آوردهای بسیار و چشم‌‏گیر در تاریخ کشور، زیر زعامت و رهبری حامد کرزی به پایان می‌‏رسد. قطعا حامد کرزی و دوره ریاست جمهوری او، دوره‌ای است که از آن در تاریخ افغانستان، به عنوان یک دوره طلایی یاد می‌‏شود. در این دوره، افغانستان توانست حمایت نظامی، سیاسی و اقتصادی جهان را با خود داشته باشد و فرصت‌‏های طلایی بسیاری را برای گذار به یک جامعه رو به رشد و توسعه و هم‌‏چنین مردم‌‏سالار در اختیار بگیرد. ما توانستیم از بسیاری از این فرصت‌‏های طلایی به خوبی استفاده کنیم؛ هرچند فرصت‏‌های بزرگی نیز فراهم بود که باید مورد استفاده قرار می‌گرفت.

از دید نویسنده، در طول حاکمیت 13 ساله حامد کرزی در افغانستان، بیش از این‌‏که «نیمه خالی لیوان» را دید، باید «نیمه پر لیوان» را بررسی و ارزیابی کرد. کشور ما در پایان حکومت 13 ساله حامد کرزی، ‌به‌‏رغم وجود چالش‏‌های اقتصادی و امنیتی، عملا در یک دوره ثبات نسبی قرار دارد؛ ثباتی که با پشت سر گذاشتن یک تجربه 13 ساله به دست آمده است. افغانستان راه خود را به سوی پیشرفت و توسعه یافته است و هرچند برخی بی‌‏راهه‌‏ها بر سر آن قرار گرفته، اما با حمایت جامعه‏ جهانی، به حیات سیاسی، امنیتی و اقتصادی خود ادامه می‌‏دهد و کشور در یک مسیر نسبتا باثبات به سوی آینده گام برمی‏‌دارد. در این مسیر چالش‌‏های متعدد داخلی و خارجی وجود داشته که حامد کرزی در حد توان خود و حتی فراتر از آن، با آن مقابله و مبارزه کرده است. در این میان، تهدیدهای بیرونی و وجود تروریزم خطرناک منطقه‌ای و دولتی که از تروریزم به عنوان یک ابزار در سیاست خارجی و امنیتی خود استفاده می‌‏کند، بزرگ‌‏ترین تهدیدهای پیش روی کشور بوده است. برخی‌‏ها سیاست خارجی 13 سال گذشته افغانستان را در مقابل پاکستان به شدت نقد می‌‏کنند، اما آیا در برابر کشوری که جغرافیا چاره‏‌ای جز همسایگی با آن برای ما نگذاشته، در روابط با آن از وجود یک مشکل بزرگ و نگذشتنی تاریخی رنج می‌‏بریم، کشوری که دارای یک سیاست خارجی و امنیتی قوی و متکی به تروریزم‌‏پروری است و از سوی دیگر، دارای ظرفیت‌‏ها و امکانات بسیار برای برهم زدن اوضاع افغانستان، می‌‏توانستیم سیاستی بهتر از این داشته باشیم؟! آن‏‌چه در سیاست خارجی 13 سال گذشته‏ حامد کرزی برجسته است، این‌‏که با وجود وابستگی‏‌های اقتصادی و نظامی به امریکا، اتحادیه اروپا و ناتو، سیاست خارجی کشور، دنباله‌‏رو یک سیاست مستقل و متکی بر اصل همکاری‏‌های منطقه‌ای بوده است. افغانستان در 13 سال گذشته، در عین حالی که روابطی گسترده و همه‌‏جانبه با ایالات متحده امریکا داشته، روابطی مثال‌‏زدنی با جمهوری اسلامی ایران نیز داشته است و در مقابل پاکستان، افغانستان دارای یک رابطه استراتژیک با هندوستان بوده است. در مثالی دیگر، افغانستان در عین حالی که عمده‌‏ترین هم‌‏پیمان خارج از ناتو برای امریکا به حساب می‌‏رود، در سال 2012 توانست عضویت ناظر سازمان همکاری‏‌های شانگهای را نیز به دست آورد. حامد کرزی با تمام ظرفیت‏‌ها، امکانات و ابزارهای کمی که در سیاست خارجی خود داشت، سیاست خارجی کشور را به سوی یک مسیر باثبات و مستقل رهنمون ساخته است. این دست‌‏آورد، غیرقابل انکار است.

و اما در عرصه سیاست داخلی و اقتصادی، رییس‌‏جمهور کرزی با دشواری‌‏های متعددی مواجه بود. حامد کرزی در مراسم خداحافظی با مقام‌‏های ارشد حکومتی، به یک نکته بسیار کلیدی اشاره کرد که نباید نادیده گرفته شود. حامد کرزی گفت که در طول 13 سال گذشته از یک‏‌سو با فشارهای بسیار خارجی مواجه بوده و از سوی دیگر، بسیاری از مقام‌‏های حکومتی و همکاران او، نتوانستند برنامه‌‏ها، اهداف و خواسته‏‌های او را درک کنند و مطابق آن پیش بروند. با توجه به این نکته دو قسمتی، می‌‏توان بسیاری از ناکامی‏‌های گذشته را تحلیل و ارزیابی کرد. به عنوان مثال، جامعه جهانی در نشست تاریخی لویه‌جرگه تصویب قانون اساسی، نظام اقتصادی بازار آزاد را زیر فشارهای بسیار، بر افغانستان تحمیل کردند. خارجی‌‏ها بدون توجه به وضعیت و شرایط عینی جامعه افغانی، خواستند یک شبه از این کشور، یک «مدینه فاضله» بسازند؛ اما دریغ از این‌‏که شرایط آن زمان جامعه افغانی، طور دیگر اجتناب می‌‏کرد. امروز همه اقتصاددانان کشور بر این امر معترف‌اند که رفتن بی‌‏قید و شرط افغانستان به سوی نظام اقتصادی بازار، بدون در نظر گرفتن یک «دوره گذار»، یکی از اشتباه‌‏های بزرگ سال‌‏های گذشته بوده است. ما در شرایطی نظام اقتصادی بازار را انتخاب کردیم که در طول بیش از سه‌دهه جنگ، از یک‌‏سو از کاروان رشد و توسعه عقب مانده و از سوی دیگر، داشته‌‏ها و نداشته‌‏های خود را از دست داده بودیم؛ بنابر این، اگر نگوییم یک نظام اقتصادی زیر حمایت دولت، حداقل به یک نظام اقتصادی مختلط نیاز داشتیم تا زیربناهای اساسی لازم را برای گذار به سوی نظام بازار فراهم آوریم. از سوی دیگر، انتخاب نظام اقتصادی بازار، در شرایطی که قوه مقننه کشور تشکیل نشده و زمینه‌‏های تطبیق این نظام براساس قانون فراهم نگردیده بود، این نظام توسط مقام‌‌‏هایی که درک لازم را از شرایط کشور و مصالح مردم نداشتند، به یک نظام لجام‏‌گسیخته تبدیل کرد. از سوی دیگر، باید گفت کسانی که اداره اقتصادی کشور را در اختیار داشتند، همان‌‏طور که رییس‌‏جمهور کرزی تصریح کرد، آن‌‏طور که باید نتوانستند خواست‌‏ها و برنامه‌‏های او را درک و عملی سازند. با این وجود نیز، افغانستان به لحاظ رشد و توسعه اقتصادی، دارای دست‌‏آوردهایی است که نمی‌‏توان آن‌‏را نادیده گرفت؛ افغانستان به لحاظ داشتن سیستم‏‌های مخابراتی، یکی از عمده‌‏ترین کشورهای پیشتاز در منطقه است؛ افغانستان عضویت سازمان‏‌های همکاری‏‌های اقتصادی منطقه‏‌ای را در اختیار دارد؛ سیستم استخراج معادن ما به سوی نظام‌‏مند و قانون‌‏مند شدن گام برداشته و جلوی بسیاری از خودسری‌‏ها گرفته شده، در راستای رشد و ترویج کشاورزی، قدم‌‏های بسیار خوبی برداشته شده، زغفران و قالین افغانی اکنون حرف اول را در جهان می‌‏زنند و روابط دوجانبه‏ اقتصادی با کشورهای مختلف رو به گسترش بوده‌‏اند.

0 پیام‌