نوروز؛ روز نو و عبور از دهلیز سرد زمستان به بهار پر ترنم

با فرارسیدن نوروز و طلوع خورشید نخستین روز بهاری، زمستان با همه سوز و سرمای طاقت فرسایش جای خود را به فصل نو و روزهای نو می‎دهد. با تابش اشعه طلایی رنگ خورشید بهاری، سبزه ‎ها کم‎کمک از زیر خاک بر روی زمین جوانه ‎زده و رویش دوباره را از سر می‎گیرند. درختان به برگ و بار نشسته و گل‎های بنفش و ارغوانی ‎رنگ در گلبوته‎ ها شکوفه داده و طبیعت جامه سبز در تن نموده و با جوش و خروش وصف ‏ناپذیر، شادابی و خرمی بیش‎تر می‎یابد. چهره زیبا و سبزرنگ طبیعت، زنگار آرامش و سکوت یک نواخت و سوز و سرما را که در فصل زمستان در جای جای سرزمین‎مان سایه گسترده بود، از بین برده و فضای

با فرارسیدن نوروز و طلوع خورشید نخستین روز بهاری، زمستان با همه سوز و سرمای طاقت فرسایش جای خود را به فصل نو و روزهای نو می‎دهد. با تابش اشعه طلایی رنگ خورشید بهاری، سبزه ‎ها کم‎کمک از زیر خاک بر روی زمین جوانه ‎زده و رویش دوباره را از سر می‎گیرند. درختان به برگ و بار نشسته و گل‎های بنفش و ارغوانی ‎رنگ در گلبوته‎ ها شکوفه داده و طبیعت جامه سبز در تن نموده و با جوش و خروش وصف ‏ناپذیر، شادابی و خرمی بیش‎تر می‎یابد. چهره زیبا و سبزرنگ طبیعت، زنگار آرامش و سکوت یک نواخت و سوز و سرما را که در فصل زمستان در جای جای سرزمین‎مان سایه گسترده بود، از بین برده و فضای عطرآگین بهاری با رایحه نرم و ملایم و دل‎ انگیزش تمامی پهن‎دشت وطن را از کران تا به کران می‎پوشاند و شور و شوق زندگی در دل‎ها را دوباره به ارمغان آورده و تلاش و کوشش و حرکت را که نشان زندگی است با ترنم خاص به کرسی می‎نشاند.
نوروز و بهار از راه می‎رسند، مردم گروه گروه با شور و شوق وصف ‎ناپذیر در بهاران به استقبال لاله‎ های سرخ‎ رنگ مزاری رفته و با شکوه بی‎مانند، «نوروز» را به عنوان نخستین روز سال نو و روز «دهقان» جشن می‎گیرند و به شادمانی می‎نشینند. گل‎های روییده بر دامان پرمهر طبیعت را به تماشا نشسته و چگونگی رویش دوباره آن را که نشانی از حیات نو و نمایش زیبای سیر تکاملی موجودات زنده است عاشقانه می‎نگرند و با لبخندی همچون لبخند گل سرخ در سپیده ‎دمان صبحگاهی، زندگی نو را با سرور و شادمانی بیش‎تر آغاز می‎کنند.
بهار 1392 با عطر و بوی طرب ‎انگیز، با طنازی‎ها و دلربایی‎های بیش از حد می‎آید. و زمین و زمان را با درخشش طلوع خورشیداش نورافشانی نموده و بذر زندگی و امید را با نوای مهر و محبت در دل صحراها و دامنه کوه‎ ها و گستره دشت‎های خاورزمین، با حرارت و گرمی هرچه بیش‎تر می‎پاشاند و دست سخاوت و نوازش مهربانانه را یک‎سان به روی همه موجودات اعم از نباتات، حیوانات و جمادات با دلسوزی بی‎پایان می‎کشد. مردم ما در بهار نو بارگاه شیرخدا در مزار شریف را با علاقه‎ مندی زیاد چراغانی نموده و آزین می‎بندند تا جلوه پرشکوه جشن دهقان را پرشکوه ‎تر از همیشه زنده نگهدارند و با برپایی همایش گرامی‎داشت از روز اول حمل، تجلیل از جشن دهقان و احترام به بارگاه شاه اولیا، هر دو را در یک روز درهم می‎آمیزند و با عشق به طبیعت و احترام به مقام شاه‎ مردان به پیشواز سال نو خورشیدی می‎روند و برای بهروزی و شکوهمندی کشور و فرزندان این آب و خاک در بارگاه سخی جان به دعا می‎نشینند و با به اهتزاز در آوردن علم روضه مبارک آغاز سال نو را به فال نیک می‎گیرند.
بهار می‎آید و دامنه‎های گلگون و ارغوان رنگ بلخ باستان و گوشه گوشه سرزمین ما را به تماشا می‎نشیند و از تماشای آن لذت می‎برد. تابش خورشید بهاری در سال نو، در کنار این‎که یخک‎های به جا مانده از زمستان را آب نموده و جوی‎بارهای زلال زندگی را از چهار طرف جاری می‎سازد و قطره قطره در کام تشنه طبیعت می‎چکاند، تا از هر قطره آن تپه ‎های پرگل سرخ مزاری موج زنان عطر خوشبوی لاله‎ های جوان را به هر سو بپراکند و شور و شوق شدن و رفتن به سوی کمال را در کالبد بی‎تحرک موجودات در تمامی زمان و مکان به ارمغان آورد. غنچه امید را نیز با گرمی و حرارت بیش‎تر در دل مردم ما می‎کارد. امید به زندگی بهتر و خوب‎تر و خوش‎تر از گذشته، امید به آینده درخشان‎تر و روشن‎تر از سال‎های قبل، امید به فردای عاری از خشونت و انفجار، امید به تحقق عدالت اجتماعی در جامعه، امید به بهروزی و شکوهمندی حالات و وضعیت مردم، امید به محو و ریشه‎کن شدن هرچه ستم و تبعیض است از کشور، امید به فرارسیدن آن روزی که چشمه‎ساران از دل زمین جوشش بهتر یافته و سیال‎تر از قبل به جریان افتد و در اثر جاری شدنش، غنچه‎ های زندگی از پژمردگی رهایی یافته و شگوفه نمایند، و برگ سبز درختان با یورش باد خزان زردی نگرفته و شرشر به زمین نریزد و قامت بلند «سرو» که ریشه در چشمه‎ ساران دارد، از سربلندی و خرمی سر به آسمان بساید و از بلندای «بام دنیا» پیام یک رنگی و همدلی را در قلوب فرزندان وطن حک نموده و با نواختن ناقوس بیداری در همه عصرها به سرایش بگیرد. و بالاخره امید به آن روزی که سرانجام دهقان وطن، در زمین خود، برای خود بذرافشانی کند، نه در زمین دیگران و برای دیگران.
اکنون در آستانه طلوع بهار 1392 قرار داریم. بیشتر از یک دهه است که مردم ما هرسال از سال‎های قبل، سال نو را با شکوه بی‎مانند بزرگ‎داشت می‎کنند و جشن گل سرخ را گرامی می‎دارند. اگرچه در این سال‏ها تند باد هولناک اهریمن تروریزم هرچه وحشیانه ‎تر به شهرها، روستاها و کشتزارهای کشور یورش آورده است؛ اما این یورش‎ها و حملات هیچگاهی نتوانسته که مردم ما را از تجلیل روزهای تاریخی که هویت ملی شان را به نمایش می‎گذارند، باز دارد و برای همین است که این‎بار با آمادگی بیش‎تر و بهتر از گذشته به پیشواز بهار 1392 خورشیدی می‎رویم تا همایش جانانه و پرشکوه دیگری را در خاطره ‎ها زنده کنیم.
آری! این بار مردم ما و فرزندان قهرمان و آزاده وطن عزم را جزم کرده ‎اند که در سپیده بهار سال نو با تجربه ‎تر و پرشورتر از گذشته همچون رعد، دل سیاهی شب و شب‎پرستان و سینه یخ‎زده زمستان و زمستانیان را می‎شکافند و در جای آن بذر لاله‎ها و سبزه‎ ها نشاط ‎آور را می‎کارند. تا هم‎زمان بارویش لاله‎ ها و شگفتن غنچه‎ ها، سرزمین پاک خود را از لوث وجود خارها که هر لحظه به پای امید و آرزوی مردم ما می‎خلند پاک کرده باشند، تا به جای هرزه بوته ‎های جهل و ناآگاهی بذرآگاهی و تخم شعور و دانش را در سراسر وطن بپاشند و بارویش گل‎ها و لاله‎های سرخ و ارغوان‎رنگ، سراسر افغانستان گلستان گردد.

0 پیام‌