مرگ اسامه و موضع گیری های جدید سیاسی در منطقه

به نظر می‏رسد که پاکستان بازی جدیدی را در امر مبارزه با تروریزم بنا نهاده و بار دیگر به دنبال فریفتن افکار عمومی برآمده تا از این طریق بتواند به بن بست‏های “مساله” ادامه دهد و از گل‏آلود ساختن آب ماهی مورد نظر خویش را بدست آورد. توجه به اظهارات مقام‏های بلند رتبه‏ی پاکستان و تبلیغات رسانه‏ای این کشور نشان می‏دهد که پاکستانی‏ها در پی مجهول کاری دیگری در این زمینه می‏باشند. آنان از یک طرف تلاش دارند دخالت خود در قتل بن لادن را انکار نمایند تا از این

انتظار می رفت که با کشته شدن بن لادن در شهرک نظامی ایبت آباد (در نزدیکی اسلام آباد) جامعه جهانی و به خصوص ایالات متحده از سیاست روشن و جدی در قبال پاکستان استفاده نموده و سیاست مماشات با این کشور را کنار گذاشته و عملا این کشور از سوی جامعه جهانی در بخش های مختلف تحت فشار قرار گیرد و حتی با تغییر سریع فضای جنگ باتروریزم، حملات به داخل پاکستان شدت یابد.
هرچند پیش از این نیز جامعه جهانی و امریکا به این نکته که ریشه اصلی تروریزم در شهرک های نظامی پاکستان قراردارد، واقف بودند و یا آنکه چنین مظنه ی در پندار جهانی وجود داشت که رهبران گروه های شورشی در خاک پاکستان حضور داشته و از این کشور حملات تروریستی را هدایت و رهبری می نمایند، اما به دلیل سیاست بازی های دوگانه پاکستان و ابهامات موجود ظاهری، صراحت و روشنی که امروز در این امر بدست آمده وجود نداشت.            
بازی پاکستانی ها با افکار عمومی
به نظر می‏رسد که پاکستان بازی جدیدی را در امر مبارزه با تروریزم بنا نهاده و بار دیگر به دنبال فریفتن افکار عمومی برآمده تا از این طریق بتواند به بن بست‏های “مساله” ادامه دهد و از گل‏آلود ساختن آب ماهی مورد نظر خویش را بدست آورد. توجه به اظهارات مقام‏های بلند رتبه‏ی پاکستان و تبلیغات رسانه‏ای این کشور نشان می‏دهد که پاکستانی‏ها در پی مجهول کاری دیگری در این زمینه می‏باشند. آنان از یک طرف تلاش دارند دخالت خود در قتل بن لادن را انکار نمایند تا از این طریق خود را از حملات احتمالی طرفداران وی محفوظ نگه دارند و از دیگر سو، سعی می کنند ذهنیت دست داشتن خود در پناه دادن به شبکه های تروریستی و از جمله رهبر القاعده را از افکار عمومی پاک سازند تا خود را همراه و همکار جامعه جهانی در امر مبارزه با تروریزم جلوه داده و پاداش ها و امتیازات آنها بهره ببرد.
مقامات پاکستانی در روزهای گذشته در کنفرانس های خبری متعددی از بی اطلاعی نیروهای امنیتی خود در حمله ی  نیروهای ویژه امریکا شکوه نموده و ظاهرا نیروهای ایالات متحده را متهم به نقض حاکمیت ملی خود نموده و خواستار عذرخواهی رسمی این کشور شده اند و حتی تهدید نموده که سیاست همکاری خود با جامعه جهانی و ایالات متحده در امر مبارزه با تروریزم را بازنگری خواهد نمود.
از طرف دیگر، مقامات زیرک پاکستانی از زیر سئوال رفتن توانمندی نیروهای امنیتی خود صحبت نموده اند و گفته اند که آنها باید از پناه گرفتن رهبر اول القاعده آگاه می بودند. مقامات پاکستان برای اثبات بی گناهی شان در تقویه و تجهیز نیروهای دهشت افکن در افکار عمومی جهان،‌ خواستار استعفای مقامات مسئول در امر امنیت شده و نیز قرار شده گروهی را مامور تحقیق در مورد علل عدم موفقیت نیروهای کشفی این کشور سازند.
مدیران سیاسی پاکستان که در اجرای سیاست های دوگانه و متناقض به پختگی لازم دست یافته و بارها توانسته اند از چنین آزمونهایی سربلند بیرون آیند، این بارهم بابرخی بازی های روی پرده در صدد فریفتن افکار عمومی و طرفداران بن لادن یکجا هستند و برای اجرایی نمودن این کار بازی جدیدی را به راه انداخته اند.
احتمالا برخی از مقامات امنیتی پاکستان جا بجا گردند تا وانمود گردد که پناه گیری رهبر القاعده در خاک پاکستان ناشی از ضعف کارکردی و عدم تعهد اخلاقی این افراد بوده و نه یک حرکت سازمان یافته و برنامه ریزی شده از طرف سازمان استخباراتی و ارتش این کشور. برکسی پوشیده نیست که حضور رهبر القاعده برای مدت طولانی در مرکز نیروهای امنیتی پاکستان آنهم در شهرک نظامی نمی تواند ناشی از خیانت های فردی باشد، بلکه یک کار سازمان یافته بوده که بدون توافق جمعی بین مقامات درجه اول حکومت و سازمان استخباراتی و نیز ارتش امکان پذیر نمی باشد و از طرف دیگر این امر نیز غیر قابل باور است که چند ساعت عملیات در مرکز نیروهای امنیتی این کشور برای از بین بردن رهبر القاعده جریان داشته باشد، ولی آنها هیچگونه اطلاعی از آن نداشته باشند.
امریکا بدنبال شبه سازی
مهمتر از بازی دوگانه پاکستان، دوچهره بودن ایالات متحده و جامعه جهانی در امر مبارزه با تروریزم می باشد که نشان می دهد این کشور نه بدنبال ریشه کن ساختن پدیده مذموم تروریزم که بدنبال اهداف دیگر در منطقه می باشد و دست یافتن به آن اهداف تنها علت لشکر کشی این کشورها به افغانستان و منطقه می باشد، وگرنه چه توجیهی می تواند وجود داشته باشد که با روشنی و صراحت بدست آمده در مورد مرکز اصلی تروریزم، چرا جامعه جهانی و ایالات متحده بازهم از سیاست مماشات با پاکستان بهره می گیرند.
با آنکه در روزهای اولیه پس از کشته شدن بن لادن مقامات بلند پایه امریکا از وجود ریشه های اصلی تروریزم در پاکستان و دست داشتن سازمان استخباراتی و ارتش این کشور در تقویه و تجهیز تروریزم صحبت می نمودند و حتی سنای امریکا خواستار بازبینی روابط پاکستان و امریکا شده بودند، در روزهای اخیر چرخشی صدوهشتاد درجه ای در سیاست های این کشور در قبال پاکستان به چشم می خورد.
رییس جمهور ایالات متحده در یکی از آخرین اظهارات خود در این زمینه از وجود شبکه های حمایتی القاعده در خاک پاکستان صحبت نموده و دولت پاکستان را هدایت داده تا از وجود این شبکه ها اطلاع حاصل نماید. وی در این مورد گفته است که پاکستان در مورد شبکه حمایتی القاعده تحقیق و باید کسانی را که با مقامات القاعده همکاری داشته اند، شناسایی نماید. دیوید پترائوس نیز گفته است که افغانستان همچنان یکی از مراکز اصلی تروریزم بوده و باید جنگ با تروریزم در این کشور ادامه یابد.
این گونه اظهارات مقامات امریکایی نشان می دهد که آنها هم در پی سبک دوش نمودن دولت و ارگانهای حکومتی و امنیتی پاکستان می باشند و می خواهند براین مسئله تاکید نمایند که تنها برخی از مقامات این کشور در پناه دادن به نیروهای دهشت افکن دست دارند و نه دولت پاکستان.
ایالات متحده تلاش دارد تا به پاکستانی ها در ساختن یک شبه هیولایی و موهوم کمک نماید که نه تنها خارج از حکومت این کشور بوده بلکه برای حکومت پاکستان نیز تبدیل به یک چالش گردیده است. تا از این طریق جایگاه پاکستان را به عنوان شریک جامعه جهانی در امر مبارزه با تروریزم در افکار عمومی حفظ و بازسازی نماید.
راهبرد دولت افغانستان
در چنین شرایطی باید اذعان داشت که دولت افغانستان با چالش جدیدی مواجه می باشد که این امر بستگی به میزان کارایی و توانمندی دیپلوماسی و رفتار دیپلوماتیک مدیران سیاسی ما دارد؛ دولت افغانستان وظیفه دارد در قالب یک دیپلوماسی فعال و به کارگیری راهبرد دیپلوماتیک موثر از بازسازی جایگاه پاکستان در افکار عمومی جلوگیری نموده و کمک فشار ذهنیت بوجود آمده در نزد ملت ها، ایالات متحده را از اجرای سیاست دوچهره در این مسئله باز دارد.
با توجه به فرصت فراهم آمده و آماده شدن افکار عمومی برای تحت فشار قرار دادن امریکا و نیروهای ناتو، دولت باید تلاش نماید تا جغرافیای جنگ علیه تروریزم به مراکز و لانه های اصلی آن کشیده شود. اگر دولت از این فرصت نتواند بهره لازم را ببرد، باید انتظار سالها قربانی شدن در این جنگ را داشته باشیم که این امر می تواند در نهایت منجر به خیزش های عمومی گردد.

0 پیام‌