فرصت های اقتصادی به سوی دهه تحول (بخش دهم)

یکی دیگر از فرصت‏های بزرگ و قابل توجه اقتصادی کشور در طول سال‏های گذشته و هم‏چنین در سال‏های پیش روی، همکاری‏های منطقه‏ای و پروژه‏های بزرگ در این محور است. مدیریت بهتر همکاری‏های منطقه‏ای و ظرفیت‏سازی در این راستا، می‏تواند فرصت‏های موجود در عرصه‏ همکاری‏های منطقه‏ای را تحقق بخشد؛ فرصت‏هایی که افغانستان می‏تواند بهترین بهره را از آن داشته باشد. افغانستان به دلیل موقعیت استراتژیک خود در منطقه، همواره به عنوان راه ارتباطی خشکی بین شبه‏قاره هند، آسیای‏میانه و خلیج‏فارس، دارای اهمیت بسزای ژئوپلیتیک و اقتصادی بوده و از مزیت طبیعی برای تسهیل تجارت و انتقال انرژی از آسیای‏میانه ـ که دارای ذخایر سرشار انرژی است، به آسیای جنوبی ـ که با کمبود انرژی مواجه بوده و به یک دهلیز حمل و نقل از

ـ همکاری‏های منطقه ‏ای
یکی دیگر از فرصت‏های بزرگ و قابل توجه اقتصادی کشور در طول سال‏های گذشته و هم‏چنین در سال‏های پیش روی، همکاری‏های منطقه‏ای و پروژه‏های بزرگ در این محور است. مدیریت بهتر همکاری‏های منطقه‏ای و ظرفیت‏سازی در این راستا، می‏تواند فرصت‏های موجود در عرصه‏ همکاری‏های منطقه‏ای را تحقق بخشد؛ فرصت‏هایی که افغانستان می‏تواند بهترین بهره را از آن داشته باشد.
افغانستان به دلیل موقعیت استراتژیک خود در منطقه، همواره به عنوان راه ارتباطی خشکی بین شبه‏قاره هند، آسیای‏میانه و خلیج‏فارس، دارای اهمیت بسزای ژئوپلیتیک و اقتصادی بوده و از مزیت طبیعی برای تسهیل تجارت و انتقال انرژی از آسیای‏میانه ـ که دارای ذخایر سرشار انرژی است، به آسیای جنوبی ـ که با کمبود انرژی مواجه بوده و به یک دهلیز حمل و نقل از آسیای مرکزی به اقیانوس هند ضرورت دارد، برخوردار است.
به تعبیر دیگر، افغانستان در میان چهار منطقه‏ پرجمعیت و سرشار از منابع دنیا؛ آسیای جنوبی، آسیای مرکزی و شمالی، شرق‏میانه و شرق‏دور قرار دارد. در این میان، در حالی که افغانستان بخش‏های کوچک هر یک از این مناطق را احتوا می‏نماید
و علایق مشترک فرهنگی، نژادی و تجارتی با آن‏ها دارد، به صورت مشخص مربوط به هیچ یک از این مناطق نمی‏باشد، در حالی‏که نمی‏تواند از هیچ کدام آن‏ها هم جدا باشد؛ در نتیجه، از این‏که افغانستان در محدوده‏ هر یک از این مناطق عظیم قرار دارد، این کشور من‏حیث یک پل وصل‏کننده میان آن‏ها واقع گردیده است.
با توجه به این موقعیت استراتژیک کشور، تاریخ افغانستان شاهد موقعیت خاص آن در مسیر راه باستانی ابریشم است که برای قرن‏های متمادی، اروپا و آسیا را به هم متصل ساخته و کمک کرده تا مردم، اموال تجارتی و اندیشه‏ها بتوانند به قاره‏های مختلف انتقال یابند. این موقعیت، پس از سقوط رژیم طالبان و توجه گسترده جامعه جهانی به کشور، بار دیگر برجسته شده و کشورهای مختلفی به خصوص ایالات متحده امریکا و کشورهای آسیای مرکزی، به دنبال احیای راه تاریخی ابریشم در محوریت افغانستان کنونی برآمده‏اند. طرحی که فعلا روی دست است، با عنوان «احیای راه ابریشم جدید» مسمی است که افغانستان در محور آن قرار دارد. این طرح توسط پروفیسور استار، رییس انستیتوت آسیای مرکزی و قفقاز دانشگاه جان هاپکینز امریکا ارایه شده است. در اندیشه‏های پروفیسور استار، به افغانستان حیثیت یک کشور هسته، نه تنها در طرح آسیای مرکزی بزرگ و در متصل شدن به سه طرح خاورمیانه بزرگ، آسیای جنوبی بزرگ و آسیای مرکزی بزرگ داده شده؛ بلکه در طرح احیای جاده ابریشم بزرگ، نقش پل میان آسیای جنوبی و آسیای مرکزی داده شده است.
با طرح این دکترین، افغانستان و شرکای بین‏المللی آن به خصوص ایالات متحده امریکا به این نتیجه رسیده‏اند که با احیای جاده ابریشم در محوریت افغانستان و سرمایه‏گذاری‏های کلان بر روی آن، می‏توان از یک‏سو در جهت رشد اقتصادی و توسعه و هم‏چنین تأمین صلح و ثبات در افغانستان کمک نمود و از سوی دیگر، بستر مناسبی برای همکاری‏های بیش‏تر منطقه‏ای و در نهایت هم‏گرایی منطقه‏ای به وجود آورد.
علاوه بر این‏که در راه ابریشم جدید، افغانستان حیثیت یک مرکز ترانزیتی و حمل و نقل را میان آسیای مرکزی و جنوب آسیا بازی می‏کند، احیای این جاده با یک تعریف نو ـ که افغانستان دهلیز این شاهراه به سوی پاکستان و هند و دریای مدیترانه باشد ـ می‏تواند اقتصاد افغانستان را متحول کند.
با توجه به این موقعیت منطقه‏ای افغانستان و اهمیت استراتژیک آن، حکومت بر اساس استراتژی همکاری‏های منطقه‏ای (2008ـ2013) توانسته به دست‏آوردهای بزرگی نایل آید. بر اساس این استراتژی، گسترش همکاری‏های منطقه‏ای یکی از خطوط اساسی و اولویت‏های اول سیاست خارجی افغانستان بوده و در این راستا، حکومت توانسته به دست‏آوردهای قابل توجهی نیز دست یابد. عمده‏ترین این دست‏آوردها به لحاظ سیاسی، حضور فیزیکی و پررنگ کشور در سازمان‏های مختلف همکاری‏های منطقه‏ای است. افغانستان در شرایط کنونی، عضویت سازمان‏های همکاری منطقه‏ای اکو(در غرب آسیا)، سارک(در جنوب آسیا)، کرک(در آسیای مرکزی) و شانگهای(در مرکز و شرق آسیا) را در دست دارد. از لحاظ اقتصادی نیز، کشور ما با تأکید بر اصل همکاری‏های منطقه‏ای، توانسته توجه کشورهای متعدد منطقه را برای اجرا کردن پروژه‏های بزرگ همکاری منطقه‏ای در محور افغانستان جلب کند و طرح پروژه‏های متعددی در این محور ریخته شود. بسیاری از این پروژه‏ها در میانه راه تکمیل قرار دارند و با نهایی شدن‏شان، تحول عمیق و مثبتی بر وضعیت اقتصادی کشور و منطقه خواهند گذاشت.

0 پیام‌