عضو برجسته مجلس نمایندگان: 6 جدی روز سیاه در تاریخ معاصر افغانستان است

نعمت ‎الله غفاری؛ عضو برجسته مجلس نمایندگان، 6 جدی؛ سال‎روز تهاجم شوروی پیشین به افغانستان را روز سیاه در تاریخ معاصر افغانستان دانست. به مناسبت سال‎روز تهاجم شوروی پیشین به افغانستان در ششم جدی 1358 خورشیدی، شیخ نعمت ‎الله غفاری؛ فرمانده پیشین جهادی و عضو مجلس نمایندگان، در گفتگوی ویژه با “انسجام” بدین باور است که جهاد مقدس مردم افغانستان، شوروی پیشین را شکست تاریخی داد. مشروح این گفت‎وگو در ذیل آمده است:

نعمت ‎الله غفاری؛ عضو برجسته مجلس نمایندگان، 6 جدی؛ سال‎روز تهاجم شوروی پیشین به افغانستان را روز سیاه در تاریخ معاصر افغانستان دانست.

به مناسبت سال‎روز تهاجم شوروی پیشین به افغانستان در ششم جدی 1358 خورشیدی، شیخ نعمت ‎الله غفاری؛ فرمانده پیشین جهادی و عضو مجلس نمایندگان، بدین باور است که جهاد مقدس مردم افغانستان، شوروی پیشین را شکست تاریخی داد. مشروح این گفت‎وگو در ذیل آمده است:

ششم جدی سال 1358 خورشیدی در تاریخ افغانستان به عنوان روز اشغال افغانستان از سوی ارتش شوروی سابق ثبت شده است، آقای غفاری شما به عنوان یکی از کسانی که شخصا در متن اوضاع و احوال آن زمان وقت قرار داشتید، می‎شود نسبت به حال و هوای حاکم آن روزها بر کشور و بیرون از کشور بگویید؟

با نام و یاد خداوند و سلام و درود بر روان پاک شهدای راه آزادی! برای پاسخ گفتن به این پرسش باید کمی به گذشته برگشت. اصلا زمینه ورود ارتش سرخ شوروی سابق به افغانستان را کودتای 7 ثور سال 1357 مهیا ساخت که در نتیجه آن نور محمد تره‎ کی، دولت داوود خان را سرنگون کرد و خود به اریکه قدرت تکیه زد. در اوایل اوضاع بسیار مبهم و نامعلوم بود و تا چند روز بعد از حادثه هیچ اطلاعی از هویت کودتاچیان در دست نبود و تنها اسم جنرال قادر مطرح بود تا اینکه در دهم ثور جلسه شورای انقلابی دولت دموکراتیک خلق تشکیل شد و آن زمان بود که مردم فهمیدند کودتا توسط عمال حزب خلق صورت گرفته است و این باعث شد تا مردم از گوشه و کنار کشور بر علیه آنان به پا خیزند. دیری نپاید که مبارزات رفته رفته شکل منسجم تر را به خود گرفت؛ البته اقدامات خشن و افراط‎گرایانه کودتاچیان بر روحیه مبارزه طلبانه مردم افزود.

آنان هر فردی که گمان می‎رفت نفوذی در میان مردم داشته باشد و امکان اینکه شاید علیه شان اقدامی انجام دهد را دستگیر و شکنجه می کردند و تداوم این وضع فضای حاکم بر کشور را بسیار تاریک و خفقان‎آور کرده بود. در داخل حزب نیز چنددستگی بوجود آمد و این باعث شد تا تسویه حساب‎های داخلی نیز آغاز شود و حفیظ‎الله امین بخاطر عطش قدرت‎طلبی که داشت تره‏کی را از بین برد و خود رهبری حزب را به عهده گرفت.

فشارها و تسویه حسابی‎های درون حزبی از یک طرف و فشار مجاهدین و مبارزین از طرف دیگر باعث شد تا پایه‎های دولت نوپای کمونیستی بیش‎ از پیش لرزان شود. لذا شوروی سابق که در پشت قضیه حامی نظام کمونیستی در کشور بود، تداوم وضعیت این چنینی برایش غیرقابل تحمل بود و این امر باعث شد تا در ششم جدی سال 1358 در هماهنگی با ببرک کارمل هزاران نفر از نیروهای ارتش خود را به افغانستان گسیل سازد. نیروهای ارتش سرخ شوروی آن زمان یکی از مجهزترین و خوفناک‎ترین نیروهای دنیا بود و گفته می‎شد که در هیچ یک از میدان‎های جنگ شکست نخورده‎اند.

اوضاع در داخل کشور بسیار متشنج و چشم‎انداز آینده بسیار تاریک و مبهم بود. در خارج از کشور و در همسایگی ما نیز انقلاب جمهوری اسلامی ایران در همین ایام به پیروزی رسیده بود و این پیروزی تأثیر بسیار زیادی بر روحیه مجاهدین ما داشت. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران فضا در جهان اسلام طوری بود که کمتر کشوری به خیزشی که منجر به قیام‎رهایی بخش‎گردد باور داشتند و اگر قیامی صورت می‎گرفت باید پسوندهای دموکراتیک، دموکراسی، سوسیالیستی و کمونیستی را با خود می‎داشت در غیر آن پیروزی امری مهال بود.

جناب آقای غفاری! انگیزه ورود شوروی در افغانستان که از دید بسیاری از تحلیل‎گران و نویسندگان پنهان مانده، چه می تواند باشد؟

اکثر کارشناسان معتقدند که رسیدن به آب‎های گرم بحر هند از اهداف اصلی لشکرکشی قشون سرخ شوروی به افغانستان بود؛ اما من فکر می‎کنم که این هدف اصلی نبوده و بلکه رژیم کمونیستی در پی لشکرکشی و کشورگشایی بود و هیچ فرقی برایش نمی‎کرد که این مسیر به بحر هند می‎رسد یا دریای زرد چین. شوروی سابق در حقیقت در پی تصرف بیش‎تر اراضی و گسترش قلمرو حکومت و اندیشه خود بود تا رسیدن به آب‎های گرم و استفاده اقتصادی از این منابع. شما می‎دانید که هجوم و لشکرکشی به افغانستان هم‎زمان با اوج گرفتن جنگ سرد میان شوروی سابق و امریکا بود و هر کدام از این دو کشور در تلاش گسترش دامنه نفوذ خود در میان سایر کشورها بود.

از سوی دیگر، برای شوروی سابق غیرقابل تحمل بود که نظامی که چندسال برای استقرار آن تلاش کرده و در این راه از دادن هیچ نوع قربانی دریغ نورزیده بود شاهد شکست و فروپاشی‎اش باشد و این شکست به معنای اولین و آخرین شکست این نظام به حساب می‎آمد.

برخی‎ها به این باوراند که موتور محرک جهاد بیش‎ترینه کشورهای خارجی بودند؛ دیدگاه شما چیست؟

نخیر، بنده کاملا با این حرف که خارجی‎ها موتور محرک جهاد مردم افغانستان بودند مخالفم. ما کمک‎های مالی و تسلیحاتی زیادی را از خارجی‎ها دریافت کردیم و این غیرقابل انکار است؛ اما این به آن معنا نیست که آنها موتور محرک جهاد بودند. این انگیزه و ایمان مردم شجاع و غیور افغانستان بود که توانست ارتش تا به دندان مسلح شوروی سابق را با کم‎ترین امکانات درهم‎بکوبد.

نقش مردم، به طور خاص مردم هزاره جات در جهاد و دفاع از کیان افغانستان چگونه بود؟

مردم افغانستان در مجموع، نه تنها در آن برهه‎ ای از تاریخ، بلکه در طول تاریخ چند هزار ساله این سرزمین یک روحیه ذلت ‎ناپذیری، شهامت و شجاعت را دارا بودند و تاریخ پر فراز و نشیب این مرز و بوم گواه این مدعا است. جهاد در مقابل کمونیست‎ها نیز یکی از این فراز و نشیب‎ها بود که مردم ما سربلندانه از آن بدر آمدند.

ساکنان هزاره‎ جات نیز در این پیروزی سهم به سزایی داشتند و نخستین حرکت‎های آزادی خواهانه توسط علما در این مناطق شکل گرفت و بعد از آن تنظیم ‎ها و احزاب ایجاد شد و با حمایت مردم رفته رفته این حرکت جان گرفت و گسترش یافت.

اگر مردم از جهاد دست می‎کشیدند، مردم، رژیم کمونیستی و کشورهای منطقه با چه سرنوشتی دچار می شدند؟

اگر مردم قیام نمی‎کردند و یا قیام شان با شکست روبرو می شد، اولا که ذلت و خواری با مردم بود و از سوی دیگر زندگی در زیر سایه حکومت کمونیستی برای مردم ما که روحیه آزادی‎خواهی داشتند به هیچ‎وجه قابل تحمل نبود. از طرف دیگر در صورت شکست قیام مردمی و پیروزی نظام کمونیستی دامنه نفوذ این نظام گسترش می‎یافت و خدا می‎داند که پس از استیلا و پیروزی نظام کمونیستی بر مردم افغانستان، کشورهای همسایه و منطقه نیز مورد تهاجم قرار می‎گرفت و در مجموع نظام جهانی که در حال حاضر وجود دارد شکل نمی‎گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی مردم افغانستان جنگ سرد و جهان دو قطبی از هم پاشید.

تحکیم و تداوم حکومت کمونیستی در افغانستان برای منطقه‎ای که ما در آن زندگی می‎کنیم، اثرات بسیار خطرناکی را در پی‎داشت، شما می‎دانید که ارتش سرخ شوروی پیشین به هر کشوری از جهان که هجوم برده بود، پیروز و موفق برگشته بود و اگر این حرکت هم تداوم می‎یافت، هیچ یک از کشورهای منطقه در امان نمی‎ماندند.

در آخر، خاطره ‎ای از آن دوران برای خوانندگان ما تعریف کنید!

در سال 1357 که علیه داوود خان کودتا شد، بنده صنف ده مکتب بودم و به خوبی به یاد دارم که در همان اوایل حکومت با حرکت‎های هجومی اقدام به دستگیری علما و شخصیت‎های که به نظر ایدئولوژیکی در مخالفت با نظام کمونیستی بودند می‎کرد و در یکی از آن شب‎ها یکی از علمای بلندپایه و جید اهل سنت از لشکرگاه نیز دستگیر شد و بعد از گذشت یک و نیم سال جسد ایشان در تپه‎ای در کنار دریای هلمند پیدا شد، جسد به حدی تازه بود که هیچ کس باورش نمی‎شد این شخص یک و نیم سال است که به شهادت رسیده و این یکی از زیباترین خاطره‎ های من از آن دوران است.

قبل از این حکایت‎ها و حرف‎هایی مبنی بر تازه ماندن اجساد شهدا شنیده بودم؛ اما این اولین باری بود که خود به چشم سر دیدم و برایم بسیار تعجب برانگیز بود.

سپاس از شما جناب آقای غفاری!

0 پیام‌