«عدالت اجتماعی» نیاز گم‌شده جامعه ما

بیستم فبروری روز جهانی عدالت اجتماعی بود. عدالت اجتماعی، دموکراسی، آزادی وقانون اساسی از مقولات مقوم اجتماعی‌اند که هر کدام از این مقولات بدون همدیگر یابی‌معنی می‌گردند ویا از اثر می‌افتند. در زیر چتر هر یکی از این معانی، معانی همدیگر شان را می‌توان دریافت، ویا به عبارت دیگر عدالت اجتماعی متضمین آزادی و آزادی متضمین عدالت اجتماعی و هردو پیرو قوانین اساسی کشورها به شمار می‌روند.

محمد رائد

بیستم فبروری روز جهانی عدالت اجتماعی بود. عدالت اجتماعی، دموکراسی، آزادی وقانون اساسی از مقولات مقوم اجتماعی‌اند که هر کدام از این مقولات بدون همدیگر یابی‌معنی می‌گردند ویا از اثر می‌افتند. در زیر چتر هر یکی از این معانی، معانی همدیگر شان را می‌توان دریافت، ویا به عبارت دیگر عدالت اجتماعی متضمین آزادی و آزادی متضمین عدالت اجتماعی و هردو پیرو قوانین اساسی کشورها به شمار می‌روند.

ولی در افغانستان این مقوله‌هابیش‌تر به صورت خام و ناپخته ووارداتی مطرح بوده‌اند. عدالت اجتماعی یکی از الزامات اساسی قوای سه‌گانهدولت محسوب می‌گردد که هرسه قوا با تبعیت از این مفهوم، می‌توانند حقانیت و موثریت شان را به اثبات برسانند، زیرا همانطوری ‌که در بالا اشاره گردید، دموکراسی محصول و معلول مستقیم عدالت اجتماعی است.مثلاً عدالت اجتماعی زمانی ضمانت اجرایی می‌یابد که انتخابات دموکراتیک براساس اصل بی‌طرفی، برنامه‌محوری ورقابت سالم اجر گردد واگر نتیجه انتخابات نتیجه بالعکس به هدف ملاحظه می‌گردد؛ عدالت اجتماعی پامال گردیده است، اگر آزادی‌های مدنی به انحای مختلف سلب گردد، سلب این آزادی‌ها، سلب عدالت اجتماعی است، چون دموکراسی بدون آزادی فاقد معنی و محتوا می‌شود.

گذشته از این امر، در پرتو تطبیق عدالت اجتماعی، بسیار از معضلات و ناهنجاری‌های اجتماعی حل می‌شوند. به عنوان نمونه، اگر در قسمت توزیع عادلانه ثروت به شهروندان توجه اساسی صورت گیرد و تمام اجتماع افغانستان بدون هیچ‌گونه تبعیض و تفاوت مدنظر گرفته شوند، انکشاف متوازن ومتعادل ممکن ومیسر می‌گردد. تأمین امنیت عدالت اجتماعی می‌تواند زمینه‌های توسعه اجتماعی را به صورت درست فراهم کند و از نابسامانی‌ها و بروز عقده‌های اجتماعی جلوگیری نماید؛ زیرا تمام پدیده‌های اجتماعی در یک بافت زنجیره‌ای و پیوسته به هم قابل فهم هستند.

در افغانستان، بی‌تردید، عدم رعایت عدالت اجتماعی ارتباط تنگاتنگی با بسیاری از مشکلات جاری دارد. در صورتی که عدالت اجتماعی خوب تأمین شود، روند توسعه در ولایت‌ها مختلف کشور به صورت عادی پیش می‌رود و بسیاری از مشکلات حل می‌گردد. به گونه نمونه، پروژه شاهراه «گردن‌دیوال» در ترانزیت و تولید و داد و ستد تجاری و همچنین پیوند دادن مرکز با ولایت‌های غربی با فاصله کوتاه، نقش به سزا دارد؛ اماده‌ها سال است که این پروژه به سر نرسیده است.

لذا از نکات اساسی و ژرف انکشاف و ترقی عدالت اجتماعی و پرداختن به آن است که بدون آن تمامی هنجارها و اساسات اجتماع از هم فروخواهد ریخت. تنهادر زیر لوای عدالت اجتماعی کشور شاهد رشد وترقی متوازن و متعادل خواهد بود.

به هر حال، در بسیاری از موارد عدالت اجتماعی قربانی گرایش‌های سمتی، لسانی و… گردیده است.به همین دلیل، ما شاهد مشکلات در زمینه‌های مختلف هستیم و این مشکلات تا زمانی که عدالت اجتماعی تطبیق نشود، همچنان پابرجا خواهد ماند

0 پیام‌