عدالت اجتماعی؛ زیر بنای حکومت داری سالم

امروز ما به یک تحول بنیادی نیاز داریم تا بتوانیم خود و کشور خودمان را نجات دهیم مردم ما باید بخاطر تحقق عدالت مبارزه کنند وهیچگاهی دست از مبارزه نکشند. امروز افغانستان قانون برای تطبیق عدالت دارد، مردم می توانند بربنیاد قانون مبارزه عدالت خواهانه را دنبال کنند، مردم ما در یک صف واحد در کنار هم برادر وار متحد شوند و در مقابل بی عدالتی ها بایستند تا روزی را شاهد باشند که قانون به نفع مردم مستضعف به کار گرفته شود، نه وسیله فشار برای گرفتن رشوه.

در جوامع بشری از کمون اولیه تا به امروز همیشه انسان به سوی کمال و ترقی قدم گذاشته و تلاش برای حاکمیت قانون نموده است.
قبل از اینکه قوانین بشری توسط بشر تدوین گردد، حضرت باری تعالی با فرستادن پیامبران خود قوانینی برای بشریت فرستاده است تا انسان توانسته باشد قدم به قدم به سوی قانون مداری حرکت کند.
از طرفی همزمان با فرستادن پیامبران الهی ناقضین قانون نیز بخاطر حفظ منافع شان تلاش های زیادی را انجام داده اند تا جلو تطبیق قوانین الهی را بگیرند.
بایک نگاه اجمالی به سیره وروش زندگی پیامبر بزرگ اسلام و یاران باوفایش بخوبی متوجه می شویم که هم پیامبر وهم تربیت یافته گان مکتب اسلام با الهام از دستورات ارزشمند اسلام هم سطح مردم عادی زندگی می کردند وهیچگاهی به تجملات روی نیاوردند بلکه همیشه در برابر اشراف واشراف زادگان قریش صف آرائی نموده ودربرابر شان مبارزه می کردند. از اینرو نه تنها هدایتگر والگو برای مردم آنروز بودند بلکه برای تمامی بشریت در همیشه تاریخ اسوه ونمونه بودند.
در مورد عدالت پیامبر بزرگ اسلام و یارانش می توانیم صد ها مثال بیاوریم و داستانها بنوسیم اما تنها ذکرمثال ونوشتن داستان در باره شخصیت پیامبر گرامی اسلام وچهره های نامدار صدراسلام کافی نمی باشد بلکه باید باعمق دل وجان به اسلام ورهبر بزرگ آن محمد مصطفی (ص) نگریست وآن را شناخت وابعاد مختلف وجودی اش را درک کرد، وآنگاه آگاهانه سیره وروش آن بزرگواررا در زندگی فردی واجتماعی خود سرمشق قرار داد.
مسلمانان باید اسلام را به عنوان مکتب نجات بخش وآزادی خواه بطور دقیق وهمه جانبه بشناسند وسپس بربنیاد شناخت ودانش خود دستورات عبادی وعملی آن را در سراسر زندگی خود جاری ساخته ودر راه گسترش این منبع جوشان نور ومعرفت تلاش پیگیر نمایند نه آنکه به شناخت سطحی بسنده نموده وبه عمق پیام های دل نشینش کاری نداشته باشند. اما باکمال تاسف ما مسلمانان صرف به داستان سرایی بسنده می کنیم و هیچ گاهی نتوانسته ایم بصورت علمی به شناخت اسلام وپیامبر گرامی مسلمانان برسیم وآن را در عمل تطبیق نموده و از آن در روشنی راه خود استفاده نمائیم که در دنیا و آخرت سرخ رویی داشته باشیم.
با توجه به مطالب بالا تحقق عدالت در جامعه یکی از اهداف رسولان الهی وپیامبر اسلام بوده است. چنانچه یکی از اصول بنیادی اسلام همین عدالت وگسترش آن درجوامع بشری است. بشرهمواره در طول تاریخ در راه تأمین وتحقق عدالت در جامعه کوشش های زیادی نموده اما هنوز که هنوز است به این هدف ارزشمند دسترسی نیافته است.
مردم افغانستان نیز مانند سایر ملتها عدالت را همچون گم شده خود درپیچ وخم تاریخ جستجو نموده وبرای رسیدن به این آرمان تلخی ها وشیرینی های زیادی را متحمل گشته اند. تاریخ پرافتخارمردم ما شاهد فداکاری ها ومبارزات گسترده شان در راستای تحقق حق وعدالت در این سرزمین است اما با تأسف تاکنون در افغانستان ما شاهد تحقق واجرای عدالت نمی باشیم، امروز از عدالت سخن گفته می شود اما درعمل کمتر تلاش می شود که بستری برای حاکمیت عدالت درجامعه ایجاد شود، ازعدالت متوازن متأسفانه هنوز در کشورما خبری نیست. جامعه ما بجای آنکه بسوی همبستگی وهمگرائی وهمیاری پیش رود بسوی هرج و مرج وواگرائی حرکت می کند، بجای آنکه به اصول برابری وبرادری مردم ما تکیه کنند با دامن زدن اختلاف در بین اقشار جامعه راه بی نظمی وبی بندوباری روز به روز هموارتر می گردد  خواسته ونخواسته سرراه عدالت سنگلاخ ها بوجود می آید که رسیدن به این هدف یعنی تحقق عدالت در جامعه را برای مردم ما دشوار ودشوارتر می سازد.
امروز شکاف طبقاتی در جامعه ما چنان ملموس است وبیداد می کند که با اندک توجه می توان متوجه شد که مردم ما در چه وضعیت وشرایطی قراردارند. درحالیکه اکثریت مردم پیچاره و مظلوم ما یک لقمه نان قاق را بسیار به مشکل می توانند پیدانمایند این درحالی است که عده ی انگشت شماردارائی های بادآورده می اندوزند وبرای فریب مردم گاهگاهی به بذل وبخشش می پردازند بدون آنکه بگویند این همه ثروت وسرمایه را ازکجا آورده اند وباچه پیشه وپیشینه ای به این همه مکنت رسیده اند درحالیکه یکی از چهره های اسلامی ویکی از شاگردان مکتب نبوت، ابوذر غفاری برای آنکه مرزبین سرمایه داران وطبقه محروم جامعه را مشخص نماید قرنها قبل نداداد: ” هیچ ثروتی اندوخته نمی گردد مگر آنکه درآن حقی ازمحرومان جامعه غصب نشده باشد.” امروزگروه کثیری را شاهد هستیم برای بدست آوردن لقمه ی نانی ساعت ها نه بلکه روزها را در سرچوک وچهارراه های شهر منتظر می مانند واکثریت شان درآخر روز ناامیدانه راهی خانه های خود می شوند بدون آنکه چیزی برا قوت لایموت خانواده خود باخود همراه داشته باشند اما هستند عده ی انگشت شماری که بدون زحمت ورنج کاخهای مجلل می سازند وسفره های رنگینی پهن می کنند وبا موترهای مدل بالا بی تفاوت از کنار کارگران وگرسنگان جامعه می گذرند وچه بسا آنان را به  تمسخر می گیرند. این وضعیت شکاف درجامعه را بیش از پیش عمیق ساخته است وهمین شکاف طبقاتی روحیه همگرائی وهمنوائی را درجامعه ما از میان برده وبه کینه ها وکدورت های اجتماعی دامن زده است. بناء ضروری است که دولت مردان ومسئولان حکومتی بیشتر ازاین خواب غفلت را کنارگذاشته وبرای ستاندن داد بی نوایان جامعه از متمولین بی خاصیت عدالت را در سایه قانون ودستورات دین مبین اسلام درهمه ابعاد جاری کنند وگرنه شکاف طبقاتی در درازمدت با تحریک احساسات مردم منجر به بحران دیگری خواهد شد.  
اکنون سوال این است که این وضعیت ازکجا پدید آمده، جواب معلوم است از بی عدالتی؛ تطبیق کننده عدالت کی است؟ بازهم جواب مشخص است، حکومت؛
پس فرض مردم چیست؟
مردم ما باید آگاهانه تصمیم بگیرند، در مقابل بی عدالتی ها ایستاد شوند، دوست و دشمن را ازهم تفکیک نمایند.
امروز ما به یک تحول بنیادی نیاز داریم تا بتوانیم خود و کشور خودمان را نجات دهیم مردم ما باید بخاطر تحقق عدالت مبارزه کنند وهیچگاهی دست از مبارزه نکشند. امروز افغانستان قانون برای تطبیق عدالت دارد، مردم می توانند بربنیاد قانون مبارزه عدالت خواهانه را دنبال کنند،
مردم ما در یک صف واحد در کنار هم برادر وار متحد شوند و در مقابل بی عدالتی ها بایستند تا روزی را شاهد باشند که قانون به نفع مردم مستضعف به کار گرفته شود، نه وسیله فشار برای گرفتن رشوه.

0 پیام‌