ضرورت بازنگری استراتژی نظامی

ستار سروش

به موازات شکل‌گیری حکومت وحدت ملی، آمار تلفات ملکی و نظامی افغانستان نیز سیر صعودی داشته است. در سه سال اخیر، بساط غم و  اندوه در خانواده‌های بسیاری از شهروندان این کشور پهن گردیده و شمار زیادی از مردم به سوگ عزیزان و نور دیده‌های از دست‌رفته‌شان نشسته‌اند. در چند روز پسین بیش از دو صد تن، اعم از ملکی و نظامی، در نتیجه‌ حملات انتحاری در پکتیا، غزنی، قندهار و کابل حیات شیرین‌شان را از دست داده و به جمع قربانیان جنگ و خشونت در افغانستان پیوسته‌اند. افزایش تلفات ملکی و نظامی از افزایش جنگ و خشونت در کشور حکایت می‌کند.

گسترش دامنه‌ جنگ و خشونت‌ها در کشور شاید ریشه در عواملی متعددی، مثل پیچیده‌شدن جنگ و تلاش برای مدیریت آن از سوی کشورهای گوناگون ذی‌نفع در راستای منافع ملی‌شان، داشته باشد؛ ولی به باور من، در کنار انجام‌ندادن کارخانگی شرکای بین‌المللی و بخصوص ایالات متحده آمریکا در قبال افغانستان، ناکارایی استراتژی نظامی حکومت وحدت ملی و فساد گسترده‌ای که در نهادهای امنیتی افغانستان وجود دارد سبب گردیده که آتش تنور جنگ و خشونت‌ها در کشور همچنان شعله‌ور باقی مانده و افراد ملکی و نظامی ما هیزم سوخت این آتش باشند. گرچند من متخصص بخش نظامی نیستم و نمی‌توانم به صورت قاطع در این بخش اظهار نظر کنم؛ ولی آدم با عقل سلیم و شواهد عینی فراوانی که وجود دارند نیز می‌تواند دریابد که استراتژی نظامی حکومت وحدت ملی، جنبه‌ دفاعی دارد و سربازان افغانستان در برابر حملات دشمن خون‌خوار و قصی‌القلب صرف از خودشان واکنش نشان می‌دهند.

این استراتژی نیاز به بازنگری دارد. سرباز دلیر و قهرمان افغان باید به جای واکنش در برابر حملات دشمن ددمنش، از خود کنش نشان داده و دشمن را در لانه‌های‌شان آرام نگذارد. به عبارت دیگر، ابتکار حمله باید در دست سربازان افغانستان باشد نه دشمن نوکر و مزدورمنشی که برای خشنودی ارباب لحظه‌ای از ویرانی این کشور و کشتن مردم دریغ نمی‌ورزند. این دشمن بیش از این سزاوار مدارا و رفتار نرم دولت افغانستان نیست و بهتر است تا دیر نشده زندگی را به کام‌شان تلخ کرد. دولت در شانزده سال گذشته با این تروریستان از در مدارا و تساهل وارد شد ولی دیده می‌شود که این‌گونه رفتار نتیجه نداده و هر روز شمار قربانیان افزایش یافته است. اکنون زمان سرکوب است و استراتژی نظامی باید از مدارا به سرکوب تغییر جهت بدهد. حکومت وحدت ملی بر علاوه‌ بازنگری استراتژی نظامی‌اش و تقویت دستگاه‌های استخباراتی کشور، در امر مبارزه با فساد در نهادهای امنیتی کشور نیز باید پا پیش گذاشته و به صورت جدی و قاطع با فساد مبارزه کند. گزارش‌هایی که از فساد در نهادهای امنیتی در رسانه‌های همگانی برخی اوقات به نشر می‌رسند تکان‌دهنده اند و مو را بر تن آدم سیخ می‌کنند. سربازانی که می‌شنوند جنرالان در نهادهای امنیتی در عوض پرداخت معاش هم‌سنگر جان‌باخته‌شان تقاضای رابطه‌ نامشروع با همسرشان دارند، می‌شنوند که هم‌صنفی‌شان در میدان نبرد محاصره شده است و روزها می‌گذرد ولی از نیروهای کمکی خبری نیست، می‌شنوند که اسلحه‌ سربازی گلوله تمام کرده و دست‌اش در برابر دشمن مجهز با سلاح‌های سبک و سنگین خالی است ولی در انتظار رسیدن گلوله، گلوله‌ دشمن بر فرق‌اش اصابت می‌کند، می‌بینند که غذای‌شان از پایین‌ترین میزان کیفیت برخورداراند و حتا مسوولان از پول کرم دندان و خوراک و پوشاک سربازان هم به جیب می‌زنند، دیگر تعهد و انگیزه‌ای برای‌شان در جهت دفاع از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی باقی نمی‌ماند. بازنگری استراتژی نظامی و مبارزه با فساد در نهادهای امنیتی افغانستان احتمالا دو گزینه‌ای اند که می‌توانند از شدت جنگ و خشونت در کشور کمی کاسته و رمق و جان تازه به صفوف نیروهای فداکار امنیتی افغانستان ببخشند.

0 پیام‌