شورای حراست و ثبات: برای یافتن راه‌حل چالش‌های موجود گفتمان ملیِ را راه‌اندازی می‌کنیم

سخنگوی شورای حراست و ثبات افغانستان اعلام کرد که این شورا به  منظور یافتن راه‌حل چالش‌های موجود به زودی با حضور نخبگان گفتمان ملیِ را راه‌اندازی می‌‌کند.

امروز (چهارشنبه- ۸ قوس) مسعود ترشتوال در یک نشست خبری پیرامون انتخابات، لویه جرگه، تشدید نفاق‌قومی، پرونده‌سازی حکومت برای مخالفان سیاسی و راه‌اندازی یک گفتمان ملی در کابل صحبت کرد و به پرسش‌های خبرنگاران پاسخ داد.

متن کامل سخنان آقای ترشتوال:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و عرض ادب خدمت همه شما دوستان محترم رسانه‌ای که در دفتر شورای حراست و ثبات تشریف آورده‌اید. قبل از این که سوالات خبرنگاران عزیز برویم، محورهای چند مساله مهم را اشاره می‌کنم:

واقعا افغانستان در یک وضعیتی قرار گرفته که به دلیل موجودیت یک حکومت ناتوان و ضعیف به صورت فوری به میدان جنگ‌های نیابتی تبدیل شده است و مجموعه‌ای که جا دارد از کارکرد آنان تقدیر شود، فرزندان با عزت مردم افغانستان، در صفوف نیروهای دفاعی ـ امنیتی و اطلاعاتی افغانستان هستند که همواره در سنگر دفاع از حریم و نوامیس ملی و از مرزهای افغانستان صیانت می‌کند و هر روز ما شاهد قربانیان زیادی در دفاع از افغانستان هستیم. ضمن این که این نقطه را هم می‌پذیریم که آمار و ارقام‌ بسیار غلط و ناسنجیده از سوی حکومت افغانستان ارایه می‌شود. جا دارد از زحمت‌کشانی که در دفاع از افغانستان می‌رزمند تشکر کنیم و به همه خانواده‌های قربانیان افغانستان چه از صفوف نیروهای دفاعی ـ امنیتی و چه از خانواده رسانه‌ای افغانستان که دوشادوش مردم در جهت تبیین واقعیت‌ها تلاش می‌کنند، سپاس‌گزاری و تشکر کنیم.

  • چند محور بسیار مهم در این شب‌ و روز در افغانستان مطرح شده و زیاد بازتاب پیدا کرده و مردم همه از آن نگران هستند. یکی از آن موضوعات بحت انتخابات است. ما امروز موقف شورای حراست و ثبات افغانستان را به عنوان بزرگ‌ترین جهت سیاسی افغانستان به مردم افغانستان و به همه افکار عمومی ابلاغ کنیم که ما در بحث انتخابات به صورت مشخص چه برنامه‌ای داریم.
  • سیاست سیستماتیک اختلافات قومی از آدرس جهت‌های رسمی افغانستان است که در این رابطه هم بسیار واضح دیدگاه‌ خود را اعلام می‌کنیم.
  • سیاست ارعاب، تطمیع، تبعید و اتهام وارد کردن حکومت به سیاسیون افغانستان است.
  • بحث لویه جرگه عنعنوی بسیار داغ و مطرح است و هستند بزرگانی که دارند این مسیر را دنبال می‌کنند.
  • ما برای عبور از وضعیت موجود و رسیدن به وضعیت مطلوب چه نسخه‌ای داریم؟

انتخابات: ما بدین باوریم که هیچ راهی جز تدویر یک انتخابات شفاف و به موقع برای دوام حکومت وجود ندارد. اگر هرشخصی یا هرنهادی و هر مجموعه‌ای که در ساختار حکومت موجود به دنبال این است که به غیر از انتخابات یک روز بیش‌تر به حکومتداری شان ادامه خواهند داد، خوابی خواهد بود که ما اجازه تعبیر آن را نخواهیم داد. این که عمر حکومت وحدت ملی به عنوان یک نسخه تحمیلی و مصلحتی نه قانونی، در پایان دوسالگی‌اش اختتام یافته بود، فقط مصلحت ملی ملک تقاضا کرد و این که بقای افغانستان برای ما معیار بود که تا اینجا از این جمپ دوسالگی اجازه گذشتن‌اش داده شد. در غیر آن، عمر حکومت وحدت ملی به عنوان یک نسخه مصلحتی و تحمیلی، نه قانونی، در پایان دوسالگی تاریخ انقضایش به پایان رسیده بود و حالا هم اگر دوستان به این فکر باشند که بدون انتخابات و با تغییر افکار عمومی و خدشه‌دار کردن پروسه انتخابات برای دوام حکومت متوسل شوند، قطعا برای شان یک ثانیه همه اجازه نخواهند بود و هرنوع وضعیتی که در افغانستان به وجود آید، مسئولیت بنیادین و اساسی‌اش به عهده کسانی است که می‌خواهند انتخابات در افغانستان برگزار نشود.

بنابراین ما انتخابات را می‌خواهیم با دوشرط: اول انتخابات حتمی برگزار شود و دوم شفافیت آن تضمین گردد و با میکانیزمی تنظیم شود که این میکانیزم یک مدل حکومتی نباشد. این مکانیزم در مشورت با همه جهت‌های سیاسی افغانستان و بزرگان سیاسی افغانستان به وجود آید. اصلاحاتی که از این میکانیزم مشورتی به وجود آید برای ما قابل قبول است. هرنوع تغییر و تحول که بدون مشورت احزاب بیاید، گام دیگری است برای مهندسی انتخابات آینده و نه گامی برای اصلاحات انتخابات افغانستان. بنابراین با این شعارهای غلط و ناشایسته، بایستی نگرانی آینده را متوجه باشند که مردم افغانستان به وضعیت گذشته برنخواهند گشت. بلکه ما متولیان حکومتی را تا زمانی قبول داریم که آنان به منافع ملی افغانستان و بقای افغانستان تمکین کنند. زمانی که متولیان حکومت به قانون اساسی افغانستان و به منافع ملی و بقای افغانستان تمکین نکنند، از ما نمایندگی نمی‌توانند. آنان دیگر در رأس حکومت نمی‌توانند باشند و هروضعیتی که به وجود آید متوجه آنان خواهد بود و تاریخ هم در مورد آنان قضاوت خواهد کرد.

پرونده‌سازی: در مورد این که این‌ها هرروز یک دوسیه‌نو ایجاد می‌کنند و هرروز یک صفحه جدیدی را باز می‌کنند برای این که ارعاب خلق کنند، وحشت ایجاد کنند، تطمیع نمایند و طرد کنند یک تعداد را از سیاست افغانستان، ما بسیار بحث واضح و روشن داریم. حکومت افغانستان به درستی بداند که تاریخ افغانستان گواه این موضوع است که هرجهت، شخص و حکومتی که به سیاست تبعید، اتهام وارد کردن، دوسیه‌سازی و سیاست عزل و نصب بیجا و طرد کردن روی آورده، نه تنها حکومت‌های شان از بین‌رفته بلکه خودشان نیز با آن رفته‌اند و این بخیر و منافع ملی افغانستان نیست. بنابراین تقاضا داریم، هرنوع دوسیه‌ای را که برای سیاسیون افغانستان، تحت هرعنوان می‌سازند، باید به درستی به آن مساله تأمل کنند، توجه کنند و عنایت داشته باشند که افغانستان را وارد یک فاز جدید می‌کنند. بناً این را ما به خیر و مصلحت نمی‌دانیم. البته، آنچه که صفت جرمی دارد، آنچه که ماهیت جرمی دارد، کار حکومت نیست که هرروز آن را داغ کند. بگذارد که نهادهای متولی این امر کار خود را به درستی انجام دهند. البته توجه کنید، ما آن پرونده‌ها و دوسیه‌های منظور مان هست که هریک از چهره‌های سیاسی اظهاراتی می‌کنند، پشت سر این اظهارات شان وحشت ایجاد می‌کنند، ترس ایجاد می‌کنند، دوسیه می‌سازند، پرونده می‌سازند که شما در ماه گذشته یا هفته گذشته چنین اظهاراتی را داشته‌اید. این اظهارات شما غیر مسئولانه است. کجایش غیر مسئولانه است؟ افغانستان به لبه پرتگاه رسیده است و جناب رییس‌جمهور با ارقام‌های غلط و با آماری که هرروز به مردم ارایه می‌کند، می‌خواهد افکار عمومی را کنترل کند. تمام کارهای که حکومت تا هنوز انجام داده برای مردم افغانستان و بهبود افغانستان محسوس و ملموس نیست.

حکومت افغانستان با سه بحران روبه‌رو است: اول بحران اخلاق؛ ما به هیچ جهت رسمی و غیررسمی افغانستان اجازه نخواهیم داد که هرروز، سیاست تشدید اختلافات قومی و بی‌باوری ملی را در کشور به وجود آورد. گهی از یک آدرس صدای اختلافات قومی بلند می‌شود و گهی از آدرس دیگر سیاست حذف هویت‌ها مطرح می‌شود و این یک سیاست غلط و نابجا است. این نمی‌تواند اعتماد ملی را برگرداند و نمی‌تواند ملت‌سازی را تقویت کند. بنابراین در این رابطه حکومت باید توجه کند و از این زاویه با بحران اخلاق روبه‌رو است. بحران اخلاق به این معنا است که خودش متولی تشدید اختلاف‌های قومی ـ تباری و هویتی در کشور می‌شود. بحران دوم بحران کارآمدی است. حکومت یک حکومت فرسوده است، یک حکومت متزلزل است و حکومتی است که از مردم بریده و به یکی دو سفارت پناه برده است. روسای حکومت وحدت ملی تکلیف شان را با ملت افغانستان روشن کنند که رییس‌جمهور و رییس اجرایه ما هستند، یا سفیر و معاون سفیر کشورهای دیگر در افغانستان! بهتر خواهد بود که این ها عملکرد و رویه شان را در جایگاه رییس‌جمهور و رییس اجرائیه افغانستان تبارز دهند نه در جایگاه سفیر و معاون سفیر کشورهای خارجی در افغانستان. وابستگی که حکومت موجود افغانستان به سفارت‌خانه‌ها دارد، در قالب ادبیات مربوط به روابط بین‌الملل از وابستگی متقابل برآمده و در حقیقت عزت، منزلت و وقار ملی افغانستان را به چالش کشیده و از سطح نمایندگی ملت افغانستان تقلیل پیدا کرده به سطح نمایندگی سفارت‌خانه‌ها در افغانستان. این قابل قبول نیست.

لویه جرگه: شخصیت‌ها و معززین که این بحث را مطرح کرده‌اند لویه جرگه عنعنوی برگزار شود. ما می‌دانیم که مشکلات افغانستان زیاد است؛ اما توجه کنیم که رویه و عملکرد ناقص حکومت سبب نشود که جهت‌هایی که در بیرون حکومت هستند آنان هم ناقض قانون باشند. ما بدین باوریم که در موجودیت قانون اساسی افغانستان و در نافذ بودن این قانون اساسی، مجال برای برگزاری مجالس دیگر نباید باشد. همه ما دست به دست هم دهیم و بیاییم به قانون اساسی افغانستان تمکین کنیم و حکومت باید لویه جرگه تعدیل قانون اساسی را برگزار کند. ما خواستار تدویر لویه جرگه مطابق قانون اساسی افغانستان هستیم و این برمی‌گردد به آن نقطه که پیش‌تر خدمت شما اشاره کردم که حکومت با بحران اخلاق روبه‌رو است، با بحران کارامدی و بحران وابستگی یکجانبه و در نقش یک کشور تحت‌الحمایه و یک کشور مستعمره دارد، تبارز می‌کند و این عملکرد متولیان امور حکومتی افغانستان، استقلال و حاکمیت ملی ما را به چالش می‌کشد، لذا برای عبور از این بحران، ضرورت بسیار جدی به این است که ما لویه جرگه قانون اساسی را دنبال کنیم. این را موافقت نامه حکومت وحدت ملی صراحت دارد که لویه جرگه قانون اساسی برگزار شود؛ اما رییس‌جمهور و رییس اجرائیه نمی خواهد لویه جرگه قانون اساسی برگزار شود و هردو از یک تفنگ خالی همدیگر هراس دارند. رییس اجرائیه نگران است که نشود لویه جرگه تعدیل قانون اساسی خواسته شود و منصب صدارت رای لازم را نیاورد. جناب رییس‌جمهور به شدت نگران است که اگر لویه جرگه تعدیل قانون اساسی تدویر شود و این پست به وجود آید و تعدیلات دیگر هم در قانون اساسی رونما شود. قانون اساسی نسخه‌ای است که اصول حکومتداری و دولت‌داری را روشن می‌کند. قانون اساسی مهم‌ترین ویژگی اش این است که تفسیرپذیر نباشد، قانون اساسی که نتوانسته به بخش اعظم مشکلات پاسخ دهد و مشارکت عادلانه را به درستی تمثیل کند، هیچ عیبی ندارد که تعدیل شود. اگر لویه جرگه تعدیل قانون اساسی خواسته شود، نخبگان افغانستان می‌آیند و روی آن بحث می‌کنند. بنابراین، ما از معززین که خواستار تدویر لویه جرگه عنعنوی هستند این تقاضا را داریم که همه شان بیایند، پا را فراتر از قانون اساسی نگذارند و برای برگزاری لویه جرگه مطابق قانون اساسی همه تمکین کنیم و این می‌تواند به عنوان یک نسخه قانونی برای عبور از وضعیت موجود و رسیدن به یک وضعیت مطلوب باشد.

برگزاری گفتمان ملی: برداشت و ذهن مان این است و اهداف مان هم قطعا براین مبنا استوار است که بقا و سلامت افغانستان از هرچهره دیگر افغانستان برای ما مهم‌تر است. اگر ما به مقایسه بگیریم و بیاییم یک طرف افغانستان را قرار دهیم و یک طرف دو نفر که در راس حکومت است، بدون هیچ پیشداوری افغانستان برای ما اولویت دارد و بقای آن برای ما مهم است. لذا برای این که ما هم نهادهای مدنی، احزاب سیاسی، سلسله روحانیون افغانستان، خانم های افغانستان، جوانان و اساتید دانشگاه و مراکز علمی  و تحقیقاتی را با خود داشته باشیم، جریان‌های بزرگ سیاسی و شخصیت‌های متنفذ و مستقل سیاسی را با خود داشته باشیم، در‌آینده نزدیک مجلسی را تحت عنوان گفتمان ملی راه اندازی می‌کنیم که همه مردم و نخبگان افغانستان دور هم جمع شوند که چطور می‌توانیم به اضافه حکومت و همه جهت‌های سیاسی بیرون حکومت، لویه جرگه قانون اساسی را برگزار کنیم. مواد زیادی از قانون اساسی افغانستان است که نیاز به تفسیر دارد و به خاطر ابهام‌زدایی از مواد تفسیربردار قانون اساسی، باید به سمت لویه جرگه قانون اساسی برویم. بحث‌هایی در مورد تعدیل نوعیت نظام سیاسی افغانستان وجود دارد و این یک ضرورت جدی است و برویم به لویه جرگه آن را به بحث بگیریم که کدام نسخه می‌تواند، حداقل مشکلات مردم افغانستان را کاهش دهد و از بسیاری چالش‌هایی که ساختاری هستند و در برداشت از قانون به وجود می‌آید، به خودی خودش و در روشنایی تعدیل قانون اساسی، مرفوع شود.

تشدید اختلاف‌های قومی: به جهت اهمیت موضوع که بحث تشدید اختلاف‌های قومی و هویتی در افغانستان دارد، کسانی از حد معمول و لازم آن عدول می‌کنند. ملت افغانستان در کنار هم زندگی می‌کند، افغانستان کشور همه اقوام، همه ملیت‌ها و همه ساکنان شریف ساکن در این کشور است و هیچ قوم در این کشور به صورت امانتی و عاریتی زندگی نمی‌کند. همه ما احساس تعلق به افغانستان داریم. افراد مغرض و افرادی با تفکر مریض که برداشت دارند، یک مجموعه در این کشور امانتی هستند، عاریتی هستند و به دنبال سیاست تشدید اختلاف های قومی و سیاست حذف هستند، توجه داشته باشند که این سیاست یک سیاست ناکام است و ما را در رسیدن به یک سیاست واحد کمک نمی‌کند. درد هرگوشه افغانستان درد همه ملت ما است. بنابراین، چه جهت‌های رسمی و چه جهت‌های غیررسمی که به چنین سیاست‌های مغرضانه و مریض تمکین می‌کنند، از ملت افغانستان نمایندگی نمی‌توانند. در هرسطحی از حکومت افغانستان و از هر آدرسی که باشند، نمی‌توانند از ملت افغانستان نمایندگی کنند.

0 پیام‌