اردوی‏ملی؛ محور همگرایی مردم افغانستان

 

 

سرزمینی به نام افغانستان محدود به جغرافیای کنونی، دهه‏ها است که در نقشه جغرافیایی سیاسی جهان جا دارد. هر چند حدود و ثغور فعلی این کشور همچون سایر ابعاد وجودی‏اش تحت تاثیر سیاست‏های دو استعمارگر شرقی، روسیه قدیم و بریتانیای کبیر شکل گرفته و بسیاری از قلمروهای شمالی، شرقی، جنوبی و حتی شمال غربی‏اش از پیکره‏ی افغانستان جدا شده اند و مرزهای تحمیلی کنونی را ایجاد کرده اند.
با این وجود، آن‏چه را امروز به نام افغانستان از نظر جغرافیایی می شناسیم نیز همواره مورد تهاجم و دخالت گسترده‏ای کشورهای دیگر قرار داشته و توسط آنان تخم واگرایی ملی پراگنده گردیده است.
پس از فروپاشی و شکست رژیم طالبان و تشکیل حکومت نوین با پایه‏ها و امید‏های وسیع‏تر، انتظار می‏رفت به زودی یک حکومت ملی فراگیر در افغانستان شکل بگیرد و تمام اقوام ساکن در کشور در یک همگرایی بی سابقه با توسل و تمسک به مجموعه‏ی ویژگی‏های وحدت آفرین گرد هم آیند و در سایه‏ای رهنمود رهبران خردمند، بنای یک جامعه نو با انگیزه‏ها، دیدگاها و طرز تفکرهای نوین را بنیان گذاشته و همه باهم برای ارتقای منزلت ملی و بازسازی سرزمین ویران شده شان دست همکاری و همیاری به هم بدهند.
متاسفانه، این رویا هرگز به آن صورت که انتظار می رفت محقق نشد و بعد از نزدیک به یک دهه از تشکیل دولت ملی جدید، با وجود کمک‏ها و حمایت‏های بی دریغ سیاسی و اقتصادی جامعه جهانی، هنوز نتوانسته ایم تهداب حکومت فراگیر ملی را به معنای واقعی کلمه و با شرکت تمامی افغانستانی‏های ساکن در کشور پی ریزی نماییم. آن‏چه تا اکنون شکل گرفته هر چند در حد خود جای شکر گذاری و تقدیر دارد؛ اما به تناسب امکانات و انتظارات مردم چیزی در خور و شایسته‏ی شرایط محسوب نمی‏شود.
چیزی که به عنوان یک مساله در ذهن هر شهروند این کشور باقی است، این است چه اتفاقاتی باعث شد که یک‏بار دیگر آرزوهای دیرینه مردم ما به طور معقول و آن‏گونه که انتظار می‏رفت، برآورده نشد؟
در فرایند تاریخ، کشورها و ملت‏های بسیاری را شاهد هستیم که با مشکلات و معضلات مشابهی همچون افغانستان دست به گریبان بوده اند؛ اما با درایت و کاردانی رهبران سیاسی از یک سو و با همگرایی و بسیج متعهدانه توده‏ها از سوی دیگر به کمترین فرصت به اهداف بلند، در راستای استقرار صلح و ارتقای منزلت ملی کشور شان دست یافته اند.
آن‏چه در عرصه‏ی بین‏المللی به عنوان اولین محور وحدت آفرین و شکل‏دهی دولت ملی انجامیده، علت وجودی سرزمین‏های حکومتی بوده است. به بیان دیگر، دولت‏مردان و مردم سرزمین‏ها با پاسخ گفتن به این سوال که کشوری با جغرافیای فعلی چگونه و در چه فرایندی شکل گرفته و نقش من و ما به عنوان شهروندان چیست؟ و توانسته اند تعلق خاطر‏شان را نسبت به سرزمین موجوده تعمق بخشند. این‏گونه خود را به مثابه‏ی خشتی برای ساختن دیوار بلند دولت ملی فرض کرده و از هر گونه توجه در زمینه دریغ نکرده اند.
در مرحله دوم، اگر مردم و یا بخشی از جمعیت کشور از نظر علت وجودی تداوم تاریخی، خود را متعلق به سرزمین موجوده نکرده باشند، اندیشه‏ای سیاسی بر مدد چنین وضعی تاخته و زمینه‏ی همبستگی فکری آن مردم را نسبت به سرزمین‏شان فراهم کرده است.
اندیشه‏ی سیاسی، نیروی است که برتر از تمام تفاوت‏های فرهنگی و جغرافیایی در یک کشور محسوب می‏شود و زمینه‏ی تعلق خاطر مردم را فراهم می‏کند.
در شکل‏گیری کشورهای عراق و سوریه امروزی نیز، عامل اندیشه‏ی سیاسی باعث شکل‏گیری حکومت‏های ملی و رهایی از تجزیه طلبی مردم آن سرزمین‏ها گردید. این ظرفیت در کشور ما نیز به صورت بالقوه وجود دارد که امیدوارم با تدبیر سردم‏داران حکومتی در راستای مصالح علیای کشور از آن بهره برداری صورت گیرد.
علاوه بر آن، نماد‏های همبستگی آفرین فراوان دیگری وجود دارد که با طرح آن زمینه‏ی اتحاد ملی فراهم خواهد آمد. ارتش ملی (اردوی ملی) با القای عرق ملی به افرادی که از نواحی مختلف جغرافیایی کشور و با زمینه‏های متفاوت قومی و زبانی به خدمت فرا خوانده می‏شوند، در پیشبرد همبستگی ملی نقش موثری دارد.
اکنون، این نقش در میان اعضای چند قومی اردوی ملی جای پای خوبی باز کرده و روحیه‏ای وطن دوستی و عشق به میهن و هموطنان، به جدایی از قوم، قبیله، نژاد و مذهب در آنان روز به روز در حال تقویت شدن است. علت توفیق اردوی ملی در بسیاری از وظایف محوله نیز نهفته درهمین امر است.
عوامل متعدد دیگری نظیر، پرچم ملی، سرود ملی، بناهای تاریخی، پایتخت ملی، جشن‏های ملی، دین و فرهنگ مشترک و بالاخره منافع مشترک می‏توانند هر کدام زمینه‏های بسیار والای برای همبستگی ملی فراهم آورد.ن قش رسانه‏ها، احزاب و جریان‏های سیاسی، اجتماعی، به ویژه نهادهای علمی و فرهنگی نیز دراین راستا بسیار مهم و موثر خواهد بود.

0 پیام‌