زوال طالبان و ظهور زنان در حوزه عمومی

دوران طالبان برای زنان افغانستان بدترین و سیاه ترین دورانی بود که آنان تجربه کردند. در این دوران، زنان از هیچ گونه حقوقی برخوردار نبودند و باید عمر در خانه گذرانده و به تولید نسل و تربیت آن می پرداختند. حوزه عمومی در این دوران یک قلمرو مردانه تعریف می شد که زنان حق ورود در آن را نداشتند. رخداد 11 سپتامبر 2001 اگر یک رخ اش فاجعه و جنایتی بود که در حق شهروندان ایالات متحده آمریکا انجام شده بود، رخ دگرش اما مایه خیر و برکتی شد برای شهروندان افغانستان، بویژه زنان.

ستار سروش

هشتم مارچ روز جهانی‌ همبستگی زنان است؛ روزی که به بهانه آن فعالان حقوق زن در سراسر دنیا به ارزیابی موقعیت و جایگاه زنان در جامعه پرداخته و سهم آنان در قدرت، ثروت، دانش و منزلت اجتماعی را مورد بحث و کنکاش قرار می‌دهند. از دید آنها، مردسالاری، یعنی قرار گرفتن مردان در مقام تصمیم گیرنده اصلی و نهایی در باب امور، عنصر کلیدی کل تاریخ بشر بوده و زنان همیشه مورد ستم واقع شده‌اند.‌ فعالان حقوق زن در این روز با برجسته کردن مردسالاری حاکم بر تاریخ بشر، فریاد برابری سرداده و ادعای حقوق برابر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… با مردان دارند.

در افغانستان با زوال رژیم طالبان و ظهور یک نظم نو سیاسی، وضعیت زنان نیز دچار دگردیسی بنیادین شد و آنها فرصت حضور در جامعه و فعالیت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی یافتند.

دوران طالبان برای زنان افغانستان بدترین و سیاه ترین دورانی بود که آنان تجربه کردند. در این دوران، زنان از هیچ گونه حقوقی برخوردار نبودند و باید عمر در خانه گذرانده و به تولید نسل و تربیت آن می پرداختند. حوزه عمومی در این دوران یک قلمرو مردانه تعریف می شد که زنان حق ورود در آن را نداشتند. رخداد 11 سپتامبر 2001 اگر یک رخ اش فاجعه و جنایتی بود که در حق شهروندان ایالات متحده آمریکا انجام شده بود، رخ دگرش اما مایه خیر و برکتی شد برای شهروندان افغانستان، بویژه زنان. هواپیماهایی که به برج دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویارک اصابت کردند، فرایند شکست انحصار حوزه عمومی از دست مردان را در افغانستان کلید زدند. به دنبال این رخداد، زمینه برای حضور جامعه جهانی در افغانستان فراهم شد و تلاش ها برای ساختن یک  جامعه قانونمند عملاً آغاز گردید. به میانجی این حضور، جای پایی برای زنان در حوزه عمومی نیز باز شد.

سال 2001 آغاز نوی برای  زنان افغان بود. آنها خاطرات روزگار تلخ دوران طالبان را دفن کرده و تلاش کردند خانه و زندگی نوی برای خود بسازند. سقف فضایی که طالبان برای زنان افغان ساخته بودند، در این سال شکسته شد و روزنه های نوی بسوی جامعه برای آنها بوجود آمد. از این زمان به  بعد زنان توانسته اند در جامعه حضور پیدا کرده و شانه به شانه با مردان به فعالیت های سیاسی و اجتماعی بپردازند. در قوانینی که به تصویب رسیده نیز زنان جایگاه برجسته ای دارند و به عنوان شهروندان این جامعه به رسمیت شناخته شده اند؛ یعنی از همان جایگاهی برخوردار اند که مرد افغان از آن بهره می برند.

گرچند هنوز هم دشواری های  فراوانی فراروی زنان  وجود دارند و زنان آن جایگاه شایسته و بایسته ی خودرا در این جامعه بدست نیاورده اند؛ هنوز هم خشونت هایی از گوشه و کنار این کشور به رسانه های گروهی مخابره می شوند و رفتارهای  ناشایست زیادی علیه این قشر ستمدیده ی جامعه اعمال می شوند، ولی با آن هم دوران بعد از سال 2001 میلادی برای قشر زن در افغانستان با هیچ دوره ی پیش از آن قابل قیاس نیست. یک و نیم دهه ی گذشته در مقایسه با دوره های قبلی، طلایی ترین دوران زنان افغان بوده است. در جریان شانزده سال گذشته زنان توانسته اند به فعالیت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی پرداخته و در حلقه های تصمیم گیری سیاسی نیز حضور داشته باشند. با توجه به حضور فزاینده ی زنان در حوزه ی عمومی و مشارکت آنها در انواع فعالیت های اجتماعی، چشم انداز آینده ی زن افغان روشن به نظر می رسد و احتمالا سطح خشونت ها نیز با بلند رفتن سطح آگاهی عمومی جامعه کاهش خواهد یافت.

0 پیام‌