رسانه های دیداری و شنیداری؛ قدرت برتر حوزه رسانه ها

رسانه های همگانی نه تنها مرزهای جغرافیایی بلکه مرزهای طبقه، نژاد، فرهنگ، سیاست، تحصیلات و حتی جنسیت را نیز برای جذابیت و سرگرمی مردم به هم پیوند می دهند. و این یعنی این که داستان تأثیر و نفوذ اجتماعی رسانه ها به هیچ وجه در این جا به پایان نمی رسد بلکه خود آغازگر مسئله مهم تر دیگری است و نیرویی بی نهایت سرکش – یعنی فرهنگ – نیز در آن نقش خود را ایفا می کند.

ایستگاه ها و شبکه های رادیو و تلویزیون از مهم ترین و حفاظت شده ترین ایستگاه های فنی و تخنیکی در سراسر جهان می باشند. که اکثر این ایستگاه های تجارتی درآمد و سودآوری فراوانی دارند و به همین جهت گفته می شود که کسب مجوز برای ساخت و ایجاد فرستنده (Media) هم چون کسب اجازه نامه ای برای چاپ پول است.
رسانه های دیداری – شنیداری از ارزشمندترین و کارآمدترین ناقلان جهان نگری و تبیین کنندگان مقررات اجتماعی در جهان امروز هستند. لذا گفته می شود نیروهایی که رسانه های دیداری – شنیداری را در اختیار دارند در حقیقت کشور را در اختیار دارند.
رسانه ها همانند سنت ها می باشد که می تواند بر کل جامعه تأثیر بگذارد. افزایش سودهای مربوط به آگهی های بازرگانی، تکرار و تقلید محتوا و درون مایه های برنامه های تلویزیون در میان کودکان، افزایش بی شمار بینندگان برنامه های زنده هنرمندان به خصوص خوانندگان و هنرمندان دنیای موسیقی، همه نمونه هایی از نفوذ و گسترش تأثیر رسانه ها هستند. در واقع رسانه های همگانی از قدرتمندترین سازمان های عصر نوین هستند. برای نمونه اکثریت عظیم مردم کشورهای بسیار پیشرفته در هر جای جهان می گویند که به تلویزیون بیشتر از هر منبع اطلاع رسانی دیگر اعتماد دارند.
بنابراین، در مقایسه با سایر رسانه ها تلویزیون به خاطر دیداری بودن، فوری بودن و راحت بودن که استفاده از آن عادت وار شده در مسابقه کسب اعتبار برنده اول است.
رسانه های همگانی فاصله میان واقعیت ها و کنش های کلان و خرد اجتماعی را کوتاه و کم می سازد. آن ها مسائل روز دنیا و درون مایه های عمومی را به نحوی به نمایش می گذارند که تمام افراد زیر تأثیر شرایط، جهت گیری ها، مقامات و انواع روش ها و عملکردهای ملی و فراملی قرار می گیرند.
هر آن چه که در رسانه ها ارائه می شوند صرف به خاطر دسترسی آسان و جذابیت و شاد بودنشان سالم و مفید نیستند. و همه برنامه ها و تبلیغات شان نیز مبتنی بر منطق و واقعیت نیستند. پس از تأثیر و نفوذ پندارها و افکار رسانه ای و کاربردهای عام اجتماعی تلویزیون بر گفتگوها و عملکردهای روزانه زندگی خود آگاه و هوشیار باشیم.
رسانه های همگانی نه تنها مرزهای جغرافیایی بلکه مرزهای طبقه، نژاد، فرهنگ، سیاست، تحصیلات و حتی جنسیت را نیز برای جذابیت و سرگرمی مردم به هم پیوند می دهند. و این یعنی این که داستان تأثیر و نفوذ اجتماعی رسانه ها به هیچ وجه در این جا به پایان نمی رسد بلکه خود آغازگر مسئله مهم تر دیگری است و نیرویی بی نهایت سرکش – یعنی فرهنگ – نیز در آن نقش خود را ایفا می کند.
همان گونه که در بالا از قدرت برتر رسانه ها در نفوذ در افکار جمعی گفتیم؛ حال با اظهار نهایت حسرت و تأسف که اکثر رسانه های همگانی کشور از این مهم غافل بوده و هنوز نیز که دولت و ملت در تمامی ابعاد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، علمی و … در اوج نگرانی و بحران است، اما با این وجود باز رسانه های ما به خصوص تلویزیون روی مسائل و برنامه های بی ارزش و پیش پا افتاده پافشاری و اصرار می کنند که نمونه زیاد را می توان مشخص کرد.

0 پیام‌