این بچه ها تروریست نیستند !

در روزهای اخیر کشتار افراد ملکی؛ بویژه توسط نیروهای خارجی به شکل غیر منتظره ی رو به افزایش نهاده و هر روز به نگرانیها از این جهت می افزاید و رفته رفته دولت و ملت افغانستان را وادار به عکس العمل های تندی در مقابل آن می سازد؛ چنانچه رییس جمهور حامد کرزی در بیانیه رادیویی اخیرش ضمن محکوم نمودن انجام حملات تروریستی از طرف مخالفین دولت، به کارگیری استراتیژی ناقص خارجی ها را مهمترین عامل ادامه کشتار غیر نظامیان دانست و شورای ملی نیز ضمن ابراز نگرانی شدید از ادامه وضعیت جاری خواهان اتخاذ تصمیم جدی تر از سوی دولت شد.
هرچند دولت افغانستان بارها از نیروهای خارجی حاضر در کشور خواسته است که کشتار غیر نظامیان را متوقف سازد، اما نه تنها به این خواسته بر حق دولت توجهی صورت نگرفته است که حتی اوضاع هر روز در حال بدتر شدن اشت و خارجی ها جرئت بیشتری نیز در کشتن غیر نظامیان از خود نشان می دهند؛ بعد از کشته شدن بیش از شصت نفر غیر نظامی در غازی آباد ولایت کنر توسط این نیروها، هم اکنون در تازه ترین اقدام، آنها چند کودک یک خانواده افغان را در منطقه دره پیچ این ولایت کشته اند تا معلوم گردد که گوش خارجیها به در خواستهای دولتمردان و مردم افغانستان زیاد بدهکار نیست.
این کودکان که به گفته مقامات محلی از شاگردان مکتب بوده و برای جمع آوری هیزم به کوه رفته بودند، هدف حمله هوایی نیروهای ناتو قرار گرفته و کشته شده اند. در واکنش به این عمل غیر انسانی، مردم محل با برپایی تظاهرات گسترده دست به راهپیمایی علیه این عمل نیروها زده و اعتراض شان را نسبت به ادامه کشتار غیر نظامیان ابراز داشتند.
البته کشتار هفته ها و روزهای اخیر، اولین و خونین ترین کشتار غیر نظامیان توسط خارجیها نبوده، بلکه این نیروها با انجام عملیات های خودسرانه بارها مرتکب چنین جنایاتی شده اند؛ چنانچه گزارش چند وقت پیش هیئت اعزامی دولت به ولایت قندهار از کشتار گسترده غیر نظامیان توسط نیروهای ناتو در جریان عملیات «امید» حکایت داشت و هم چنین کشتار مردم در دیگر ولایات که علی رغم در خواستهای مکرر دولت افغانستان مبنی بر توقف آن، تا کنون هیچ توجهی به این درخواستها صورت نگرفته است.
بدون تردید، ادامه این روند بسیار خطرناک می باشد که حتی می تواند واکنش های تند ملت افغانستان را بدنبال داشته باشد و نیروهای خارجی باید بدانند که تحمل و بردباری مردم افغانستان در مقابل خودسری های آنها اندازه داشته و یقینا روزی کاسه صبر آنها لبریز خواهد شد.
که اگر کار بدانجا ها کشد، آن وقت این نیروها مجبور خواهند بود تا تاوان سنگینی پس دهند که بعید است کشورهای غربی حاضر در افغانستان از چنین پیش آمدی استقبال نمایند.
ادامه کشتار غیر نظامیان می تواند نتایج زیانباری را بخصوص برای نیروهای حاضر خارجی در پی داشته باشد.
1- بی اعتمادی مردم به نیروهای خارجی: جامعه جهانی در سال 2001 با این استدلال که از یک طرف افغانستان مرکز تروریزم بین المللی بوده و این پدیده امنیت جهانی را تهدید می کند و از طرف دیگر حاکمیت طالبان بر افغانها، آنها را از داشتن یک زندگی آزاد و برخوردار از امنیت محروم نموده است، به افغانستان حمله نمودند.
آنها با این شعار که می خواهند صلح و امنیت را در افغانستان حاکم ساخته و حکومتی مبتنی بر خواسته ها و آروزی مردم افغانستان که حافظ جان، مال و عزت مردم باشد را در این کشور بوجود خواهند آورد و در ضمن تروریزم را ریشه کن خواهند نمود.
با توجه به همین شعارها بود که مردم افغانستان نه تنها حضور جامعه جهانی در افغانستان را پذیرفتند که حتی برای براندازی حکومت طالبان و روی کار ساختن حکومت مورد نظر جامعه جهانی با آنها همکاری نمودند و در این راه هزینه هنگفت و خساره کلان مالی و جانی را به جان خریدند. اما با گذشت یک دهه نه تنها آن شعارها از سوی جامعه جهانی محقق نشده است که حتی اوضاع نسبت به گذشته خرابتر نیز گردیده است.
بدون شک ادامه چنین روندی مردم را نسبت به صادق بودن جامعه جهانی به اعتماد خواهد ساخت و این می تواند آنها را ترغیب نماید تا ضمن پیوستن به مخالفین در مقابل نیروهای خارجی ایستادگی نمایند و عدم همکار مردم با جامعه جهانی یقینا آنها را در رسیدن به اهداف مورد نظرشان در افغانستان ناکام خواهد ساخت.
2- قدرتمند شدن مخالفین: در صورتی که کشتار غیر نظامیان ادامه یابد، مردم به این نتیجه خواهند رسید که نه تنها جامعه جهانی همکار و همدم صادق برای آنها نمی باشد و در جهت فراهم ساختن یک زندگی رفاه مند برای آنها تلاش نمی کند که حتی برعکس مشکلاتی را برایشان خلق می کند. در چنین حالتی نه تنها دیگر با جامعه جهانی همکاری نخواهند نمود که ممکن است به جمع مخالفین پیوسته و آنها را تقویه و حمایت نمایند که این امر می تواند به قدرتمند شدن مخالفین دولت منجر گردد.
3- فرسایشی شدن جنگ افغانستان: یقینا باقدرت یافتن مخالفین جنگ به این زودی ها خاتمه پیدا نخواهد نمود و موفقیت جامعه جهانی را در پرده ی از ابهام قرار خواهد داد که با توجه به تحت فشار بودن کشورهای عضو ناتو از سوی ملت های شان مبنی برخروج زود هنگام از افغانستان طولانی شدن جنگ می تواند به معنی شکست آنها تلقی گردد و آنها را وادار نماید که بدون بدست آوردن نتیجه مطلوب از افغانستان،‌ این کشور را ترک نمایند و این نیز بدان معنی خواهد بود که آنها در مقابل اذهان پرسشگر ملتهای شان، پاسخ قانع کننده نداشته باشند.
به هر صورت باید گفت راهی که جامعه جهانی فعلا در جنگ افغانستان می پیماید، راه درستی نیست در نهایت موجبات شکست و سرافکندگی این نیروهارا فراهم خواهد آورد. بنا براین لازم است که این نیروها در استراتیژی جنگی شان تغییرات اساسی را بوجود بیاورند و باید بدانند که این افرادی که در این روزها بدست آنها کشته می گردد، هیچ گناهی جز انسان بودن ندارند و باید گفت که این بچه ها تروریست نیستند. غربیها برای از بین بردن ریشه های تروریزم به افغانستان آمده اند نه برای کشتن افراد ملکی؛ مثل زنان، بچه های خرد سال و شاگردان مکاتب!
به نظر می رسد که غربی ها اگر غربی ها واقعا می خواهند با تروریزم مبارزه نمایند، خوب است که به جای حمله به این مردمان عادی و بچه های بی گناه با تغییر جغرافیای جنگ در اولین گام پناه گاهای تروریزم را در بیرون از مرزهای افغانستان مورد هدف قرار دهند. چرا که پایگاه اصلی تروریستان در افغانستان نه که در خاک پاکستان می باشد که برخی از مقامات غربی خود به این مسئله اعتراف نموده اند.
اصرار بر ادامه جنگ در داخل خاک افغانستان در حالی صورت می گیرد که دولت افغانستان بارها از جامعه جهانی خواسته تا جغرافیای جنگ را تغییر داده، به پایگاه اصلی دهشت افکنی در بیرون از مرزهای افغانستان حمله نماید؛ چرا که در غیر این صورت مخالفین در بین مردم نفوذ نموده و در این حالت، جنگ موجب خساره مند شدن و تلفات افراد ملکی می گردد.
علاوه براین باید جامعه جهانی حامیان اصلی نیروهای دهشت افکنی را تحت فشار قرار دهد و در صورتی که نتواند رابطه کشورهای حامی را با نیروهای دهشت افکن قطع نماید،‌ هرگز موفق نخواهد شد تا تروریزم را به صورت ریشه ای در افغانستان و جهان نابود سازد.
امر سومی که جامعه جهانی باید بداند این است که جنگ با تروریزم در افغانستان بدون تقویه نیروهای امنیتی افغان ممکن نیست که متاسفانه در یک دهه جنگ در افغانستان کمترین توجه در این مورد صورت گرفته است که حتی برخی از مقامات غربی نیز فراموش نمودن چنین ضرورتی را از عوامل ناکامی در جنگ افغانستان دانسته اند. این در شرایطی است که کشورهای غربی از خروج نیروهای شان در سال 2014 سخن می گویند و معتقد هستند که نیروهای افغان از آن تاریخ به بعد باید بتواند که خود مسوولیت تامین امنیت را به عهده بگیرند.

0 پیام‌