تلفات فزاینده‌ ملکی و نظامی و بی‌خیالی سران حکومتی

ستار سروش

وضعیت کشور این روزها بیش از پیش نگران‌کننده شده است. اندک روزنه‌ امیدی که شهروندان نسبت به بهبود وضعیت داشتند نیز به یأس مبدل شده و افق روشنی در قلمرو و سپهر آینده‌ نزدیک دیده نمی‌شود. جنگ و خشونت‌ها شدت یافته و جغرافیای جنگ توسعه پیدا کرده است.

بر بنیاد بعضی آمارها، روزانه حدود ۸۰ فرد ملکی و نظامی افغان قربانی بی‌خیالی سران ملکی و نظامی کشور می‌شوند. حکومت وحدت ملی در تأمین امنیت شهروندان و مهار جنگ و خشونت به صورت مطلق ناکام بوده و زمامداران آن نه تنها نتوانسته‌اند در طی سه سال حکومت‌داری‌شان گره فروبسته‌ جنگ و خشوت را باز کرده و بهبود نسبی در وضعیت امنیتی کشور بوجود بیاورند، بلکه به موازات شکل‌گیری این حکومت و قرارگرفتن زمامداران بی‌خیال آن در رأس هرم قدرت، ناامنی نیز شدت یافته و سیر صعودی‌اش را پیموده است.

در واکنش به این وضعیت، مجلس نمایندگان دو روز پیش با مقام‌های امنیتی کشور جلسه‌ استجوابیه داشت و این جلسه به خواست ‌مقام‌های امنیتی، سری اعلام شد؛ اما شماری از نمایندگان پس از پایان جلسه اظهار کردند که مقام‌های امنیتی هیچ حرف تازه‌ای برای گفتن نداشته و صرف برای پوشاندن ضعف و بی‌کفایتی‌شان از چشم مردم، خواست سری‌بودن جلسه را با نمایندگان مردم مطرح کرده اند. بر اساس گفته‌های برخی نمایندگان که مستند به سخنان مقام‌های امنیتی اند، رئیس‌جمهور صلاحیت‌های نهادهای امنیتی کشور را نیز مثل صلاحیت‌های نهادهای ملکی، در انحصار خود درآورده و سرباز افغان در بسیاری موارد حتی امر فیر بالای دشمن را ندارد که این امر خود در افزایش تلفات سربازان نقش دارد. شماری از نمایندگان رئیس‌جمهور را به انحصار قدرت متهم کرده و مدعی اند که آقای غنی از حکومت مردم‌سالار، حکومت شاهی مطلقه درست کرده و علاقه‌ عجیبی به انحصار صلاحیت‌ها در نزد خود دارد.

این اظهارات نمایندگان دور از واقعیت نیست. بخشی از همین وضعیت بد موجود ریشه در انحصارگرایی و یکه‌تازی‌های رئیس‌جمهور و دور نگه‌داشتن سایر جریان‌های سیاسی تأثیرگزار و مردمی دارد. آقای رئیس‌جمهور از روزی که در رأس اقتدار سیاسی قرار گرفت، طرح نوی حذف گروه‌ها و جریان‌های سیاسی رقیب را پی ریخت و تلاش کرد همه‌‌چیز را در چنبره‌ی اختیارات خود و یک حلقه‌ی بسیار کوچک و محدود نگه دارد. این امر سبب گردید که خلاء‌های زیادی در تمام بخش‌ها بوجود بیایند؛ زیرا حکومت‌داری، بویژه حکومت‌داری در یک نظام مردم‌سالار، یک امر جمعی و نیازمند مشارکت همه عقلای قوم و نخبگان سیاسی در تصمیم‌گیری‌ها راجع به سرنوشت ملت است نه یک امر فردی.

بنابراین، وضعیت بحرانی است و بیش از این بی‌خیالی سران حکومت وحدت ملی نه برای جریان‌های سیاسی افغانستان قابل قبول است و نه برای مردم. همه از این وضعیت به ستوه آمده و کاسه‌ صبرشان لبریز شده است. برای مردم دیگر قابل قبول نیست که فرزندان‌شان چه در مساجد و چه در میدان‌های نبرد و در سنگرهای جنگ هر روزه قربانی بی‌خیالی سران حکومت وحدت ملی شوند. بیش از این کوبیدن بر طبل انحصار و یکه‌تازی، وضعیت را تشدید کرده و شمار قربانیان را افزایش خواهد داد. تنها سلاحی که می‌توان با آن به جنگ این وضعیت رفت، خرد جمعی است و خرد جمعی مستلزم مشارکت همه است. به تنهایی نمی‌توان با این وضعیت مقابله کرد. این وضعیت ایجاب می‌کند که رهبران حکومت وحدت ملی به خاطر ادای احترام به منافع ملی کشور، از منافع کوچک شخصی و تیمی دست دارند.

0 پیام‌