تلاش بی‌ فایده پاکستان برای بازی با کارت چین

چین در راهبرد ترویج تروریسم توسط پاکستان که در سال‌های اخیر ابعاد گسترده ای پیدا کرده است منفعت چندانی ندارد. به دلیل این که تروریسم یکی از تهدیدات جدی پیش روی چین هم قرار دارد. به طوری که در سازمان همکاری شانگهای، که چین موثر ترین عضو آن است، اساسا رسالت سازمان در مبارزه با تروریسم تعریف شده است. بنابراین باید در این دو وجه متفاوت از روابط چین و پاکستان دقت کنیم و به آن توجه داشته باشیم

از رسانه ها- همسایگان/ دکتر محسن شریعتی‌نیا؛ استاد دانشگاه و کارشناس مسایل چین در گفتاری با دیپلماسی ایرانی معتقد است تلاش پاکستان برای استفاده از ابزار نزدیکی به چین برای فشار به امریکا بی‌نتیجه خواهد بود. چرا که چین و امریکا در حوزه مبارزه با تروریسم دارای منافع مشترک هستند.
سفر نخست وزیر پاکستان به چین بعد از اعمال فشار‌های بی‌ وقفه امریکا به پاکستان بعد از کشته شدن بن لادن در خاک این کشور، برای بسیاری از تحلیل‌گران این معنا را داشت که پاکستان برای رهایی از این فشار به یار و همراه قدیمی‌ خود روی آورده است؛ اما دکتر محسن شریعتی نیا؛ استاد دانشگاه و کارشناس مسایل چین معتقد است پاکستان در این مسیر راه به جایی نخواهد برد:
بحث رابطه چین و پاکستان بحث دیروز و امروز نیست. رابطه چین و پاکستان به زمان شکل گیری پاکستان و پیروزی انقلاب کمونیستی در چین در اواخر دهه هزار و نهصد و چهل برمی‌گردد و این رابطه به سرعت به یک ائتلاف تبدیل شد. به دلیل اختلاف مرزی ای که میان چین و هند وجود دارد و در سال 1962 به یک جنگ مرزی تبدیل شد، چین همیشه در موازنه قوای منطقه ای در ائتلاف با پاکستان بوده تا بتواند از این طریق موقعیت هند را در منطقه تضعیف کند.
بنابر این رابطه پاکستان و چین، رابطه ای طولانی و مبتنی بر اتحاد و ارایه انواع کمک‌ها به پاکستان از سوی چین بوده است. رابطه چین و پاکستان از نظر سنتی این چنین است و در این چارچوب سفر نخست وزیر پاکستان به چین مساله جدیدی نیست و در چارچوب روابط سنتی این دو کشور ارزیابی می‌شود.
اما نکته ای که باید به آن توجه کنیم این است که میان پاکستان به عنوان یک بازیگر منطقه ای که چین برای کنترل هند از آن استفاده می‌کند با پاکستانی که تروریسم به عنوان مهم ترین ابزار سیاست خارجی این کشور در آمده است، باید تفاوت قایل شد.
در واقع چین در راهبرد ترویج تروریسم توسط پاکستان که در سال‌های اخیر ابعاد گسترده ای پیدا کرده است منفعت چندانی ندارد. به دلیل این که تروریسم یکی از تهدیدات جدی پیش روی چین هم قرار دارد. به طوری که در سازمان همکاری شانگهای، که چین موثر ترین عضو آن است، اساسا رسالت سازمان در مبارزه با تروریسم تعریف شده است. بنابراین باید در این دو وجه متفاوت از روابط چین و پاکستان دقت کنیم و به آن توجه داشته باشیم.
در حوزه مبارزه با تروریسم، چین و امریکا منافع مشترک دارند. بنابراین در این حوزه رقابتی میان چین و امریکا بر سر پاکستان وجود ندارد. چین در حوزه تروریسم، اخیرا مشکلاتی را با پاکستان پیدا کرده است. به ویژه در سین کیانگ که تروریسم و افراط گرایی ای که در پاکستان وجود دارد، به سمت این منطقه هم گسترش پیدا کرده است.
از این جهت در موازنه سنتی قدرت که از دوران جنگ سرد همواره وجود داشته است، رابطه چین و پاکستان در قالب ائتلاف است اما در حوزه مبارزه با تروریسم، چین و پاکستان رویکرد‌های متفاوتی را دنبال می‌کنند. چین در بازی پاکستان که در واقع ترویج تروریسم است وارد نشده و رقابتی را با امریکا پیگیری نمی‌کند.
بنابراین به نظر من پاکستان نمی‌تواند از ابزار نزدیکی چین برای فشار به امریکا استفاده کند. به این دلیل که بعد از یازده سپتامبر و زمانی که امریکا به پاکستان فشار وارد کرد که در مبارزه با القاعده به این کشور کمک کند، چینی‌ها هم پاکستانی‌ها را تشویق کردند که در مبارزه با تروریسم به امریکا کمک کند. چینی‌ها هیچ گاه در خواست متفاوتی از پاکستانی‌ها مبنی بر عدم همکاری با امریکا نداشته اند.
این مساله به آن دلیل اتفاق افتاده است که در چارچوب نوین امنیت که یکی از مفاهیم مهم شکل دهنده به سیاست خارجی چین است، تهدیدات نوین و از جمله تروریسم یکی از چالش‌های اصلی پیش روی چین می‏باشد. به همین دلیل مبارزه امریکا با ترور و تروریسم بخشی از منافع چین را هم تامین می‌کند و وجود پاکستان به عنوان یکی از منابع تروریسم بین الملل در جوار مرزهای چین، خوشایند چینی‌ها هم نیست. بنابراین به نظر می‌رسد در حوزه تروریسم چین چندان روی خوشی به اقدامات پاکستان نشان نخواهد داد.

0 پیام‌