تاملی بر تدویر محافل تبلیغاتی/ تجلیل از روز جهانی کودک یا ریختن اشک تمساح!!

واقعیت این است که کودکان نه تنها در افغانستان بلکه در تمامی کشورها از مصونیت بهتر برخوردار نمی باشند. کودکان خیابانی اصطلاحی است که در هر کشور چه کشورهای پیشرفته و چه کشورهای در حال رشد و چه کشورهای عقب مانده، برکودکان سرگردان در شهر و بازار اطلاق می شود و همین اصطلاح مبین روشنی از وضعیت کودکان در افغانستان و جهان است. امروزه کودکان خیابانی به کودکانی گفته می شود که در جاده ها و سرک ها بخاطر لقمه‌ی نان سرگردانند. این کودکان بجای آنکه  در مکاتب

اولین روز ماه جون یکی از روزهای تاریخی است که از جانب مجمع عمومی سازمان ملل متحد بنام روز جهانی کودک نام گذاری شده است.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای اولین بار در تاریخ بیستم نوامبر 1989 مطابق بیست و نهم عقرب 1368 برای حفاظت از کودکان در برابر حوادث اعم از طبیعی و انسانی، کنوانسیون حقوق کودکان را به تصویب رساند. از آن تاریخ به بعد تمامی اعضای این سازمان ملزم شده اند که همه مفاد کنوانسیون تصویب شده را به اجرا بگذارند و در کنار رسیدگی به مشکلات کودکان به آماده سازی بستری مناسب جهت رشد کودکان در ابعاد گوناگون بکوشند.
امضای این کنوانسیون از جانب دولت ها یک تعهد جهانی است که برای بهبود وضعیت کودکان در تمامی کشورها صورت گرفته است و به دنبال آن همه ساله بدین مناسبت جلسات و محافلی نیز از سوی دولت ها و نهادهای سیاسی و مدنی بر گزار می گردد و چگونگی پیشرفت در این زمینه را به بررسی گرفته و راه های بیرون رفت از مشکلات را جستجو می کنند.
ماده سیزدهم کنوانسیون حفاظت از حقوق کودکان در مورد حق آزادی بیان و بهره مندی کودکان از معلومات، چنین صراحت دارد: ” کودک باید حق آزادی بیان را داشته باشد، این حق باید آزادی در جستجو، دریافت و انتقال همه انواع معلومات را شامل گردد که بدون هیچ مرزی، چه شفاهی، کتبی و یا چاپی و یا بشکل اثر هنری و یا از طریق دیگر وسایل اطلاعاتی با انتخاب کودک صورت می گیرد.”
همچنان در ماده هفدهم این کنوانسیون، دولت ها ملزم شده اند که ضمن اطمینان از دستیابی کودکان به معلومات گوناگون به منظور گسترش بهبود اجتماعی، روحی و معنوی شان، در قدم اول رسانه های جمعی را تشویق کنند تا معلومات و موادی را به عنوان منابع فرهنگی و اجتماعی برای آموزش و بالا بردن ظرفیت فکری کودکان پخش نمایند. دوم همکاری های بین المللی را در تولید، مبادله و پخش معلومات از منابع ملی و بین المللی تشویق کنند. سوم کتابهائی برای کودکان تدوین نموده  و در اختیار شان قرار بدهند تا آنان رشد بیشتر و بهتری داشته باشند. چهارم  رسانه ها را تشویق کنند تا در پخش برنامه های کودکان نیازهای زبانی کودکان را و یا آن عده از کودکانی که بومی هستند را در نظر داشته باشند. پنجم تدابیری اتخاذ نمایند که کودکان در برابر معلومات مضر حفاظت شوند.
آنچه از مضمون ماده های کنوانسیون حقوق کودکان استفاده می شود این است که جامعه جهانی در این کنوانسیون از نظر محتوا و تئوریک کوشیده در روی کاغذ کلمات و جملات بسیار زیبا، ایدآل و ارزشی را مطرح کند که اگر واقعا آنچه در سند حمایت و حفاظت از حقوق کودکان گنجانیده شده است، بطور کامل و مسئولانه تطبیق شود بدون شک مشکلات و موانع زیادی از پیش پای کودکان برطرف خواهد شد؛ چیزی که هنوز متاسفانه به عنوان یک آرزو برای کودکان باقی مانده است. وبهبودی کامل در وضعیت آنان رونما نگردیده است.
لذا با توجه اجمالی به محتوای این کنوانسیون و همچنان با توجه به اینکه امضای این کنوانسیون از سوی دولت ها و تصویب آن توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد، یک گام مثبت در راستای اهداف تعیین شده پیرامون تامین حقوق کودکان و سامان بخشیدن وضعیت کودکان در تمامی کشورها، محسوب می گردد؛ اما سؤالی که در ذهن انسان مطرح می شود این است که آیا با گذشت نزدیک به ربع قرن از تصویب این کنوانسیون، دولت ها توانسته اند بهبود قابل ملاحظه ای را در رابطه به وضعیت زندگی کودکان بیاورند؟ آیا اصلا دولت ها به تعهدات داده شده در قبال کودکان مثبت عمل کرده اند و یا بر عکس کودکان را در ابعاد مختلف مورد آزار و سوء استفاده های گوناگون قرار داده اند؟ آیا در شرایطی فعلی تا چه اندازه کودکان به حقوق شان دست یافته اند؟ امروزه  در کشورهای عقب مانده با داشتن وضعیت نابسامان اقتصادی، کودکان چه وضعیتی دارند؟ افغانستان کشوری است که دوران سه دهه نابسامانی را پشت سر گذاشته است با وجود دوره جدید و پیشرفت های که در بعضی زمینه ها رونما شده آیا توجه و تدبیری برای بهبودی وضع فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و شخصیتی کودکان توسط نهادهای مربوطه اتخاذ شده است؟ آیا در شرایط فعلی زمینه تحصیل برای همه کودکان در سر تاسر افغانستان فراهم گشته است؟ 
واقعیت این است که کودکان نه تنها در افغانستان بلکه در تمامی کشورها از مصونیت بهتر برخوردار نمی باشند. کودکان خیابانی اصطلاحی است که در هر کشور چه کشورهای پیشرفته و چه کشورهای در حال رشد و چه کشورهای عقب مانده، برکودکان سرگردان در شهر و بازار اطلاق می شود و همین اصطلاح مبین روشنی از وضعیت کودکان در افغانستان و جهان است.
امروزه کودکان خیابانی به کودکانی گفته می شود که در جاده ها و سرک ها بخاطر لقمه‌ی نان سرگردانند. این کودکان بجای آنکه  در مکاتب و مراکز آموزشی مشغول تحصیل باشند یا در سرک ها سرگردانند و یا در کنج کارخانه ها مشغول کارهای شاقه هستند و یا توسط قاچاق بران انسان ریوده شده به فروش می رسند و یا شستشوی مغزی شده مجبور به انجام اعمال تخریبی می گردند.
اینها همه نمایانگر وضعیت نامطلوب کودکان است که متاسفانه علی الرغم تلاشهای ملی و بین المللی هنوز وجود دارد. بنا براین دولت ها و نهادهای مدنی در سراسر کشورها نباید تنها به تدویر محافل به مناسبت روز جهانی کودک اکتفا کنند بلکه با تدوین راه کارهای عملی عملا در جهت حل مشکلات کودکان بکوشند و با بهبودی در وضعیت اقتصادی و فرهنگی خانواده ها از یک طرف خانواده ها را تشویق کنند که از فرزندان خود در کارهای شاقه کار نگیرند و از جانب دیگر دولت ها از جمله دولت افغانستان به طور جدی مفاد کنوانسیون را در مورد کودکان تطبیق و عمل نمایند. اگر چنین شود دیگر ما شاهد سرگردانی کودکان در جاده ها نخواهیم بود.

0 پیام‌