بامیان؛ محاصره مرگ، بی‏توجهی و مسولیت ناپذیری دولت

وضعیت زندگی در مناطق مرکزی و به ویژه بامیان، با سختی های وصف ناپذیری همراه است؛ هیچ گونه منبع انرژی حرارتی از جمله برق در اختیار مردم قرار نگرفته و قیمت اجناس اولیه و مورد احتیاج شهروندان نسبت به مناطق دیگر کشور به مراتب گران تر است؛ زیرا که مسیر و شاهراههای ارتباطی این مناطق با نقاط دیگر بخصوص نقاط مرزی کاملا خراب و نامناسب است و یا بخشی از آنها که در حال بازسازی قرار دارند، نا امن و دستخوش تهدیدهای جدیی از سوی شورشیان قرار گرفته اند

کاربران گرامی، نویسنده این مقاله آقای ضیا دانش است و در شماره 1584 روزنامه افغانستان به نشر رسیده. “انسجام” به دلیل اهمیت موضوع و روحیه انتقادی سالم این مطلب، آن را بازنشر نموده است:
مناطق مرکزی افغانستان بخصوص ولایت بامیان از ده سال بدینسو یکی از امن ترین مناطق کشور به حساب می رود و شهروندان این مناطق نقش مهمی در تثبیت و تحکیم پایه های افغانستان پسا طالبان داشته اند. هرچند در گذشته نیز این مناطق همواره مسولیت شهروندی خود را در قبال رویدادهای کشور بخوبی به انجام رسانیده است و از امن ترین مناطق کشور برای شهروندان داخلی و خارجی بود ه است.
امنیت خوب و مثال زدنی ولایت بامیان طی ده سال، نشان میدهد که مردم بخوبی در کنار دولت به انجام تکلیف و مسولیت های شهروندی خود پرداخته اند. مقامات دولتی و خارجی طی سفرهای مکرر که به این ولایت داشته اند، از امنیت خوب و ستودنی آن تمجید و ستایش کرده اند و حتی بدون محافظ به نقاط مختلف آن سفر کرده اند.
مشارکت گسترده مردم این ولایت در انتخابات مختلف ریاست جمهوری، پارلمانی، شوراهای ولایتی و نیز درخشش شاگردان این ولایت در عرصه معارف و رشد کمی و کیفی آن، نشان میدهند که حس مسولیت پذیری و تعهد به سرنوشت کشور و مسایلی ملی، جایگاه خاص و برازنده ی در زندگی سیاسی و ملی این مردم دارد.
بامیان فقر گسترده و بی توجهی دولت
آغاز انتقال مسولیت های امنیتی از بامیان؛ولایتی که به گفته مقامات دولتی نه تجهیزات کافی در اختیار نیروهای امنیتی مستقر در آن قرار دارد و از لحاظ کمی این نیروها جواب گوی وسعت جغرافیایی آن نیستند، خود نشان از اعتماد و اطمینان داخلی و جهانی به همکاریها و همراهی های گسترده ی مردم آن است و این نکته را بیان میدارد که می شود در عرصه های مختلف روی مردم آن به عنوان یک همکار و همراه در سپری کردن روزهای دشوار افغانستان حساب کرد اما نکته ی که دولت مردان داخلی و تمویل کنندگان خارجی نیز بدان اعتراف و اذعان دارند، این است که رابطه میان دولت و شهروندان در مجموع مناطق مرکزی بخصوص ولایت بامیان، یکسویه و یکجانبه است؛ به این معنا که علی رغم تلاشهای گسترده ی شهروندان در انجام مسولیت های شهروندی شان بخصوص همکاری گسترده با دولت و حضور درصحنه، دولت به کوچک ترین مسولیت خود در قبال این بخش از شهروندان کشور توجهی نکرده است.
روند تقریبا تعطیل بازسازی و تخصیص کم ترین بودجه برای این نقاط، نشان میدهد که برعکس انتظارات، این همکاریها منجر به بی توجهی دولت و فراموشی این مناطق شده است. مقایسه در آمار بودجه های اختصاصی ملی و بین المللی در مورد بامیان، نشان میدهد که در مقایسه با بسیاری از ولایات دیگر، بخصوص مناطق نا امن کشور، هیچ گونه تناسبی میان نیازهای مناطق مرکزی به صورت عام و بامیان به صورت خاص با این بودجه ها و امکانات در نظر گرفته نشده و اکثریت قریب به اتفاق وعده های کذای مقامات دولتی بخصوص شخص رییس جمهور، صرف گرفتن رای مردم و فریفتن آنها بوده است.
وضعیت زندگی در بامیان
بامیان قلب مناطق مرکزی کشور است و از جمله مناطق فقیر و پر از چالشها و مشکلات. سیاست های تبعیض آمیز حکومت ها در ادوار مختلف تاریخ، این مناطق را به باد فراموشی سپرده و از تمام امتیازات و امکانات که مناطق دیگر کشور برخوردار بوده اند، محروم ساخته است.
گذشته این مناطق حاکی از درد و رنج های تکان دهنده است که سالیان متمادی بر ساکنان آن تحمیل شده ولی انچه که مهم است، سرنوشت جدید این مناطق پس از گذار از دوره سیاه است؛ علی رغم خوشبینی های که بوجود آمد، به نظر می رسد سیطره ی روانی تاریخ گذشته بر ذهن و روح سیاستمداران کشور، باعث شده است که هنوز هم در سیاست های سازندگی و بازسازی، نیاز، لیاقت و استحقاق مناطق و مردمش در نظر گرفته نشود و بودجه های کشور دستخوش حیف و میل های ناسالم مسولان گردد و در نهایت مناطقی مثل مناطق مرکزی کشور، از حقوق و امتیازات خود محروم شوند.
وضعیت زندگی در مناطق مرکزی و به ویژه بامیان، با سختی های وصف ناپذیری همراه است؛ هیچ گونه منبع انرژی حرارتی از جمله برق در اختیار مردم قرار نگرفته و قیمت اجناس اولیه و مورد احتیاج شهروندان نسبت به مناطق دیگر کشور به مراتب گران تر است؛ زیرا که مسیر و شاهراههای ارتباطی این مناطق با نقاط دیگر بخصوص نقاط مرزی کاملا خراب و نامناسب است و یا بخشی از آنها که در حال بازسازی قرار دارند، نا امن و دستخوش تهدیدهای جدیی از سوی شورشیان قرار گرفته اند. شور و اشتیاق جوانان این مناطق به تحصیلات عالی و تحصیل در مقاطع مختلف، تحسین بر انگیز است اما کمبودی ها وبی توجهی ها در عرصه تامین امکانات مورد نیاز، چالش عمده و رنج اور در این مورد حساب می شود.
مشکلات صحی و کمبود نگران کننده ی خدمات پزشکی از دیگر نارسایی های دولت و مسولیت نا پذیر این نهاد است. بیماران این مناطق، برای معالجه عادی ترین بیماری خود از دهها و گاهی صدها کیلومتر دور تر به کلینک های کوچک محلی سفر می کنند و گاهی حتی مجبور می شوند به کابل سفر کنند.
اهمیت بامیان
بامیان تنها به این خاطر که در عرصه های مختلف طی ده سال گذشته همکار دولت بوده است و به خوبی در این راستا نقش و مسولیت خویش را انجام داده، برای افغانستان جدید و آینده آن مهم نیست بلکه از جنبه ها و زوایای دیگر نیز نقش کلیدی و برجسته مناطق مرکزی و بخصوص بامیان را نمی شود در سرنوشت افغانستان و گذار کشور از بحران نا دیده گرفت؛ منابع غنی معدنی که در نقاط مختلف آن قرار دارد، حیات وحش بکر و مناطق تفریحی طبعی ان، آثار باستانی و تاریخی که شهرت جهانی دارند و… از موارد دیگری هستند که اهمیت و نقش این ولایت را برجسته می سازد و می طلبد که دولت مردان بخاطر رعایت مصالح ملی و کشور، اهتمام جدی و لازم در این مورد را داشته باشند.
نا امنی ها راههای ارتباطی و تاثیرات نا گوار آن
از مدت هفت هشت سال بدینسو، راههای ارتباطی بامیان به مناطق دیگر از جمله کابل به صورت روز افزونی نا امن شده است. غارت اموال، تلاشی و آزار مسافران، قتل و کشتار، سوختاندن موترهای حامل مواد ضروری به مناطق مرکزی و… از موارد روز مره ی است که در هرکدام از مسیر های ارتباطی این ولایت روخ می دهد.
قصه و داستان حاکم بر ذهن و سخن مسافران و عابرین این مسیرها، برخورد با افراد مسلحی هستند که به ظاهر شبیه شورشیان مسلح اند و آنها به راحتی در کنار خانه های اطراف جاده های منتهی به بامیان، سنگر می گیرند و به وسایط حامل مسافرین حمله می کنند.
این وضعیت باعث شده است که عابرین و مسافرین که به مقصد بامیان عازم هستند و یا از بامیان خارجی می شوند، هرگز احساس امنیت نکنند و حتی کسانیکه به گونه ی با موسسات داخلی و یا دولت همکاری دارند، جرئت سفر از این مسیر ها را نداشته باشند.
سایه شوم نا امنی بر وضعیت زندگی و معیشت مردم تاثیر مستقیم گذاشته و به بیکاری و فقر دامن زده است و حتی آثار روانی گسترده ی را نیز به بار آورده است.
دولت و شعار های بی عمل
در مسیرهای ارتباطی بامیان با مناطق دیگر، تنها مردم عادی متضرر نشده اند، بلکه مقامات دولتی نیز بارها جان خود را از دست داده اند و اموال نهادهای مختلف آن غارت و چپاول شده است. دولت در واکنش و عکس العمل به این موارد و اعتراض مکرر مردم ورسانه ها، هراز چند گاهی از اقدامات متقضی و عاجل سخن گفته است اما در عمل، تدابیر موثر و راهگشا در این باره دیده نشده است. طی سال گذشته دولت از افراز پوسته های ثابت و سیار بیشتر در این مسیر ها سخن می گفت اما به هردلیلی عملی نشد و پوسته های قبلی ایجاد شده نیز کارای مورد نظر در این زمینه را نداشته است.
اینک با گذشت چندین سال، همچنان این شاهراهها با خطر مرگ، ترس و اضطراب همراه هست و این وضعیت پیامدهای ناگواری را بر زندگی مردم بر جای گذاشته است.

0 پیام‌