اثر تبلیغات سیاسی در روند انتقال قدرت

یکی از پیش زمینه های کسب قدرت در نظام دموکراسی بشکل مسالمت آمیز آن تبلیغات سیاسی است که همواره در جریان و معاملات سیاسی چه در مواقع انتقال قدرت و چه پس از انتقال قدرت نقش اثرگذار را دارا می باشد، چنانچه در موقع انتقال قدرت هر یک ازاحزاب سیاسی که از کاندیدان مورد نظر خویش حمایت می نمایند و چه خود کاندیدان مستقل هر یک دست به کمپاین و تبلیغات سیاسی زده  و شعار های ملی گرائی، عقیدتی، اجتماعی، اقتصادی سر میدهند. و با اشتراک در گردهمائی ها و رسانه ها خط  مشی خویش را اعلام می نمایند، تا بتوانند از اینطریق جایگاه خویش را در بین توده ها جهت بدست آوردن قدرت سیاسی تثبیت نمایند. و یا هم پس از انتقال قدرت چه به اهداف خویش نایل آیند و یا هم به سر

یکی از پیش زمینه های کسب قدرت در نظام دموکراسی بشکل مسالمت آمیز آن تبلیغات سیاسی است که همواره در جریان و معاملات سیاسی چه در مواقع انتقال قدرت و چه پس از انتقال قدرت نقش اثرگذار را دارا می باشد، چنانچه در موقع انتقال قدرت هر یک ازاحزاب سیاسی که از کاندیدان مورد نظر خویش حمایت می نمایند و چه خود کاندیدان مستقل هر یک دست به کمپاین و تبلیغات سیاسی زده  و شعار های ملی گرائی، عقیدتی، اجتماعی، اقتصادی سر میدهند. و با اشتراک در گردهمائی ها و رسانه ها خط  مشی خویش را اعلام می نمایند، تا بتوانند از اینطریق جایگاه خویش را در بین توده ها جهت بدست آوردن قدرت سیاسی تثبیت نمایند. و یا هم پس از انتقال قدرت چه به اهداف خویش نایل آیند و یا هم به سر منزل مقصود نرسیده باشند کارکرد های دولت را زیر زره بین خویش قرار داده تا از این طریق بتوانند آنرا به نقد و بررسی بگیرند.
تبلیغات نیز در میان احزاب سیاسی در جریانات سیاسی روز مره نقش خود را داشته و جهت جاه افتادن بین توده ها و نفوذ سیاسی در لایه های مختلف جامعه با راه اندازی نشریه های حزبی، راه اندازی محافل سیاسی جهت گیری با پالیسی های حکومت دست به تبلیغات زده تا بتوانند جایگاه خویش را در صفحات سیاسی بازگشائی نمایند. تبلیغات سیاسی را میتوان به دوکتگوری تقسیم بندی نمود اولاً تبلیغات سیاسی که همواره کار برد خویش را در معاملات سیاسی دارا بوده و آنهم معاملاتیست که چه احزاب و چه شخصیت های با نفوذ سیاسی از خود دارای یک پلان راهبردی معین و مشخص می باشند که بتوانند دولت را از منجلاب سیاسی، اقتصادی، اجتماعی رهانیده که چنین راهبرد ها همواره صحبت از تکثر گرائی حزبی و سیاسی، همگرائی، مشارکت سیاسی، عدالت اجتماعی می نمایند که پیاده شدن چنین تبلیغات سیاسی در عمل منحیث یاور و بازوی توانمند همواره رهائی بخش جامعه از تاریکی های سیاسی به سوی روشنائی ها است که این خود پیام آور وحدت و یکپارچکی ملی است چنانچه دو ورژه نوشته: “تبلیغات مبارزه میان طبقات و دسته های اجتماعی است که تشکیل دهنده ملت را هدف ندارد، بلکه دست کم به ظاهر از وحدت ملت سخن میراند، تبلیغات، وسیله ای برای همگونی یا شبه همگونی اجتماعی است”. “دو ورژه اصول علم سیاست، ترجمه ابولفضل قاضی، ص 165”.
اما نوع دوم تبلیغات که میتوان آنرا تبلیغات سوء نامید که هدف آن  همانا عوام فریبی است که در ظاهر صحبت از منافع ملی می کند اما در باطن امر درپی بدست آوردن منافع شخصی است. این نوع تبلیغات اثر سوء بالای کارکرد های حکومت و در مجموع دولت داشته که خود بحران زا بوده و تشنج سیاسی را ببار می آورد زیرا شکست خوردگان قدرت توده ها را وسیله رسیدن به هدف سیاسی قرار داده واز وچود آنان به عنوان یک حربه سیاسی در راستای بدست آوردن قدرت استفاده می کنند. البته در جوامع مدرن که توده ها خود به پختگی سیاسی رسیده اند و خوبتر میتوانند که منافع ملی خویش را درک نمایند این نوع تبلیغات کوچکترین اثر بالای اذهان آنان نمی گذارد بلکه خود توده ها پیروان این نوع تبلیغات را در حاشیه رانده و از صفحات سیاسی محوشان می سازد. اما متاسفانه در جوامع سنتی که آمار بیسوادی و عدم تجارب سیاسی توده ها بیشتر زمینه را برای پیاده شدن تبلیغات سوء فراهم ساخته و با دست زدن به تظاهرات خشونت آمیز و حتی دست بردن به اسلحه و تشکیل گروه های شبه نظامی دولت را به چالش می کشند و از این طریق خواستار رسیدن به قدرت می باشند، بنابر این بر حکومت کنندگان است که یک تصویر روشن از پالیسی و تصامیم سیاسی خویش داشته و توده ها را در جریان قرار دهند و حرکات موزون به منافع ملی داشته باشند و با فراهم آوری تسهیلات زمینه های آموزش و پرورش، توزیع عادلانه ثروت، ایجاد زمینه های شغلی و کارخانه های تولیدی و دیگر موارد ارزنده ی اجتماعی و فرهنگی میتوان سد و مانع برای تبلیغات سوء ایجاد نمود چنانچه گفته اند: “تبلیغات فقط برای زمانی کوتاهی موفق است مگر اینکه با نوعی حالت از پیش موجود فکر عمومی ویا با تمایلات اجتماعی همدردی مسالمت آمیز داشته باشد و اگر با حالت یا تمایل ار پیش موجود تضاد داشته باشد، موفق نخواهد بود” سایت ادوارد، انسیتوت سیاسی، ص 516.
تبلیغات در عرصه جهان سیاست هم به گستردگی مورد استفاده است و همه دولت ها برای تاثیر گذاری بر گروه های خاص ومورد نظر در دولت های دیگر، به آن متوسل می شوند علی الخصوص درنظام های دیکتاتوری که توام با خفقان ونبود آزادی بیان و سلب حقوق مدنی و سیاسی شهروندان همراه است بیشتر چنین حکومت ها از درون متلاشی می شوند زیرا نمیشود خواست های ملت را با خشونت پاسخ داد، نمونه آن کشور های خاور میانه نظیر مصر، لیبیا و تونس که یکی پی دیگری با انقلاب و تهاجم مردمی مواجه می شوند و یکی پی دیگری  فرو می ریزند زیرا ترقی و پیشرفت در جوامع مدرن و انعکاس آن درجوامع دیگرخود تاثیر بر جوامع سنتی علی الخصوص رژیم های دیکتاتوری و سلطنتی داشته و انقلابیون خواستار ملحق شدن به این قافله تمدن می باشد.
بناً آنچه تا اینجا گفته شد به این نتیجه  می رسیم که تبلیغات سیاسی در صورت  میتواند جایگاه خویش را در قدرت تثبیت نماید که بدور از ملاحظات و منافع شخصی بوده، فقط توأم با عمل بوده و منافع ملی را در صدر اولویت خویش قرار دهد.

0 پیام‌